تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر مشهد
شنبه 10 مرداد 1394  11:46 ق.ظ    ویرایش: شنبه 10 مرداد 1394 11:48 ق.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

نا‌گفته پیداست‌‌، «کتاب» یکی از کالاهای ضروری‌‌ فرهنگی در سبد خانوار است. برخی ‌صاحب‌نظران «کتاب»‌ را همپایه ‌«‌نان‌» می‌دانند و معتقدند همان‌گونه که نان، غذای جسم است، کتاب غذای روح است و فراهم‌کردن بسترهای ارزان‌شدن این دو و حتی رایگان‌شدن آن کمک بزرگی به قوام روح و جسم جامعه می‌کند. دلایل متعددی در قهر مردم با کتاب در مقالات و پژوهش‌های مختلف آورده شده و هر کدام از عوامل موثر نیز نیازمند بررسی‌های عمیق است که در این مجال از حوصله خواننده خارج است؛ اما برای ترویج کتاب‌خوانی، رسیدگی به وضعیت نشر‌، ناشران وکتاب‌فروشی‌ها خالی از لطف نخواهد بود. بر‌اساس آمارهای اعلام‌شده حدود ١٥٠کتاب‌فروشی در مشهد فعال هستند که بخش درخورتوجهی از این آمار را لوازم‌التحریر‌ها به خود اختصاص می‌دهند و از‌طرفی فعالان حوزه نشر کتاب معتقدند کتاب‌فروشی‌هایی که به معنی واقعی کلمه‌، پاتوق اهل نظر و کتاب‌خوان‌ها باشند، به عدد انگشتان دست نمی‌رسد.
در برخی کشورها، کتاب‌فروشی‌ها واسطه میان خریداران و ناشران به‌شمار می‌روند. همچنین کتاب‌فروشی‌ها در طول زمان به محلی برای گردهمایی نویسندگان، خوانندگان و روشن‌فکران تبدیل و برنامه‌های نقد، بررسی، شعرخوانی و داستان‌خوانی نیز در آن‌ها برگزار می‌شود. از این منظر هر کتاب‌فروشی به مثابه‌ یک «پاتوق فرهنگی» و «فرهنگ‌سرای محلی» است. بنابراین این صنف نیازمند حمایت‌های مادی و معنوی بیشتری است تا سهم خود را در گسترش فعالیت‌های فرهنگی در شهر ایفا و صاحبان سرمایه را به سرمایه‌گذاری در این بخش تشویق کند.
یکی از سیاست‌های تشویقی برای دست‌اندرکاران حوزه کتاب، بخشودگی‌های عوارض و مالیات است که در‌حال‌حاضر در شهر مشهد تفکیکی ‌بین مشاغل و اصناف تجاری، اقتصادی و فرهنگی‌ مانند کتاب‌فروشی‌ها و ناشران نشده است. ‌در بخش مالیات قانون آن تصویب و ابلاغ شده است؛ اما در بخش عوارض در شهر مشهد قانونی برای بخشودگی در بخش عوارض تصویب نشده است. به نظر می‌رسد در این حوزه تصویب قانونی در شورای اسلامی‌ شهر مشهد مشابه طرح «کاربری فرهنگی» شهر تهران که به تصویب شورای اسلامی‌شهر رسیده است، بتواند در کاهش مشکلات اقتصادی حوزه نشر وکتاب‌فروشی‌ها موثر واقع شود. با اجرای این طرح هم صاحبان اماکن تشویق به تبدیل اماکن تجاری به فرهنگی می‌شوند و هم انگیزه‌های کتاب‌فروشی‌های اصیل مشهد برای ادامه‌دادن در این صنف تقویت خواهد شد. بر‌اساس طرح کاربری شهر تهران، یک واحد صنفی که برای شغل کتاب‌فروشی دایر شود، مادامی‌که در این شغل فعالیت داشته باشد، از پرداخت ٩٠درصد عوارض مربوط معاف خواهد شد. درواقع عوارضی که از صاحب چنین ملکی اخذ می‌شود، ١٠درصد عوارضی است که به‌صورت متعارف از دیگر شغل‌ها اخذ می‌شود.
حمایت از کتاب‌فروشی‌ها، حمایت از مراکز فرهنگی است و نقش مهمی‌ در تغییر فضای فرهنگی و «مصرف فرهنگی» شهر ایفا می‌کند. تعداد بالای کتاب‌فروشی‌ها در شهر نشانه‌هایی از خرد شهروندان شهر است و انتظار می‌رود سیاست‌گذاران فرهنگی شهر با نگاه جانب‌دارانه‌تری این موضوع را پیگیری کنند.
شهرآرا 4 مرداد 94 مهدی ابراهیمی

   


نظرات()  
دوشنبه 15 تیر 1394  09:29 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 15 تیر 1394 09:35 ق.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

١. هشتم تیرماه، دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت ایران طی گفت‌و‌گویی با شهرآرا از اهمیت و ضرورت مدیریت اسلامی شهر مشهد با نگاه محله‌محوری و برنامه‌ریزی غیر‌متمرکز سخن گفته و تاکید کرده بود دو نگاه متمرکز‌گرا و غیر‌تمرکزگرا در برنامه‌ریزی شهر دو دیدگاه مقابل یکدیگرند و درنهایت چاره پیشرفت شهر اسلامی، راهبرد محله‌محوری است. بیان این مسئله، از چند دیدگاه برای برنامه‌ریزان پیشرفت پایدار شهر مشهد حائز اهمیت است.
٢. مناسب به نظر می‌رسد، این راهکار که از زبان یک مسئول با جایگاه حقوقی و مسئولیت مرکزی به‌نام شورای راهبردی الگوی پیشرفت ایران بیان شده است برای همفکرانی که به الگوی مدیریت اسلامی شهر نگاه عمیق‌تری دارند، قابل تامل فرض شود.
اکثر مدیران، برنامه‌ریزان و کسانی که صاحب رای و نظر هستند یا در تصمیم‌گیری‌های کلان‌شهر مذهبی مشهد دخیل و سهیم‌اند، همواره در بیان دیدگاه‌های خویش بر الگوی پیشرفت اسلامی‌ایرانی و به‌طور خاص «شهراسلامی» تاکید ویژه دارند؛ اما این تاکیدها و درخواست‌ها در دستور‌کار مراکز پژوهشی و علمی وابسته به مدیریت شهری قرار نگرفته است.
پدیده حاشیه‌نشینی، بالا و پایین‌شدن شهر، توزیع نامناسب یا ناعادلانه خدمات نهادهای سلامت، امنیت، آموزش و ناموفق‌بودن الگوهای توانمندسازی سکونتگاه‌های به‌اصطلاح غیر‌رسمی، هویت شهر، کاهش احساس تعلق و سرمایه اجتماعی و مشکلات عدیده‌ای را که امروز مردم شهر با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، باید از عوارض راهبرد تقلیدگرای غیر‌بومی در ساخت شهر دانست. طرح گفتمان محله‌محوری می‌تواند فرصتی دوباره برای بازاندیشی در شیوه اداره، مدیریت و برنامه‌ریزی‌های جامع شهر باشد.
٣. در‌حال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حاضر مشهد به حدود ١٦٠‌محله تقسیم‌بندی شده و این تقسیم‌بندی قراردادی و توافقی است. طرح مطالعات محله‌محوری درحوزه فرهنگی و اجتماعی شهرداری از سال‌٨٨ آغاز شده و غیر از مرحله تقسیم‌بندی محلات مشهد پیشرفت دیگری نداشته است. از مزایای محله‌محوری شناخت ظرفیت‌ها، کمبودها و نیازهای هر محله است که برنامه‌ریزی را برای مدیریت شهری از روی کاغذ به کف محله می‌کشاند و برنامه‌ها را با درخواست‌ها و ضرورت‌های هر محله نزدیک‌تر خواهد کرد. پذیرش تقسیم‌بندی محلات از‌سوی سایر نهادها و سازمان‌های خدماتی نکته دیگری است که باید ‌به آن توجه شود. در‌حال‌حاضر کمیته امداد امام‌خمینی، بهداشت، برق، آب، گاز و آموزش‌وپرورش‌، شهرداری و کلانتری‌ها هر کدام نواحی و تقسیم‌بندی خاص خودشان را از تعریف ناحیه و محله دارند. این تقسیم‌بندی‌ها که بعضی وقت‌ها به‌دلیل جغرافیایی نامتوازن نیز هستند، ارائه خدمات‌رسانی را پراکنده
می‌کند.
وحدت در مرزبندی و جغرافیای محلات باعث هم‌افزایی و همگرایی در ارائه خدمات مناسب‌تر به مردم می‌شود. همچنین شناسایی آسیب‌ها و تهدیدها را نیز آسان‌تر می‌کند. در‌صورت وحدت مرزبندی و جغرافیا، سبد نیازهای اقتصادی، آموزشی، امنیتی، روانی و تفریحی خانوار در محله عرضه می‌شود. با این تقسیم‌بندی، نداشته‌ها و داشته‌های هر محله معین و زمینه توزیع عادلانه امکانات مهیا
می‌شود.
٤. اما موضوع محله‌محوری عمیق‌تر از صرفا مرزبندی محلات است. محله‌محوری یک الگوی مدیریتی به روش مدیریت شهر اسلامی است. از این منظر، محله‌محوری نیازمند طرح گفتمان علمی در مجامع پژوهشی، علمی، حوزوی و دانشگاهی در حوزه‌های فقه شهری، جامعه‌شناسی شهر، جغرافیا و برنامه‌ریزی و مدیریت و برنامه‌ریزی شهری است. از حداقل‌های زمینه‌سازی آن برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی است. موضوعی که پیش از این، آقای حسن رحیم‌پورازغدی در آذرماه‌٩٠ به مدیران شهرداری مشهد نیز سفارش و توصیه کرد؛ ولی از‌سوی هیچ‌کدام از مجموعه‌های پژوهشی، مطالعاتی و علمی شهرداری عملیاتی نشد. نتیجه آنکه دوباره نیز دبیر شورای راهبردی الگوی اسلامی پیشرفت خواهش می‌کند‌ نخبگان مشهد و جبهه فکری انقلاب اسلامی بعداز ٩سال، زمینه بسط گفتمان الگوی پیشرفت اسلامی را در جامعه فراهم آورند تا در سایه این کار مبارک، محاسبات شهری و سطح کلان دولت بهینه شود؛ محاسباتی که اگر در نوع مدیریت شهری مشهد اصلاح شود، بازتاب بین‌المللی خواهد داشت.
روزنامه شهرآرا ص اول 15 تیرماه 94

   


نظرات()  
پنجشنبه 11 تیر 1394  08:26 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 14 تیر 1394 01:16 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

١. نماد «شهرمصرفی» باوجود « سنتر»‌ها و «مجتمع»های تجاری متعدد که به‌عنوان نشانه‌های مصرف در سبک زندگی امروز شناخته می‌شود، در اطراف ما که در کلان‌شهر مذهبی زندگی می‌کنیم، خود‌نمایی می‌کند. دراین مجموعه‌های بزرگ انواع لوازم لوکس‌، تجملاتی، مدرن و حتی سنتی که اغلب مورد نیاز عموم نیست، عرضه می‌شود. فروشگاه‌های بزرگ فست‌فود در کنار غذاها و محیط‌‌های سنتی ساخته می‌شود و شهروند امروز با پذیرش این شبه‌حقیقت تلخ که باید حداقل یک وعده غذا را در بیرون از خانه مصرف کند تا به تمدن نزدیک شود، هر روز بیشتر از روز قبل از سلامتی فاصله می‌گیرد. در چنین محیطی مصرف تنها دغدغه‌ «شهروندان مصرفی» است و تولیدگر واقعی هر روز بیشتر از قبل به حاشیه رانده می‌شود؛
٢. هر روز و هرساعت و حتی درودیوار شهر، شهروندان پایتخت معنوی ایران را به مصرف بیشتر تشویق می‌کنند و پیامک‌ها، بیلبردها، تلویزیون‌های بزرگ شهری و رسانه‌های محیطی طوری القا می‌کنند که خوشبختی زندگی، در بیشترمصرف‌کردن است. «مصرف» به یکی از نیازهای اساسی زندگی، سبک زندگی و عادت او بدل شده؛ تا جایی‌که ماهیت انسان شهری در مصرف هویت می‌یابد. نمادهای مصرف‌گرایی مشتری را به خرید بیشتر برای دریافت جوایز بیشتر تشویق می‌کند. جایزه خرید و مصرف، خرید بیشتر است. نتیجه آنکه در شهر مصرفی شهروند خوب «قهرما ن مصرف»است؛
٣. ابن‌خلدون در توصیف شهر نیز معتقد است شهرنشینان به تجمل‌خواهی رو‌می‌آورند. با نگاهی به اطرافمان متوجه می‌شویم انسان درزندگی شهری بیشتر و زودتر از سایر جوامع اسیر پدیده ‌مصرف است. از‌همین‌رو تا چند دهه پیش نمادهای مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی در بخش‌‌های محدود و معدودی از محله‌های مرفه‌نشین شهر به چشم می‌خورد؛ اما از چند سال گذشته عطش ساخت فروشگاه‌های بزرگ با عرضه‌ کالاهای غیر‌ضروری، وارداتی و تجملاتی حتی بخش‌هایی از محله‌های محروم شهر را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. از این جهت در‌صورتی‌که سنترها مشتری داشته باشند که خواهند داشت، هشدار بزرگی برای دست‌اندرکاران اجتماعی به‌شمار می‌آید؛
٤. بدون شک نمی‌شود نمادها را تخریب و  از برخی مزایای مجتمع‌سازی چشم‌پوشی کرد؛ اما فرهنگ‌سازی‌ در این زمینه با کمک رسانه‌های گروهی، صاحبان تریبون و گروه‌های مرجع می‌تواند در آگاهی‌بخشی به مردم در زمینه گرایش به ساده‌زیستی و الگوسازی رفتارهای درست مصرفی بسیار موثر باشد. به نظر می‌رسد نهادها و ساختارهای تصمیم‌گیرنده‌ توسعه شهر و کسانی که شهر‌ها را می‌سازند، نقش مهم‌تری دارند. خدمات شهری، معماری شهری، زیباسازی شهر، پاتوق‌های اجتماعی، فرهنگ‌سراها، مدارس، خانواده و مساجد نیز باید با تولید پیوست‌‌های اجتماعی، نسبتی با مدیریت بهینه مصرف بر‌قرار کنند؛ همان‌گونه که جریان مصرف‌گرایی برای خود نمادهایی در شهر دارد، مصرف درست و بهینه نیز می‌تواند صاحب نماد شهری باشد.
یادداشت روز روزنامه شهرآرا / 11 تیرماه 94

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی