رایانه های هندلی و اینترنت دیزلی
29 اسفند 1399
بومی سازی ارتباطات رسانه ای
29 اسفند 1399

روز نیروی دریایی

امروز 7 آذر روز نیروی دریایی است.من سرباز نیروی دریایی بوده ام.

۱- امروز ۷ آذر روز نیروی دریایی است.من سرباز نیروی دریایی بوده ام.در حسن رود رشت خدمت کرده ام.و بعد آن در ستاد نیروی دریایی ” کوهک تهران ” خدمت را تمام کرده ام. روزهایی که در کوهک تهران مشغول خدمت بودم بارها قول دادم که اگر کلاهم در اطراف نیروی دریایی بیفتد بر نخواهم گشت ، بردارم. ولی خدمت با همه ی تلخی هایش برای من آن قدر شیرین هست که هر سال ۷ آذر ماه بر می گردم و ” کلاهم ” را بر می دارم. اتفاقا چند بار که در تهران فرصت داشتم تا میدان رسالت و بعد هم کوهک رفته ام. حتی داخل ساختمانی که خدمت کردم و خوابگاه افسران وظیفه که در بیرون ستاد واقع شده است. ۲- حتی دوست دارم یک بار دیگر ؛ غروب آفتاب ، مهمان خورشید آتش گرفته ساحل ” حسن رود” باشم. دلم برای ماهی ها تنگ شده است. دلم برای ناوچه های ارتش که وقتی از ساحل حرکت می کردند تا ساعت ها بعد دیده می شدند ، تنگ شده است. دلم برای گربه ها و سگ های پادگان حسن رود رشت تنگ شده است.دلم برای هم خدمتی ها تنگ شده است.۳- دلم برای آرایشگر روستای حسن رود که سرم را با نمره ۴ تراشید ، تنگ شده است. پیرمرد گفت: خدایا شکرت. ناراحت نباش چشم به هم بزنی تمام می شود.این حرفش را آن لحظه که هنوز یک ساعت از خدمتم نگذشته بود نادیده گرفتم.اما اکنون می بینم راست می گوید. چشم به هم زدن هم برای گذشت ۲۰ ماه زیاد است. پیرمرد غلو کرده است!۴-راستی دلم برای بچه های اتاق شماره ۱۳ خوابگاه افسران و درجه داران و ظیفه تنگ شده است.دلم برای کتری زرد رنگی که حدود ۱۰ هزار بار چایی جوشیده از لوله اش تحویلمان داده بود ، تنگ شده است.دلم برای غذاهای سربازپخت هم چنین تنگ شده است.۵- و آخر این که دلم برای نیروی دریایی ، دلم برای ناوبان دوم صادقی که در صانحه هوایی (شهدای رسانه) به شهادت رسید بیشتر از همه تنگ شده است.۶- و اما دلم برای ” جوانی” …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code