چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390  08:59 ب.ظ    ویرایش: - -

1- " مسابقه کتابخوانی" ؛ این دو کلمه چنان انزجاری در ما ایجاد می کند که وقتی در جمعی یا گروهی پیشنهاد می شود رویمان را بر می گردانیم.می خندیم و می گوییم ای بابا خیلی تکراری شده دیگه!

2- برای اجرای کارهای فرهنگی و اجتماعی نیاز به " قالب ها" اجتناب ناپذیر است. هر " مفهوم " که حاوی یک پیام است اگر در " قالب" یا " ابزار " کنجانده نشود ؛ بی شک به مخاطب نمی رسد نمی توان در جامعه تاثیر گذاشت یا تغییر نگرش ایجاد کرد.

3- وقتی از یک " قالب " خیلی استفاده می شود هر دو خراب می شود ؛ هم قالب ناکارآمد می شود و هم محتوی به لجن. استفاده از قالب " مسابقه " برای " افزایش سرانه مطالعه وکتابخوانی " یکی از قالب های خوباست ؛ اما به دلیل استفاده بیش از حد برای هر محتوایی متاسفانه کارکرد خود را از دست داده است.

4- چه خوب است که هدفمان را مشخص کنیم. آیا هدف ما " انتقال " یک " محتوی " به مخاطب است وقالب آن" کتاب" وانگیزش آن " مسابقه " است یا نه هدف ما " ارتقا کتابخوانی" یا " افزایش سرانه مطالعه " است.

5- چیزی که الان رایج است " افزایش مسابقه ها " است. برای همین هم حالمان بد می شود وقتی می شنویم " مسابقه کتابخوانی" .

6- چیزی که الان در جامعه اتفاق افتاده  " جفا به کتاب"  است. وقتی جامعه ای " کتاب " نمی خواند کم کم از درون تهی می شود!

7- و اما به سایر قالب ها هم فکر کنیم:

مثلا : اردوی کتابخوانی...

در یک محیط شاداب و آرام هر کسی هر کتابی می خواهد سفارش بدهد برایش بخریم و با خودش بیاورد و بخواند!

و هر کس هر تجربه و داستان یا اطلاعات جدیدی دریافت کرده است برای بقیه در چند دقیقه کوتاه تعریف کند!
بهتر است کتاب را به کسی تحمیل نکنیم. بگذاریم هر کس هر کتابی را دوست دارد بخواند! ما باید زمینه برای کتابخوانی فراهم کنیم !
 و باید سراغ قالب های جدید برای " آشتی با کتاب " برویم!

   


نظر نگاری()  
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

وبلاگ مهدی ابراهیمی