کتاب نامیرا
29 اسفند 1399
فضای مجازی
29 اسفند 1399

کتاب بابانظر

  ۱ یکی از کتابهایی که به همت شهرداری مشهد و سایر نهادها؛ اکنون به رنگ قرمز تزئین کننده کمد اتاق های معظم مدیران فرهنگی است ؛ کتاب بابا نظر است که در حدود ۵۰۰ واندی صفحه به قطع رقعی منتشر شده است و من چاپ ۲۶ آن را تورق کرده ام.۲ این هم از گرفتاری های فرهنگی و فرهنگ کتابخوانی ماست! یک باره سوزن حمایتمانآن قدر روی یک کتاب گیر می کند که اجازه نمی دهیم دربارهآن موضوع تولیدات جدید تر به بازار بیاید.اتفاقا شخصیت های بزرگی چون شهید نظر نژاد که به راستی از شخصیت های استثنایی انقلاب اسلامی است در حصار کلمات باقی می ماند.۳ نویسنده ی کتاب همه جزئیات خاطرات شهید را حتی در حد یک نقطه هم احیانا جا نینداخته است. مثلا بابا نظر در بیمارستان آلمان می گوید ظهر برای من گوشت و … فلان آوردند و من فلان چیز را خوردم… یا رفتم یک جایی بر گشتم. یا از سنگر بالا آمدیم و … وقتی خوب دقیق می شوید می بینید این گونه روایت نوشتن فقط خاطره ها را طولانی کرده است. البته کتاب یک مستندنگاری کامل با حفظ امانت گوینده به شمار می رود. ولی دلیلی ندارد همه خاطره که تقریبا ربطی هم به داستان ندارد جز به جز روایت شود.دراز گویی ها باعث می شود ذهن مخاطب بی دلیل به این سو و آن سو کشانده شود.۴ شما حتی می توانید چند صفحه را جا بزنید در حالی که چیزی را از دست نمی دهید. خاطرات نابیبین همین صفحات هست که می توانست با سطر بندی و میان تییر های جالب مخاطب را چشم دوز کتاب کند.۵ قصدم از نوشتن این نقد ؛ یادآوری یک نکته در باب حمایت از کتابها توسط نهادهاست که اتفاقا باعث معرفی شخصیت ها نمی شود بلکه فقط قطر کتابهای تزئینی اتاق مدیران معظم فرهنگی بیشتر می شود.۶خدا کند این شخصیت عزیز به کلمات جدید تری بازار ذهن ما را تصرف کند. انشاءالله…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code