تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر مشهد
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392  11:19 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 06:36 ق.ظ
نوع مطلب:

1- حاشیه شهر مشهد سال هاست  به انواع اسامی غربی مانند  " سکونت گاههای غیر رسمی " ، " حاشیه نشینان " ، "مناطق غیر برخوردار"  ، "ساکنین حاشیه نشین" ، " مهاجران کم درآمد" " اقشار آسیب پذیر " ، " مناطق جرم خیز" و  نام گذاری شده اند ...اما واقعیت این است که تعداد زیادی از این خانوارها ، " محروم و مستضعف " هستند. هم مستضعف اقتصادی و هم مستضعف فرهنگی.
و حکم خانواده مستضعف مشخص است.بخش زیادی از این مناطق طی سالهای گذشته حداقل هایی از امکانات محیطی برخوردار شده اند اما هنوز در سبک زندگی مستضعف هستند و نیازمند توجه شبانه روزی بیشتر.
کسانی که آستین بالا زده اند تا برای شهر مشهد کاری بکنند کارستان ؛نیازمند طرح راهبردی برای مستضعفین مشهد هستند؛ قشری که خیلی خیلی نیازمند خدمت هستند.

   


نظرات()  
چهارشنبه 21 فروردین 1392  12:41 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1392 12:59 ب.ظ
نوع مطلب:

8- مشهد نیازمند تحول در حوزه های ادبیات وهنر است.رشد کیفی شعر و کمی شاعران در مشهد باید یکی از شاخصه های تحول باشد.مشهد را می توانیم در قالب های صد در صد هنری به جهان معرفی کنیم.هم استعدادها هست هم امکانات و اعتبارات لازم. گسترش کیفی فرهنگ یعنی چه تعداد شاعر تربیت شده در مشهد داریم.چند نفر نویسنده و شاعر داریم. کادرسازی فرهنگی ، تربیت هنرمند ، تربیت نویسنده ، شاعر و ...در یک کلام ، انسان فرهنگی شاخص کیفیت کار فرهنگی در مشهد است.

9- اگر قرار باشد فرهنگ شهر مشهد ، الهی ، بر مدار حقانیت ، غنی و پرمحتوای از جاذبه های دین مبین اسلام ، نشات گرفته از قرآن ، آموزنده برای منطقه فارسی زبان و مسلمانان جهان ، پیشرفته و پیش رونده باشد ؛ چه باید کرد؟ چگونه سند فرهنگی باید تدوین شود؟مسوولان و برنامه ریزان آینده ی حوزه ی فرهنگ چه روحیه و توانی باید داشته باشند؟عدالت ، شرافت ، شجاعت ، شهامت ، مروت ، صبر ، تقوی و توجه به مصالح عمومی مشهد ، روحیه خودنباختگی فرهنگ بخشی از تکوین شخصیت های موثر برنامه ریز آینده باشد ؛ چه اتفاقات فرهنگی رقم خواهد خورد؟

   


نظرات()  
پنجشنبه 8 فروردین 1392  11:43 ب.ظ    ویرایش: جمعه 9 فروردین 1392 09:52 ب.ظ
نوع مطلب:

1- امروز مشهد در حوزه های فرهنگی حرفی برای گفتن دارد.البته تجربه هایی که شاید با آمدن و رفتن های مدیران قدیم و جدید فقط در ذهن ها بماند.

2- البته در این تحول فرهنگی نقش " ذهن فرهنگی " شهردار مشهد هم بی تاثیر نبوده است.تحصیل شهردار فعلی مشهد در حوزه علوم اسلامی و انسانی ، شاکله شهرداری زمخت و مهندس زده ی مدیریت شهر را لطیف تر ومهربان تر از گذشته جلوه داد.در این چند سال اگر چه نهاد شهرداری در برخی از جاها مردم را گریاند ، اما در خیلی جاها هم خنداند!

3- زیربناهای تحول فرهنگی و تجربه های خوبی در شهر مشهد در همه ی نهادهای فرهنگی تاسیس و تدوین شده است.زیرساخت های مناسبی هم فراهم شده است. مهم ترین زیر بنای تحولات فرهنگی ، گسترش ارتباطات نهاد شهرداری با مردم بوده است.این ارتباطات در همه عرصه ها مشهود بوده است.یعنی یک تفاهم نسبی و اعتماد رو به پیشرفت شکل گرفته است.به عبارت دیگر مخاطب فعالیت های فرهنگی که اکنون شهروند نیز هست ، آماده شنیدن است.

4- مشهد البته مثل خیلی از شهرهای صنعتی بی قواره توسعه پیدا کرده است.حالا حالا ها این بی قواره بودن گریبانگیر مدیریت های آینده خواهد بود.اختلال در ارتباطات فردی و اجتماعی بین مردم ناخواسته یا خواسته اتفاق افتاده است.حتی مسائل حاشیه شهر ، بسیار پیچیده تر از گذشته است.در حاشیه ی شهر دو قشر " محرومین " و "مجرمین " آن چنان دچار اختلاط شده است که نمی شود به سادگی تفکیک کرد.بنابراین نیارمند راهبردهای اساسی تری هستیم که نباید مجرمین منتفع شوند و محرومین از حقوق اساسی و اولیه محروم شوند.

5- در بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر علی رغم کارهای خوب و بزرگ در دامنه های پیشرفت مانده ایم و هنوز خیلی کار دارد که به قله ها برسیم.

6- هنوز بسیاری از ظرفیت های مردمی در حاشیه است.نهادها و گروه های فرهنگی بزرگی در شهر هستند که مظلومند و ناشناخته. این ظرفیت ها می تواند به هم افزایی در جهش ها و تحول های فرهنگی کمک کند.در مدیریت شهر ، هنوز مساله ی فرهنگ جدی نشده است.البته مهم شده است.خیلی فاصله است ار مهم بودن تا جدی شدن.

7- مثلا خیلی فاصله داریم تا مسجد ، قلب تپنده محله باشد.خیلی فاصله داریم تا مسجد سنگر محله باشد.مساجد هم این زیر ساخت ها را از بین برده اند.به مساجد جدید نگاه می کنیم بیشتر مجتمع تجاری است تا فرهنگی.( آشپزخانه ، باشگاه ورزشی کرایه ای ، مغازه های تجاری ، کسب درآمد از محافل ترحیم و ...) البته مساجد فعال در حوزه های فرهنگی و اجتماعی هم داریم که می توانند الگو باشند.اگر قرار باشد " مسجد " مرکز تربیت " انسان فرهنگی " باشد و نیروی متعهد برای انقلاب اسلامی تولید کند ، حالا تناسب آن با توسعه ی سرویس های بهداشتی ، آشپزخانه ، تالار و ...چی می تواند باشد.البته ممکن است در اطراف مسجد انواع مشاغل خدماتی و محل تمجع روزانه مردم باشد که هیچ منافاتی ندارد ولی وقتی مسجد متولی این کارها می شود ؛ چه باید کرد؟
ادامه دارد...

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی