همسایه دیوار به دیوار/ پنجم
11 فروردین 1400
11 فروردین 1400

سفرنامه افغانستان / ششم

باغ بابری از باغ های بزرگ ، تاریخی و تفریحی کابل است.مردم زیادی برای بازدید و تفریح به باغ آمده بودند.این باغ در حاشیه جنوبی کابل از زمان “بابرشاه” به یادگار مانده است.قدمت این باغ حدود ۵۰۰ سال است. در درون همین باغ کاروانسرایی به عمر بیش از یک قرن است.برخی از آن به عشرتکده بابر هم نام می برند.عصر جمعه که ما به باغ رفتیم خانواده های افغانی و جوانان بسیاری برای تفریح به آنجا آمده بودند.حدود دو سه هزار نفر در باغ بابر نشسته بودند.از ترافیک سنگین ورودی باغ بابر مشخص بود مردم زیاد به این باغ می آیند. خوشخبری هم نوشته بودند که روزهای چهارشنبه مخصوص “سیاه سر” (خانمها)هاست. خانم ها خیلی کم در بازارها و تفرجگاه هها دیده می شوند.نام دیگر بابر(baber)ظهیر الدین محمد و از حکمروایان هندوستان بوده است و وقتی کابل را تصرف می کند بنای این باغ را می گذارد.قصر ملکه که قصر بسیار بزرگ و زیبایی است در همین باغ ساخته شده است.”بابر” تفکرات وحدت بخش بین شیعه و سنی ترویج کرده و از آخرین پادشاهان دوران طلایی اسلامی به شمار می رود.آن زمان نام آن منطقه ” خراسان بزرگ” (خراسان فعلی تا کابل امروزی)بوده است.بابر وصیت می کند در همین باغ به خاک سپرده شود.در این باغ مسجدی از سنگ مرمر ساخته شده که به مسجد مرمرین معروف شده است.

هواپیمای کابل به هرات با دو ساعت و نیم تاخیر پرواز کرد.ساعت حدود ۱۳ و سی دقیقه هواپیمای بوئینگ شرکت افغان ایربعد از چند تکان اساسی چرخ هایش را روی زمین انداخت.وقتی ما نشستیم دو هواپیمایی نظامی و سه هلی کوپتر پرواز کردند.هوا نسبتا گرم است.فرودگاه هرات بسیار کوچک و محلی است.فقط در همین حد است که هواپیمایی بتواند فرود بیاید و پرواز کند.محوطه فرود قیرریزی (آسفالت)شده بود و مابقی خاکی و قلوه سنگ.چند قدمی که فاصله گرفتیم به یک خانه کاه گلی رسیدیم.کنار خانه کاه گلی برخی از هراتی ها به استقبال مسافرانشان آمده بودند.چند جوان و نوجوان هم فرغون به دست منتظر بودند تا بار و اثاثیه مسافران به تاکسی ها برسانند.بچه ها برای گرفتن بار مسافران رقابت شدیدی داشتند.چند پیرمرد هم بودند که مثل نوجوان ها جسور نبودند. اگر کسی بار می سپرد قبول می کردند و گرنه در آفتاب گرم ایستاده بودند تا پرواز بعد برسد.ساختمان میدان هوایی هرات در دست ساخت است.وسیله ای شبیه تراکتور و تریلی پشت سرش اموال مردم را از کنار هواپیما می آورد.هر کسی باید خوش وسایلش را پیدا کند.وسایلمان را گرفتیم.تنها تاکسی میدان هوایی را کرایه کردیم و به سمت شهر هرات حرکت کردیم.هرات سرسبز است.فاصله میدا هوایی تا هرات حدود ۱۷ کیومتر است.وقتی به راننده می گوییم ایرانی هستیم؛می گوید ۱۵ سال در تهران قصابی داشته ام.برای ۱۷ کیلومتر معادل ۱۰ هزار تومان ایران پرداخت کردیم.۴۷ هرات ؛ بهتر از کابل به چشم می آید.خیابان هایش تمیز تر است.ما حدود ۲ ساعت وقت داریم تا از چند جای دیدنی هرات بازدید کنیم.تاکسی دربست گرفتیم.۱۲ هزار تومان قرار گذاشتیم پرداخت کنیم. راننده تاجیک است و می گوید اکثر مردم هرات تاجیک هستند.می گوید ۲۰ سال در بازار روسها (مشهد مقدس)مغازه داشته ام. خانه ام در طلاب بوده است.از نیروهای جهادی است.می گوید بعد صلح دوباره به هرات برگشتم و روزی ام را فرمان ماشین تامین می کنم.ابتدا به مسجد بزرگ هرات می رویم.مهربان مردی است.خودش از ماشین پیاده می شود و می گوید می آیم تا برایتان توضیح دهم.۴۸ هرات یکی از مراکز تمدن در تاریخ کهن خراسان بزرگ به شمار می رود. تیموریان هرات را به عنوان پایتخت انتخاب کردند.مسجد جامع هرات در ردیف پنجم از مساجد بزرگ دنیا قرار گرفته است.اگر بخواهم بگویم مسجد هرات چگونه مسجدی است باید بنویسم : مسجد جامع گوهرشاد در صحن حرم رضوی.هر دو مسجد به مدیریت خانم گوهر شاد خاتون بنا و تجدید بنا شده است.۴۹ نام گوهرشاد خاتون در ردیف زنان نام آوازه ثبت شده و در عصر تیموریان زندگی کرده است.وقتی وارد صحن مسجد شدم گویا آدم طی الارض کرده است به مشهد ؛ به حرم حضرت رضا علیه السلام.باید کفش هایمان را در بیاوریم.این تذکر روی تابلویی در بالاسر درهای ورودی نصب شده است.هوا بس ناجوانمردانه گرم وداغ بود. جوان افغانی که در سایه نشسته بود ؛گفت از روی سنگ سفید برو!با خودم گفتم احتمالا به مقدسات توهین کردم! از روی سنگ های سفید رفتم و بعد فهمیدم سنگ های سیاه داغ هستند و پایم می سوزد ولی سنگ های سفید سرد هستند.حکمت آفرینش الهی است!سنگ های مرمر سفید کف حیاط مسجد در داغ ترین هوا هم سرد می مانند.۵۰نماز خواندیم و به یادگار از بزرگترین کاسه ی مسی مسجد بزرگ هرات عکس گرفتیم.قدمت مسجد به ۱۴۰۰سال پیش بر می گردد.۵۱ بنای اصلی مسجد هرات که بسیار کوچکتر بوده است به قبل اسلام بر می گردد.این مکان عبادگاه مردم آن زمان بوده ولی بعد اسلام به مسجد تبدیل می شود.کاش بیشتر وقت داشتیم و همین!هرات حرف برای گفتنبسیار دارد. صحن مسجد جامع هراتبرای معرفی هرات به نظرم شعر “عبدالکریم تمنا” را هم می شود خواند که هرات به درستی در خراسان بزرگ نقش وجایگاه بی بدیلی داشته است.ای هرات ای منبـع علم و فضیلت گستری *** ای شده نام تــو نامـــــی در نـــوابغ پــــــروریشرق را بر غرب اگر باشد کمال و امتیاز ****برتــو می‌نــــازد کــه دارد افتخــــار مـــــــادریگر عـــروس غــزنه را زیـــور بیاراید جمـــال ***صد جهــان زیــور، جمالت را بــود بـی زیوریدر کمال و دانـــــش و اخــــــلاق و آییـــــن ادب ** شهـــرتت باشــد فروزان تر ز مهــــر خـــــاوریکس نبـــود آگــاه از لفظ دری در رشـــت و ری *** بــــود بـــازار تـــــو گـــــرم آنگـــــــاه از دُرّ دریدر خط وتذهیب ومعماری و موسیقی و شعــر *** در خراسان کهن صدسال بودت ســــروریشاد بادا روح انصـــاری کـــه در کازرگهــــــت *** کرد عمری جامـــــه‌ی پرهیزگــــاری گـازرییاد آن روزی که رازی داشت در دانشگـــهت *** تکیه بر اوج معارف ، راز دانش گستـــریقهرمانی چون نوایی را تو پروردی ز مهـــــــــر ***قهرمان جنگ نه ، ســــالار دانش پــــــــروریمادر گیتــــــی نـــــزاده و نــــزایــد بعـد از این ***همچو بهزادت مهین استاد در صورتگــــــــریافتخار شرق جامی تا چشید از جام تــــــــــو *** باشدش در هفت اورنگ و معـارف ســـــــروریخفته در آغوش و دامانت هزاران نامــــــــــور ***نام هریک زینت و سرلوحـه‌ی دانشـــــــوریمی سزد گفتن ترا گنجینه‌ی تاریخ دهـــــــــر ***با چنین تاریخ و فرهنگ و دیانت گستـــــــریگر کسی پرسند ازتو کزشهرها خوشتر کدام *** گرجواب راست خواهی گفتن او را گو‌«هری»این جهان را همچو دریادان ، خراسان را صدف *** در میان این صدف شهر( هری) چون گوهــــری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code