سوال من از خیلی ها این است که آیا متون و فیروزه را خواندید؟ مفتون و فیروزه رمان انقلاب اسلامی است.چطور یک مدیر فرهنگی اهل کتاب نیست. نویسنده از مدیر توقعی ندارد جز شناسایی و شناساندن نویسنده و کتاب.مشکل مدیران فرهنگی این است که کتاب نمی خوانند و دغدغه ای نسبت به وهویت ندارند. نویسنده کارش پس از تالیف تمام است و این مدیران فرهنگی ماموریت شان شروع می شود.
خیلی عجیب است که در مشهد، نمی شود درباره مشهد صحت کردم. در دهه ۸۰ من داستان مشهد را در رادیو تهران روایت کردم!
ما باید نگاه تمدنی به مشهد داشته باشیم. مکتب هنر خراسان نحله های فکری دارد که کمتر شناخته شده است. این بخشی از هویت خراسان و مشهد است.اخوان ثالث ، اصغر الهی، مرحوم فرحبخش و کانون نشر حقایق و… در این مکتب هرکدام تاثیر خودشان را خودشان داشته اند.


کلنل پسیان در باغ نادری مدفون است. کمتر کسی می داند. هویت مشهد غیر این موقعیت ها و شخصیت ها نیست.امیر علیشیر نوایی را من در کتاب پریزاد نوشتم.پریزاد چه قدر معرفی شده است؟
ما یک هویت شهری داریم ، هویت خراسانی داریم و هویت ملی. این ها هم را تکمیل می کنند. اگر شناختی نسبت به هویت شهری نداشته باشیم چطور می خواهیم از هویت ملی صحبت کنیم.؟
پیامبران، آدم های فردا هستند همچنین که شهداء آدم های فردایند. آیا ما هم به عنوان مدیر فرهنگی، این اثر فرهنگی یعنی کتاب را به فردا می رسانیم؟
ما در مشهد باغ موزه کتاب نداریم. اگر کسی در مشهد بخواهد با نویسندگان و ادبیات مشهد آشنا شود، به کجا مراجعه کند؟ چون مدیران دور ادبیات حصار می کشند. یک کتاب مشهد شناسی نداریم. مشهد یک موزه بزرگ هویت و لوکیشن های هویت ، قصه و ادبیات است.
در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی تا کنون فقط دو کتاب نوشته شده است، یک: “رازهای سرزمین من” که علیه انقلاب نوشته شده است و دو: “مفتون و فیروزه” که در حمایت از انقلاب نوشته شده است.
دو دغدغه مهم دارم که درباره آنها اگر فرصت شود خواهم نوشت. اطراف حرم مطهر طی سالها تار و پود بوده است.قصه های مردم در اطراف حرم طی سال های توسعه و نوسازی از بین رفته است.برای نسل آینده باید مستند شود که اطراف حرم چه قصه هایی با حضور مردم داشته است. الان فقط کسبه و تجاری سازی شده است.مردم نیستند.فرض کنید هر وقت به خانه مراجعه می کردند، مردم سوال می کردند می خواهید خانه مان را خراب کنید؟ حالا این سوال را یک دختر بچه در یک مراجعه ای پرسیده که می خواهید خانه مان را خراب کنید؟ یا مثلا شخصی بوده ۶ دستگاه ماشین خریده و برایش کار می کردند. یکی از ماشین ها را گفته فقط باید در مسیر حرم – پایانه کار کنی. این قصه ها از بین رفته است. حرم و مردم در بافت جدید حرم دفن شدند! موضوع دوم جنبش مساجد در دهه پنجاه مشهد است. از شهید تدین تا مرحوم عابدزاده با تاسیس مدارس قرآنی و مساجدی که نقش مهمی در هویت مشهد داشته اند.الان هم به جز مساجد موقعیت دیگری نمی تواند مثل مسجد تحول ساز باشد. البته باید مثل شهید تدین باشیم. مربی و تربیت و کادرسازی در فرهنگ ، هنر، داستان ، فیلم ، نقد فیلم.
جشنواره های مردمی و روایت مردم می تواند درآینده آثارهنری اثرگذارو هنرمند اثرگذار تولید کند.الان آماتورها کجا باید آثارشان دیده شود؟ جایی نداریم. چرا مساجد نباید محل برگزاری جشنواره فیلم آماتورها باشد. الان با موبایل می شود فیلم تولید کرد. اگر یک جوان فیلم تولید کند چه جایی بهتر از مساجد که نمایش دهد.معنویت گرایی در مسجد است.
نگاه سرمایه داری بر حوزه فرهنگ هم حاکم می شود. حتی کتابخانه ها را اجاره می دهند به کسانی که می خواهند برای کنکور درس بخوانند.
مکتب هنر انقلاب اسلامی و ادبیات شفاهی بعد از انقلاب یکی از مهم ترین کارهای فرهنگی است.

 

 

 

Template Design:Dima Group