قدر متخصصان را بدانید!
29 اسفند 1399
کتاب نامیرا
29 اسفند 1399

جانستان کابلستان

 ۱ جانستان کابلستان رضا امیر خانی را به دست گرفته ام و صفحه های آن را به چشم. البته خوشبختانه این بار جز ۲۵ هزار و ۵۰ هزار خواننده نیستم. جز خواننده های ۱۰ هزار تایی چاپ دوم هستم.که البته چاپ اول کتاب فقط در نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه شده است.۲ رضا امیرخانی این بار با همسر و لی جی (علی فرزند رضا) به هرات افغانستان سفر کرده است. کتاب هم فال است ؛ هم تماشا. هم کتاب خوانی است هم مسافرت به سال ۱۳۳۰ یا ۳۸ ایران. هرات را می گویم؛ به قول خود امیرخانی که تکه کلام کتابش ؛ جوان مردانی هستند این دیار …۳ این سفر از مشهد بعد تایباد و اسلام قلعه و بعد هرات خیلی اتفاقی وبدون برنامه ریزی قبلی شروع می شود.!و حکایت های خواندنی دارد . البته هنوز من در فصل های هراتم. در هرات با انجمن حقوق بشر و چندی ازدانشگاهیان هرات دیدار می کند. ۴ و البه یادم رفت بنویسم فصل اول را به زندگی موری (مورچه ای) پرداخته که پس از چندین مرتبه ناکامی قله دماوند را فتح می کند!مورچه هم می تواند تیمور گورکانی باشد و رضا امیر خانی. در مقدمه آورده است که چون از تیمور سبب پیروزهای وی را پرسیدند ؛ گفت :روزی از دست سربازان دشمن به خرابه ای پناه بردم و بعد موری دیدم که ۶۷ بار تلاش کرد تا دانه گندمی را به بالای دیوار ببرد و بلاخره موفق شد. از پناهگاه بیرون آمدم و خودم را کمتر از مورچه نپنداشتم و …( نقل به مضمون)۵ در دیدار دانشگاهیان حرف های روشفکرانه رد و بدل می شود ومباحث فرهنگی وگلایه اساتید دانشگاه هرات از عدم آشنایی ایرانیان با هرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code