تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر مشهد
شنبه 21 مرداد 1396  09:57 ق.ظ    ویرایش: شنبه 21 مرداد 1396 09:59 ق.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

اول:

توسعه نامتوازن، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و مسائل پیش‌روی شهرهای بزرگ یا شهرهایی است که «بزرگ شدن» را به دلیل فیزیک و جمعیت تجربه می‌کنند، رشد جمعیت ساکن شهر و مهاجرت به دلیل فقر امکانات در شهرها و روستاها، بیکاری، تبلیغ مزایای کاذب شهرنشینی، تمسخر روستانشینی سبک زندگی و گویش روستایی در رسانه‌ها، گزارش‌های مستمر از وضعیت بد زندگی روستایی، تبلیغ خوشی‌های کاذب زندگی مصرف‌گرای شهری به جای زندگی تولید محور روستایی، اهمیت ندادن به گردشگری روستایی و کشاورزی دانش بنیان، فقط بخشی از بزرگ شدن شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و تبدیل دهستان‌های بزرگ به روستاهای کوچک است، اما توسعه نامتوازن برای روستاهایی که در مجاورت شهرهای بزرگ قرار می‌گیرند، حکایت دیگری دارد.

دوم:

روستاهای مجاور شهرهای بزرگ دربزرخ شهری شدن یا روستایی ماندن به امید گران شدن املاک، فراهم شدن امکانات شهرنشینی و برخورداری ازحمل و نقل عمومی به هضم شدن روستا درشهررضایت می‌دهند، اما تامین منابع مالی شهری شدن روستاها، توقعات و انتظارات آنها بعد الحاق به شهر و مشخص نبودن درآمدهای پایدار شهری از ساکنان تازه پیوسته به شهر از مسائل و مشکلاتی است که مدیریت شهری باید برای حل مسائل پیش آمده با هزینه‌های زیاد چاره‌جویی کند و سایر مدیران دولتی نیز به سادگی به پیوست شدن این مناطق به شهرها رضایتی نمی‌دهند.

مهم‌تر از همه این مسائل، از بعد اجتماعی و فرهنگی نیز تعلق مردم نسبت به روستای محل سکونت کمتر و سیل جمعیت برای سکونت در این اماکن، غریبگی را افزایش و امنیت اجتماعی را تا یکپارچه شدن عناصر فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی دچار اختلات جدی اجتماعی می‌کند.

این مشکل موقعی تشدید می‌شود که زندگی و نظام روستایی مبتنی بر فرهنگ ساخته شده و آداب گرم و ساده و صمیمی و رسوم خاص خودش استوار است و زندگی سرد و خشک شهری در تعارض با آن قرار می‌گیرد اما چون فرهنگ شهری غالب است تا مدت‌های زیادی بین این دو فاصله‌های اجتماعی و درک نشدن رفتارهای متقابل اتفاق می‌افتد و فرهنگ شهری غالب گاهی خرده فرهنگ را تحقیر کرده و ارتباطات اجتماعی بین آنها تا سال‌ها دچار اختلال است.

سوم:

این مسئله مهم به توسعه متوازن و تدوین مدل‌ها و نظریه‌های غیر بومی به شهرسازی ومدیریت شهری بازمی‌گردد و معمولا برای توسعه این اماکن ابتدا برچسب منفی توسط نهادها و ساختارهای توسعه ساخته می‌شود و سپس فعالیت‌های عمرانی، اجتماعی، فرهنگی و خدمات شهری شروع می‌شود.

حاشیه‌نشین‌ها، آسیب‌پذیرها، فرسوده‌ها و کم برخوردارها، برخی از نسبت‌هایی است که لازم است قبل از توسعه‌روی پیشانی بلند ساکنان محروم، اما مستغنی از فرهنگ ایرانی–اسلامی بچسبد، با همین دیدگاه روستاهای با اصالت، فرهنگ و آیین چندهزار ساله با پیشینه درخشان اسلامی و انقلابی تبدیل به اقشار ترحم‌محور و حاشیه شهر می‌شوند و گاهی اوقات به دلیل نابسمانی‌های ظاهری و از بد حادثه در کنار شهر بودن حتی کد امنیتی هم دریافت کنند و مع‌الوصف این نقطه‌ها در نقشه لکه قرمز و مرکز تولید آسیب اجتماعی قلمداد می‌شوند، اما واقعیت آن است وضعیت حاصله امروز نتیجه طرح‌های توسعه 50 ساله اخیر است.

ساکنانی با کد امنیتی برایشان برنامه‌ریزی می‌شود که در حال حاضر از نظر تعداد تقدیم شهدای مدافع حرم، شهدای انقلاب اسلامی، شهدای دفاع مقدس همه مفتخر به بالاترین آمارها هستند و امنیت جهان، کشور و شهر را از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تامین کرده و می‌کنند.

چهارم:

برابر با نظریه‌های غیربومی این اماکن حاشیه دیده می‌شوند، چراکه ظرفیت‌های بومی از جمله ظرفیت‌های انسانی مانند شخصیت بزرگی چون شهید کشمیری از شهدای دفاع مقدس و شخصیت والایی هم چون شهید ابوفاتح از شهدای مدافع حرم اتفاقا در محله شهید شهریاری زیسته‌اند، تربیت و بزرگ شده‌اند.

ظرفیت‌های جغرافیایی رودخانه تاریخی کشف‌رود تا دهه گذشته هیچ‌گاه مبنای جغرافیایی توسعه شهر مشهد قرار نگرفته است.

چه بسا به حاشیه این رودخانه اگر طی دهه‌های گذشته بی‌توجهی نمی‌شد تاکنون می‌توانست هم رودخانه و هم روستاهای حاشیه آن با برخورداری از امکانات مناسب قطب گردشگری و تولید محصولات  دامی و کشاورزی و تامین کننده مایحتاج مشهد باشد.

این روستاها می‌توانست مقصد کارآفرینی بر پایه تولید محصولات کشاورزی و مراکزی برای آشنایی دانش‌آموزان با کار و مشاغل تولید محور ( صنایع ساختمانی، دام  و طیور و کشاورزی) در مجاورت شهر باشد، حتی محیطی دلچسب برای کسانی که علاقمندند علاوه بر مجاورت شهر، دوران بازنشستگی را در محیطی آرام با هوای پاک زیست کنند وهوای ناسالم شهری سبب کاهش عمر سرمایه‌های اجتماعی جامعه نشود.

 پنجم:

توسعه نامتوازن همه ابعاد زندگی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زندگی شهری را نامتوازن و فرصت‌ها را تبدیل به تهدید می‌کند، اما کارشناسان معتقدند برنامه‌ریزی شهری متاثر از تجربیات جهانی، اما مبتنی بر برنامه‌ریزی‌های بومی و مورد نیاز شهرها از آسیب‌های توسعه بی‌تردید، کاسته و تهدیدها را فرصت محور می‌بیند.

   


نظرات()  
پنجشنبه 17 فروردین 1396  09:36 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: روز نگاری ،

قدرت الهی در اراده برای ناممکن هایی است که بشر زاده ی غرور و تکبر را برای چند ثانیه متوجه خودش کند. دریا، باد ، کوهها،جنگل،باران، کویر،زلزله ، سیل و همه مظاهر طبیعی برای آن است که ما لحظاتی به عظمت و قدرت لایزال الهی ایمان بیاوریم. زلزله مهیب و دلهره آور دیروز و دیشب و بعدها نیز یک «تذکر» است. تذکر از باب این که ای انسان«می توانم» و اگر بخواهم «می شود»! ما در پاسخ می گوییم، خدایا ما را از فضل و کرمت ببخش و به اعمال ما نگاه نکن که مثل کف دست خالیست.

   


نظرات()  
سه شنبه 17 آذر 1394  11:31 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 آذر 1394 11:34 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

١- یکی از برون‌دادهای شهرهای بزرگ پدیده کارتن‌خواب‌های «تا‌ صبح ‌بیدار» است و مشهدمقدس نیز از آفرینش چنین پدیده‌ای مستثنا نبوده‌است. طبق برخی آمار اعلام‌شده، بیش از ۵هزارنفر در حاشیه‌ها، کال‌ها و خرابه‌ها فرششان زمین و رواندازشان آسمان خداست.
به تبع حساسیت‌های رسانه‌ای و به‌خصوص با نزدیک‌شدن هوای سرد، ممکن است این جمعیت اقداماتی همچون «جمع آوری»، «سامان‌دهی» یا «پاک‌سازی» را از طرف نهادهای مسئول تجربه‌کنند.
این پدیده بنا به اعلام نظر کارشناسان اجتماعی محدود به مشهد و ایران نیست، بلکه همه شهرهای صنعتی بزرگ با این پدیده مواجهند، حتی پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که کارتن‌خوابی محدود به مردان نیست و درباره زنانه‌شدن کارتن‌خوابی در شهرهای بزرگ و به‌تبع آن، در شهرهای کوچک‌تر هشدارهایی جدی داده می‌شود.

٢- نهادهای حمایتی و اجتماعی هرکدام برحسب قوانین و مقرراتی که برایشان تنظیم و تصویب شده‌است وظایفشان مشخص است و هرکدام نیز در بضاعت امکانات و اعتباراتی که دارند عملکردی را اعلام می‌کنند، اما واقعیت این است که این پدیده اجتماعی رشد فزاینده‌ای داشته و مبارزه، حذف یا جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها در محدوده‌ای از شهر درمانی برای این پدیده نیست. با این اقدامات صرفا کارتن‌خواب‌ها تغییرمکان می‌دهند یا از مکانی به مکانی دیگر کوچ اجباری می‌کنند. همچنین باید کاهش سن کارتن‌خوابی به ١٧سال را نیز به مسائل و مشکلاتی که فعلا گریبان‌گیر این پدیده‌است اضافه‌ کرد...

٣- راهکارهای موقت و کوتاه‌مدتی نیز برای سامان‌دهی کارتن‌خواب‌ها تدارک دیده و اجرا شده‌است. تاسیس گرم‌خانه‌ها، حضور برخی تشکل‌های مردمی در جمع آن‌ها برای ابزار همدردی، اهدای خوراک گرم و لباس، جمع‌آوری آنان و هدایت به کمپ‌های ترک اعتیاد، خراب‌کردن خانه‌های حلبی و کارتنی و حتی دستگیری آنان و هدایت به مراکز قضایی نیز نتوانسته‌است آن‌گونه که باید و شاید چاره‌ای حتی میان‌مدت برای کاهش آمار کارتن‌خوابی باشد.
به نظر برخی کارشناسان، این اقدامات صرفا برخورد با کارتن‌خوابان یا سامان‌دهی آنان است و مسئله کارتن‌خوابی به شیوه‌های دیگری در کوچه‌های حاشیه شهر به سیر پیشرفت خود ادامه می‌دهد.

۴- کارشناسان اجتماعی معتقدند کارتن‌خوابی پدیده انسانی پیچیده‌ای است. از یک طرف، معلول و از طرفی، علت آسیب‌های اجتماعی دیگری است. کارتن‌خواب‌ها را به چند دسته افراد روانی، افراد بی‌سرپناه، مهاجران به شهرهای بزرگ، طردشدگان از جامعه و دختران یا زنان فراری تقسیم‌بندی کرده‌اند. اعتیاد مسئله‌ دیگری است که کارتن‌خواب‌ها و بی‌سرپناهان خیلی‌زود گرفتار آن می‌شوند.
این مسئله مزیدبرعلت می‌شود تا آنان به سرقت روی‌آورند؛ افراد سرگشته‌ای که به‌دنبال ازهم‌گسیختگی هویت انسانی خود، برچسب جدیدی مثل بزهکار، مجرم، آسیب‌دیده اجتماعی و... را با خود یدک می‌کشند و تنها تجربه‌شان زیستن در کنار آتش و تکثیر آسیب‌های اجتماعی است.

۵- وقتی برای یک پدیده اجتماعی چند نهاد مسئولیت دارند، بسیاری از انرژی‌ها و امکاناتی که باید صرف کاهش آن آسیب اجتماعی شود صرف مکاتبات، پیگیری‌ها و بعد، رفع نقایص ایفای هرکدام از مسئولیت‌ها می‌گردد؛ اما در این روزمرگی‌ها ، جریان تکثیر آسیب‌های اجتماعی در کنار کانال‌ها و کال‌ها همچون آب درحال جاری‌شدن و روان‌شدن است.
نمی‌توان از کنار کال حاشیه بوستان بهار گذشت و خود را به ندیدن زد. آن‌ها نمی‌دانند در کدام جلسه و همایش قرار است مرهمی یا نسخه‌ای برایشان پیچیده شود، اما این جماعت بخشی از زندگی همه کسانی هستند که در شهر زندگی می‌کنند.

۶- اگرچه تشکیل یک سازمان مستقل دولتی یا عمومی می‌تواند نقش به‌سزایی در کاهش یا کنترل این مسئله ایفا نماید، آحاد مردم، خیریه‌ها، نهادهای اجتماعی و به‌خصوص نهادهای دینی و مذهبی می‌توانند چتری بر آسمان ابریِ این‌روزهای بی‌سرپناهان باشند. این شیوه که افرادی بی‌سرپناه زیر کیسه و روی کارتن زندگی کنند با سیره حکومت علوی که حتی برای حیوانات پیر سرپناهی درست می‌کند و خود برایشان غذا می‌برد ناسازگار است.

شهرآرا/یک شنبه 15 آذر

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی