چهارشنبه 21 دی 1390  11:38 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 21 دی 1390 04:00 ب.ظ
نوع مطلب:

1- 20 دیماه در دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی معاونت فرهنگی واجتماعی ساعت 8 صبح جلسه ی پژوهش میزان مشاركت شهروندی در مشهد و عوامل موثر برآن (سال 1389) برگزار شد. در این تحقیق كه سال 1398 صورت گرفته است ؛ مشاركت مردم متوسط ارزیابی شده است.

2- از مهم ترین موانع و عوامل كاهش مشاركت های شهروندی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

* هر چه قدر اطلاع رسانی بیشتر باشد ؛ مشاركت مردم افزایش می یابد.

* گرفتاری ها و مشغله های معیشیت و زندگی

*مردم به تغییر در برنامه های شهرداری امیدوار نیستند.معمولا بین خواسته مدیران با مردم فاصله وجود دارد.

* تعلق اجتماعی مردم نسبت به محلات محل سكونت كم است.انسجام اجتماعی محله ضعیف است.

* مردم تصور می كنند بودجه های شهرداری از محل اعتبارات دولتی هزینه می شود

* پاداشی به شهروندانی كه مشاركت می كنند ؛ داده نمی شود.

* مشاركت بیشتر به معنای مشاركت اقتصادی (منفعت)رایج شده است تا مشاركت اجتماعی فرهنگی و ...

* مردم كمتر به مدیران شهری اعتماد دارند

* در مراكز فرهنگی و آموزشی فعالیت های مشاركتی آموزش داده نمی شود.

* پارتی بازی و فساد اداری در ادارات و سازمان ها مشاركت را كاهش می دهد

* حل مشكلات و رفع مسائل جزئی در محلات مشاركت مردم را افزایش می دهد

*** پی نوشت:

3- ای كاش قبل از شروع زمستان ؛ به هر خانه یا هر چند خانه 1 بسته شن و نمك تحویل می شد تا روز بعد از هوای برفی مردم جلوی خانه شان می پاشیدند! الان این همه دست و پا شكسته نداشتیم!

 

 

   


نظر نگاری()  
جمعه 14 مرداد 1390  09:08 ب.ظ    ویرایش: جمعه 14 مرداد 1390 10:31 ب.ظ
نوع مطلب:

1- محله کوچکترین واحد تقسیمات جغرافیایی شهر محسوب می شود. 156 محله اکنون روی نقشه ی مشهد مقدس مشخص شده است. ناحیه از محله پر جمعیت تر است و اکنون مشهد 44 ناحیه شهری و 13 منطقه شهرداری دارد.نقشه های جدید مشهد حدود و مرز هر محله را مشخص کرده است.شاید برخی از این محله ها جمعیتی بیشتر از شهرک داشته باشد ؛ اما با توجه به هویت از دست رفته محله محوری، مناسب ترین تقسیم بندی صورت گرفته و البته نواقصی هم حتما در آن هست.

2- محله محوری ، راهبرد جدید مدیریت شهرهای بزرگ ایران است. مشهد، دومین شهر بزرگ ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. بیش از 2 میلیون و هفتصد هزار نفر در این شهر نفس می کشند و اجزا حیات اجتماعی شهر را تشکیل می دهند. و این جمعیت نیازهای متنوع و مختلفی دارند که فعالیت های عمرانی و رفاهی بخش اندکی از نیازهای آنان را برآورده می کند. فضای سبز ، خدمات ایمنی ، خیابان کشی ، آسفالت ، فاضلاب ، آب ، برق ، گاز ، جاده ، میدان ، پل ، بازیافت زباله ، ساختمان سازی، خدمات رفاهی ، تفریحی ، حمل ونقل و ...با همه ی این گسترگی فقط مایه آسایشند نه آرامش!

3- قانون گذار ، برای خدمات شهری و رفاهی که بخشی از آن در بالا از نظرتان گذشت ؛ رشته های علوم انسانی را برای مدیریت آن صاحب صلاحیت شناخته است. به عنوان مثال رشته تخصصی شهرداران برای اداره شهر می بایست از زیر مجموعه های مدیریت و علوم اجتماعی باشد و نه مهندسان شهر سازی و عمران و ... (در حال حاضر تصور بر آن است که هر کس در شهرداری ها خدمت می کند باید مهندس باشد و برای همین بسیاری از مکاتبات سایر ادارات به شهرداری ها از عنوان مهندس استفاده می شود)

4- سیاست گذاران مدیریت شهرها برای شهرداری ها اصالت اجتماعی قائلند و نه خدماتی! برای همین است که پایه شهرسازی بر " شهروند محوری " است و نه " مکان محوری" و سال های اخیر بحث پیوست اجتماعی و فرهنگی برای ساخت وسازهای شهری واجب واجبات شمرده شده  که کم وبیش این موضوع در حال ساختاری شدن است و از شعاری بودن خارج خواهد شد. یعنی ممکن است ساخت یک بزرگراه و یا پل فقط حمل و نقل مردم تسهیل بخشد و ساخت همین پل عوارض اجتماعی و فرهنگی برای آینده شهر در دراز مدت ایجاد نماید.

5- افزایش مشارکت اجتماعی گزینه ی قدیمی ولی اجرا نشده در مدیریت شهرها است. سطوح مشارکت مردم در اداره امور شهر متفاوت است و پائین ترین حد مشارکت مردم در اداره شهر " پرداخت هزینه ها " ست که در قالب عوارض نوسازی شهری از مردم دریافت می شود. سهمی از مشارکت مردم در اداره شهرها شرکت در تصمیم سازی هاست که این روزها طراحی الگوهای بومی متناسب با فرهنگ و سنت های اصیل اسلامی ایرانی ضرورت می یابد.

6- شهر های قدیم اجزا به هم پیوسته ای از محلات مختلف بوده که با مرزهایی شناخته شده از هم جدا می شدند اما سرعت شکل گیری شهرها در حداقل 50 سال اخیر آن قدر سریع اتفاق افتاده است که فرصت برنامه ریزی شایسته را برای حفظ ، احیا و تجدید محلات با کارکردهای خاص خود فراهم نکرده است.مهاجرت جمعیت های روستایی تولید کننده به شهروندان مصرف کننده و شکل گیری جامعه کارگری و کارمندی در شهرها موجب تغییرات سبک زندگی شهر نشینان شده است و اینک مدیریت شهرها را با پدیده های جدیدی مواجه کرده است.شهرهایی که ساکنینش بی آن که نسبت به محیط زندگی خود احساس مسوولیت نمایند هر روز تولید کننده انبوهی از مشکلات و به تبع آن نیارهای انبوه تری برای حل مسائل آن هستند.

7- همه ی این هزینه ها غیر از هزینه هایی است که برای امنیت ، بهداشت ، آموزش و ... صرف می شود.

8- اگر احساس می کنید این نوشته کلاف سردر گمی شده است ، حق دارید!

ادامه دارد ...

   


نظر نگاری()  
چهارشنبه 4 خرداد 1390  10:38 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 5 خرداد 1390 10:41 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

   


نظر نگاری()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی