تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر مشهد
سه شنبه 2 تیر 1394  09:51 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 14 تیر 1394 01:17 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

١. سال گذشته، بیش از ١٨٠‌میلیون لیتر بنزین یورو‌٤ به آسمان مشهد دود شده است. ارزش ریالی آن بیش از دویست‌میلیارد تومان برآورد می‌شود؛ البته سال گذشته بنزین معمولی بیشتر از این آمار نیز به هوا دود شده است. از‌طرفی، سال گذشته روزی شش‌صد خودرو صاحب پلاک شده و در شهر مجوز رفت‌و‌آمد پیدا کرده‌‌اند. اکثر ما می‌دانیم بسیاری از رفت‌و‌آمدهای مردم در شهر با خودروهای شخصی و اتفاقا تک‌سرنشین است. از دو خبر بالا که آمارهای آن در رسانه‌های عمومی منتشر شده است، می‌توان تحلیل کرد که تا چه میزان محیط زیست شهری را آلوده کرده‌ایم. مونوکسیدکربن ناشی از اگزوز خودروها به‌صورت مستقیم بر سلامت انسان، حیوان و هوا اثر منفی دارد. در بین گروه‌های انسانی، بیماران قلبی، بیماران ریوی، افراد مسن، نوزادان و کودکان بیشتر در‌معرض خطر جدی بوده و هستند. آلاینده اصلی هوای شهر مشهد در سال گذشته ذرات معلق کوچک‌تر از ٢.٥‌میکرون و بعد از آن مونو‌کسید‌کربن، دی‌اکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن بوده و در‌نهایت ازن در رده بعدی قرار دارد. همچنین سال گذشته ٤٣ روز مشهد هوای پاک داشته است و بقیه روزها در شرایط سالم و نا‌سالم بوده است. به آسیب‌ها‌یی که خواندیم، آثار و پیامدهای اجتماعی تصادفات‌، استرس ناشی از ترافیک، کمبود پارکینگ و‌... را اضافه کنیم.

٢. این خبرها را از رسانه‌های مختلف خوانده، دیده یا شنیده‌ایم؛ اما این موضوع مهم در سال٩٤ نیز ادامه دارد. به یقین چند سال آینده نیز فقط با کمی تفاوت ممکن است شاخص‌ها جا‌به‌جا شوند. در این وضع احتمالا همه کارشناسان و مدیران دنبال چاره‌جویی هستند. تقسیم وظیفه می‌شود و برای مسئولان تکلیفی و برای مردم شهر وظایفی نوشته می‌شود. آموزش‌های شهروندی جهت‌گیری به این‌طرف خواهد شد؛ چرا‌که سلامتی برای انسان از هر چیز دیگری مهم‌تر است. اما حجم آسیب‌های وارده فراتر از انتشار چند پیام آموزشی و هشدار‌دهنده ‌یا احتمالا چند همایش و کلاس و... است؛ ‌در‌حالی‌که آموزش و کلاس و همایش برای زمانی است که مردم از عوارض یک پدیده‌ منفی بی‌خبر باشند. اما از هر که بپرسیم، می‌داند که استفاده از خودرو شخصی برای خود و دیگران ضرر دارد. ‌نباید نقش آموزش و اطلاع‌رسانی را به‌کلی نادیده گرفت؛ ولی مهم‌تر از آن، اینکه چرا باوجود همه اطلاعاتی که در این زمینه داریم، باز هم تمایل بیشتر مردم به استفاده از حمل‌ونقل‌های خصوصی است تا عمومی؟ یکی از دلایل آن می‌تواند ساختار شهر باشد. ساختار شهر مردم را تشویق به استفاده از خودروهای خصوصی می‌کند تا عمومی. وقتی ساختار حمل‌و‌نقل عمومی (تاکسی، اتوبوس، قطارشهری و آژانس‌ها) توان و جذابیتی نداشته باشد؛ مردم علاقه‌مندند با خودرو شخصی خودشان رفت وآمد کنند. به این مهم، ناموفق‌بودن طرح دوچرخه‌هایی را که اکنون نقش تزیینی در ایستگاه‌ها پیدا کرده‌اند هم اضافه کنیم. زمان و مدیریت زمان معمولا چیزی است که برای اکثر کسانی که در شهرهای بزرگ و صنعتی زندگی می‌کنند، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. شبکه‌ حمل‌و‌نقل عمومی شهر به‌جز قطار‌شهری قادر به مدیریت زمان نیست؛ اگر‌چه ممکن است از دلایل این بی‌نظمی باز هم به عاملی چون رفت وآمد خودروهای شخصی و ترافیک‌های طولانی برگردد. البته این مشکل در برخی مسیرهای اتوبوس ویژه کمتر شده است.
٣. آنچه گذشت را همه می‌دانیم؛ اما شاید ندانیم در الگوهای جدید حمل‌و‌نقل عمومی، توسعه‌ قطار‌شهری یا مترو در کاهش مشکلات زیست‌محیطی و افزایش رفاه و عدالت اجتماعی بسیار مهم است. فرض کنیم خط‌یک قطار‌شهری مشهد افتتاح نشده بود. برای مدیریت ١١٠‌میلیون سفر درون‌شهری به چند دستگاه اتوبوس، تاکسی، آژانس، موتور‌سیکلت و‌... نیاز داشتیم؟ حتی عوارض تردد اتوبوس‌ها علاوه‌بر آلایندگی‌های مستقیم بر سلامت جسمی، کاهش راندمان و افزایش هزینه‌ها را نیز در‌پی داشته ‌است. هزینه بازگشت یک اتوبوس فرسوده به شبکه حمل‌و‌نقل عمومی حدود سی‌میلیون تومان است. با این وصف اگر مردم اهل حساب و کتاب باشند‌ که هستند، صرفه با توسعه خطوط ریلی و قطار‌شهری است. مدیریت شهری با انتخاب درست اولویت‌بخشی به حمل‌ونقل ریلی، به‌یقین نیازمند همراهی و همیاری عموم همشهریانی است که برای فرزندان خود به هوای پاک می‌اندیشند. این فرصت معمولا در مشارکت اقتصادی عموم مردم از طریق انتشار اوراق مشارکت فراهم می‌شود. توسعه‌ قطار‌شهری به مثابه‌ افتتاح یک وسیله ارتباطی سخت‌افزاری در ساختار زندگی شهری نیست، بلکه توسعه‌ آن پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کوتاه و بلند‌مدتی خواهد داشت که آیندگان به چشم تحسین به امروز ما، خواهند نگریست. از‌طرفی ضعف مدیریت شهری در تقویت نگاه اجتماعی به پروژه های شهری را نباید از نظر دور داشت. در این زمینه قاعدتا اطلاع‌رسانی‌های آماری لحظه‌ای نمی‌تواند در تغییر نگرش و تفهیم آثار بلندمدت وکوتاه‌مدت همیاری‌های اقتصادی در اداره شهر موثر باشد. این مهم نیازمند تدوین برنامه‌های جامع با حضور متخصصان اجتماعی و اقتصادی است.

روزنامه شهرآرا*صفحه اول * 2 تیرماه 94

   


نظرات()  
سه شنبه 26 اسفند 1393  09:45 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 26 اسفند 1393 09:46 ق.ظ
نوع مطلب: روز نگاری ،


تا حالا به تناقضات زندگی شهری توجه کردید؟ مثلا چه کسی مجوز ساخت وساز آبادگران را در کوهای جنوبی مشهد صادر کرده است؟ ساختمان هایی که در پشت همین کوه ها در حال ساخت است! از کی مجوز گرفتند؟ چرا به این ساخت وسازهای غیر قانونی آب، برق و گاز و تلفن، آسفالت، تابلوی راهنمای شهری، پروانه ساخت وساز و ... صادر کرده است؟ کوه در مالکیت چه کسی یا کسانی بوده است؟ کسانی که ساختند و مثلا پول دادند نمی دانستند این کوه ها منابع عمومی است و بنای ساختمان در زمین حرام است و احیانا نماز ندارد! فرض گیریم مسوولان مجوز دهنده از بیشعوران روی زمین؛ کسی که مجوز گرفته نمی دانسته که کوه مال همه مردم است؟

۲- چه کسی به پلیس ساختمان مجوز می دهد خانه ۵۰ متری حاشیه شهر را خراب کند ولی برج های کوه های جنوبی مشهد و مجتمع کوهسر روی کوه های آب و برق آجر آجر بالا برود. چه کسی مجوز داده است قلعه وکیل آباد به اصطلاح شهر سازی فریز شود. البته کار غیر قانونی، غیر قانونی است؛ مساله حاشیه شهر و بالاشهر تناقضات دارد. به نظر شما مجتمع کوهسر به چه مجوزی روی کوه ساخته شده است؟

۳- طنز روزگار آن است که بولوار منتهی به برج های روی کوه های جنوبی مشهد؛ بولوار نماز نام گذاری شده است. سهم کوهخواران و سهم آمرین به معروف و دلسوزان فرهنگی هم زمان داده شده است! یکی ۱۵ طبقه سازه روی هم گذاشته است ویکی خوشحال است نام نماز در بولوار آنجا احیا شده است. چرا آدم از این همه تناقض لذت نبرد.

۴- آخر ۳۰ متری طلاب، ساکت وآرام بود. بازار فردوسی که ساخته شد حتی ۱ متر برای پارکینگ موتور و ماشین اختصاص داده نشده است. به نظر شما کدام مهندس ناظر مجوز پایانکار ۱ بازار ۴ طبقه را بدون پارکینگ صادر کرده است؟ پس حق الناس و مزاحمت های خیابانی برای مردم کشک است؛ و آیا کسب درآمد در این بازار حلال است؟ بی خیال! از زندگی در شهر لذت ببرید!

۵- ۷۵ درصد بودجه های توسعه شهر مشهد از محل ساخت وساز های غیر مجاز تامین می شود و ۲۵ درصد دیگر از محل عوارض قانونی تعیین شده توسط دولت و ۳۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان مردم عوارض نوسازی پرداخت می کنند.۷۵ درصد تخلفات ساخت وساز معادل است با آلودگی بصری در زیر پاگذاشتن معماری شهری، افزایش طبقات در کوچه های چند متری، از بین بردن صحن حیاط در منازل، تبدیل پارکینگ ها به خانه، دعوا برای جای پارک، کمبود شبکه تلفن همراه، کنده کاری های مکرر برای افزایش خدمات آب و برق و گاز و ...این ۷۵ درصد معادل بودجه  ای ایست برای درآمد شهری و تامین هزینه های نگه داری شهر که حدود ۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان است؛ یعنی برای کسب درآمد ۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان زیر ساخت های محیط زندگی مان را نابود می کنیم. برای کاهش این صدمات مثلا شهرداری مشهد ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان برای تلطیف زندگی (حوزه فرهنگی واجتماعی) و  آموزش فرهنگ به اصطلاح شهروندی هزینه می کند. انسان اگر در این شهر از ندگی کردن لذت برد چه باید بکند؟

۶- باور کنید اگر روزی این تناقضات حل شود؛ همه‌ی ما  یکجا جان به جان آفرین تسلیم ذات باری تعالی خواهیم شد!

   


نظرات()  
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  12:13 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 09:04 ق.ظ
نوع مطلب: روز نگاری ،

1- یک روز رانندگی در مشهد ، از عمر انسان های سالم می کاهد.رانندگی بد مشهدی ها و شهرستان های اطراف مشهد و خراسان رضوی خودش علت است یا معلول ؟معلول شرایط اجتماعی است؟ افرادی که رانندگی بدی دارند حالشان خوب نیست؟نسبت به هوای گرم یا سرد حساسیت دارند؟ آموزش های رانندگی ضعیف است؟در برابر ناهنجاری ها رانندگی تشویق می شوند و جامعه آنها را تایید می کند؟به عنوان رانندگان زبر دست شناخته می شوند؟کسانی که خودشان را ملزم به رعایت قوانین و رفتارهای هنجارمند می دانند ، احیانا در رانندگی دست و پا چلفتی هستند؟ زیر ساخت ها مانند دور برگردان ها ، بریدگی بولوارها ، سرعت گیرهای متعدد ، چهاراه های غیر استاندارد ،حضور کم پلیس و ...بازتولید رفتارهای ناهنجار ترافیکی است؟اضطراب واسترس ، خستگی ، ترافیک و موثر است؟ شورای ترافیک به جای ترکیب فرهنگی واجتماعی و آموزشی ، همه شان مهندس راه هستند؟پلیس باید سخت گیری داشته باشد؟ چندتا پلیس داشته باشیم خوبه؟ نمی دانم !هر چه هست.این اشکال بزرگ بر عبور و مرور روزانه 3 میلیون سفر داخلی شهر مشهد موثر است و مهم تر کام رانندگان را تلخ می کند وزندگی را از حلاوت می اندازد.این 3 میلون نفر خودشان ، خودشان را داغون کرده اند و می کنند.راهکار چیست؟

2- متن پیامکی دریافت کردم که از راه اندازی کلینیک حیوانات خانگی در بولوار سجاد خبر داده بود با دو خط شماره تلفن.
این پیامک سال های دیگر بیشتر خواهد شد؟ کمتر خواهد شد؟ مراجعان به این کلینیک چه کسانی خواهند بود؟آیا در سایر مناطق شهر هم کلینیک ها افتتاح خواهد شد؟ پاسخ به این سوال ها سبک جدید زندگی مشهدی ها در 10 سال آینده خواهد بود. پیرهایی که در آینده همدمی جز " حیوانات خانگی" نخواهند داشت.واین حیوانات خرج دوا و دکترشان خیلی زیاد است.

3- در ییلاقات مشهد بنری به رنگ سفید و خط قرمز نوشته اند: به دستور اداره اماکن محترم شهرستان .... از ورود افراد بی حجاب معذوریم.بعضی جاها هم نوشته اند افراد بد حجاب. مدیریت رستوان فلان.!
اداره اماکن چیست و کیست؟ مگر ما در ایران بی حجاب هم داریم؟ بدحجابی یعنی چه؟ پوشیدن بلوز وشلوار جین ، ساپورت؟ پوشیدن روسری مثلثی؟بدحجاب چه ماشینی داشته باشد ، حق ورود ندارد؟ پراید؟ پیکان؟ چری؟ پورشه؟ آذرا؟ و ...این نوشته تمسخر حجاب است؟ تکریم افراد با حجاب است؟ کشیدن قلیان بدتر است یا بد حجابی؟ بوسیدن زن و مرد(شرعی) در منظر عمومی بدتر است یا بدحجابی؟خندیدن بلند بلند زنان نامحرم برای محرم بدتر است یا بدحجابی؟آرایش برخی از زنان از مصادیق بدحجابی است یا می توان با روسری و مانتو و چادر با چهره ای آرایش کرده وارد هر جایی شد؟ بد حجاب ها چه قدر توجیه می شوند که نباید از فردا چنین رفتار زشتی را تکرار کنند؟ آیا با راهپیمایی مشکل حجاب حل می شود؟ راهپیمایی کی علیه کی؟ راهپیمایی زنان با حجاب علیه بد حجاب در کشوری که مذهب ، قانون اساسی ، انتخابات و ارزش هایشان مشترک است؟ اگر بدحجابی بد است چرا روز انتخابات و راه پیمایی 22 بهمن و سفر مقام معظم رهبری به برخی استان ها آن را بیشتر از دیگران در قاب سیما نشان می دهیم؟ بدحجابی چه روزهایی خوب است ؟ چه روزهایی بد هستند؟با حجاب ها برای چه روزهایی خوب هستند؟این هاکه یکدیگر و هم دیگر را  نقض نمی کنند؟ یک روز علیه شان راه پیمایی می کنیم ، یک روز از صبح تا شب در صف انتخابات نشانشان می دهیم.!
نتیجه گیری! خدایا به من ضعیف درمانده و برخی مسوولان عزیز و دغدغه مند دلسوز ما عقل، شعور ، فهم و علم توامان با هم عطا فرما!

4- حوزه فرهنگ مظلوم است.مظلوم تر آن که وقتی بخوانید یک سازمان فرهنگی در مشهد برای " پذیرایی " مناقصه  در روزنامه منتشر می نماید.پذیرایی چه قدر مهم است؟ یعنی چه قدر پذیرایی در برنامه های فرهنگی داریم که باید با برگزاری مناقصه در بیت المال صرفه جویی کنیم؟ مثلا کیک ،آبمیوه ، موز و شکلات و کیک چه قدر در یک برنامه فرهنگی اهمیت دارد که این همه دل مشغولی به وجود آمده است؟ پذیرایی در برخی برنامه ها چه ضرورتی دارد؟ چرا حواشی فعالیت های فرهنگی این قدر پر رنگ شده است؟ 
آینده کارهای فرهنگی چه قدر به صوت ، عکاسی ، فیلمبرداری ، پذیرایی ، بسته هدیه ، مجری مشهور ، تواشیح ، گروه سرود و ... گره خواهد خورد؟ اگر این هزینه ها را از همایش ها و برنامه های فرهنگی در سازمان ها و نهادهای فرهنگی کم کنیم وگاهی حذف کینم از آن برناه فرهنگی چی می ماند؟

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی