شنبه 28 تیر 1399  ساعت 20 و 55 دقیقه و 38 ثانیه    ویرایش: شنبه 28 تیر 1399 ساعت 20 و 57 دقیقه و 20 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

آرتیست یکی از کتاب های جدید #سعیدتشکری است.
اول: از ویژگی های خوب رمان های سعیدتشکری اصالت نویسی و پرداختن به هویت زبانی و مکانی خراسان و مشهد است.
دوم : داستان #آرتیست، از یک درخواست آغاز می شود. درخواست یک #انسانِ تقریبا فراموش شده از یک #نویسنده که همواره پایه اصلی موقعیت رمان هایش شناخته‌تر شدن روابط انسانی، جامعه و وقایع و اماکن خراسان است.
آقای کوشا از #نویسنده می خواهد او را دوباره با یک #نمایش به جامعه برگرداند. او از نظر اقوام و خویشان سال‌ها پیش به آلمان مهاجرت کرده است،اما حقیقت آن است که او این سال های فراموش‌شدگی را در خانه #سالمندان می‌گذراند.
#خانه_سالمندان نماد به هم ریختگی عواطف در روابط انسانی است.
سوم: آقای آرتیست قرار است یک انسانِ فداکار برای فرزندانش ولی طرد شده از سمت آنان را دوباره در اجتماع #احیا کند.
آرتیست،نمایش‌نامه نویس و کارگردان است و تلاش می نماید در این رمّان بخشی از اوضاع اجتماعی را به قلم نه ، بلکه به #تصویر بکشد.
#نویسنده ای که آرزویش #هم_سایگی حرم مطهر #رضوی است و دل در اعتقادات دینی دارد و به #ادبیات_متعهد وفادار است.
پیرامون ما #آرتیست هایی زندگی می کنند. ظهور و غروب می کنند.
چهارم: دعوت می کنم این رمان متفاوت سعید تشکری را بخوانیم.
آرتیست بعد چندسال توسط انتشارات نیستان روانه بازار ادبیات و رمان شده و فعلا! ۳۰ هزارتومان قیمت گذاری شده است.
:small_blue_diamond:️پانوشت:
از کتاب هایی که بعد خواندن کلمه، جمله و ادبیات جدید یاد می گیریم بیشتر بخوانیم.
شخصیت #فردوس در سریال #ستایش از این جهت ارتباط خوبی با مردم برقرار کرده بود که دیالوگ هایش نزدیک به فرهنگ عامه بود.
در کتاب آرتیست می خوانیم:
انسان برای آن که کسی شود اول باید در خانه اش،بعد محله اش بعد در کشورش کسی باشد تا تاثیرگذار باشد.

   


نظرات()  
پنجشنبه 21 فروردین 1399  ساعت 20 و 39 دقیقه و 26 ثانیه    ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1399 ساعت 21 و 34 دقیقه و 57 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

اول: مهران کابلی مرد مرزهای شرقی است و اتفاتی را در مرزهای شرقی سیستان رصد می کند و بیم آن دارد که نیروهای استعماری بخش دیگری را از ایران جدا نمایند. برای همین چاره جویی می کند وطی این چاره جویی به مرکز حکومت ایران در زمان قجرها سفر می کند و اتفاقاتی او را وادار می کند تصمیمی بگیرد که خوشایند حکومت مرکزی نیست و برای او خانواده اش و مرزهای شرقی ایران اتفاقاتی رخ می دهد که داستان آن را آقای سجاد خالقی از نویسندگان خوب غرب کشور در کتاب مردمرزهای شرقی قلمی و نشر سوره مهر آن را چاپ کرده است. این رمان  جایزه ی اول داستان های حماسی را نیز به خود اختصاص داده است.
دوم : مهران کابلی در زمانه بی تفاوتی نسبت به ناموس ایرانی ومرز ایران در یک دو راهی و تصمیم کبری قرار می گیرد و البته تصمیم او مثل مردان غیرتمند ایرانی در خور ستایش است.
سوم: کتاب در مرحله صفحه بندی اشکالاتی دارد که ناشر باید در چاپ های بعدی آن در بخش بندی و نشانه گذاری بین بخش ها در هر فصل رعایت نماید.چند تا اشکال تایپی و ویراستاری هم نیز هم.
چهارم: نویسنده می توانست نبرد آخر را حماسی تر و نه در محاصره بودن مهران کابلی تمام نماید.
پنجم : در بخش هایی از رمان ، مخاطب در سردرگمی وقت و موقعیت است.
ششم:  کتاب را به علاقمندان تاریخ و سرگذشت قهرمانان ایرانی توصیه می کنم بخوانند.

   


نظرات()  
جمعه 15 فروردین 1399  ساعت 10 و 08 دقیقه و 00 ثانیه    ویرایش: جمعه 15 فروردین 1399 ساعت 10 و 13 دقیقه و 36 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

کتاب جدید رضا امیرخانی در قالب سفرنامه است. او در این سفرنامه به دنبال شناخت انسان کره شمالی است. بنابراین به سختی در سفر اول سعی می کند با مردم عادی ارتباط بر قرار نماید که نتیجه چند ارتباط را ادامه می خوانید.

[ ] موقعی که به آنها نگاه می کنید هیچ کدامشان لبخند نمی زنند.

[ ] در سفر اول وقتی دو هیات حزب موتلفه ایران و حزب کارگر کره دیدار می کنند، روز بعد عکس این دیدار روی روزنامه است.

[ ] برای این که بتوانم با آنها ارتباط بگیریم، عکس دیدار دیروز را نشان یک نفر می دهم.او پشتش را به ما می کند و می رود. اصلا نمی خواهند ارتباط بگیرند.

[ ] یکی از همسفران ( مستندساز ) می خواهد از یک شیرینی فروشی عکس بگیرد، اما او مانع می شود. زن شیرینی فروش پشتش را به ما می کند تا نه عکس شیرینی فروشی باشد نه شیرینی فروش.

[ ] داخل رستورانی می شویم، پیرزن داد می زند و ما را به سمت هتل راهنمایی می کند.

[ ] یک زمین ورزشی چند نفر مشغول بازی هستند و ما سعی می کنیم وارد تیم شان شویم ، همه ایستادند و مربی شان به مترجم اعتراض کرد که این دو نفر وقت ما را می گیرند.

[ ] خودمان را به بهانه اصلاح موی سر به یک سلمانی رساندیم. آرایشگر ما را بیرون کرد. بعد فهمیدم اصلاح سر برای مردان ژتون دولتی دارد. او قانونا هم نمی توانست اصلاح کند.

[ ] در شب تابستانی بیرون می رویم و از یک زیرگذر عبور می کنیم. زیر نور زیر گذر چند محصل یا دانشجو جمع شدند و درس می خوانند. وقتی می پرسیم چرا زیر نور چراغ زیر گذر درس می خوانید ، همه جمع می کنند و بدون پاسخ به سوال می روند.

[ ] شب در یک میدان همه ایستاده اند و از یک تلویزیون بزرگ اخبار را دنبال می کنند. چند جوان محصل را می بینم. سیگار تعارف می کنیم. می گوید خیلی عالی. وقتی می پرسم انگلیسی بلد است یا نه ؟ میدان را ترک می کند و از ما دور می شود.

[ ] چند نفر روی رودخانه یخ زده ماهی گیری می کنند. سراغشان می رویم از ما دور می شوند.

[ ] در بازدید از بیمارستان به پدری که از تولد فرزندش ذوق زده شده است تبریک می گویم. با همان صورت خندان یخ می زند.

نگارنده در این سفرنامه، دیدارهایش را با برخی از مسوولان تک حزب کره‌شمالی ، بیمارستان ، برخی رمان نویس ها ، مردم شناسان ، دانشگاه، موزه ، کشت وصنعت و ... دیدار و شرح آن را از نگاه انسان شناسی منتشر کرده است. نشر افق ناشر کتاب است.

این کتاب را توصیه می کنم بخوانید و با کره‌شمالی بیشتر آشنا شوید.



   


نظرات()  
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات