تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر شهید
جمعه 1 اردیبهشت 1396  09:53 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

معرفی کتاب روایت های عاشقانه از زندگی همسران و شهدا خیلی کم داریم.این کتاب علاوه بر این که علی چیت سازیان را معرفی می کند ، معرف یک سبک زندگی هم هست. از نوع زندگی هایی که فکر می کنید قصه است ولی واقعیت دارد. روی زمین اتفاق افتاده اگر چه شخص اول قصه هم اکنون در آسمان هاست. قلم روان و شیوای خانم ضرابی در خواندنی تر شدن کتاب خیلی به کمک مخاطب می آید تا او بتواند یک زندگی یک سال و چندماهه را جلوی چشم ببیند و زندگی سرد وگرم چشیده و گاهی اوقات بارانی را درک کند و نه تنها خسته نشود بلکه با خواندن هر واژه روحش تازه تر شود. و اما برای من بیش از همه سبک زندگی شهید چیت سازیان و همسرش مهم است.به خصوص وقتی متاثر از دهه ۶۰ می شود.به نظرم دهه ۶۰ یک مکتب می تواند باشد که بررسی شود چه تاثیری روی زندگی گذاشته است.چه تغییری در شیوه زندگی ایجاد کرده است. همسر شهید که آن زمان کمتر از ۱۸ سال داشته است می گوید وقتی برای خرید عقد رفتیم،دست گذاشتم روی ارزان ترین وسیله هایی که برای خرید عقد لازم است.این عمل بازتاب یک نوع تفکر و یک گونه شیوه زندگی است.این تفکر تا آخرش هست.نمونه هایی دیگری هم به همین سبک هم از جانب همسر و از جانب علی آقا اتفاق می افتد. اما وجه دوم نگاهی است که ممکن است به این گونه از سبک زندگی ها داشته باشند.در این سبک همه عاشقانه ها بعد «محرم شدن» است. و باز برخی ها فکر می کنند این گونه زندگی ها چون ظاهرش روابط رسمی (خشک به عقیده برخی ها) است حتما عاشقانه هم نیست. اتفاقا در جایی دیگری هم نوشتم ، شهدا عاشق تر بودند.اصلا اجر انتخاب راه شهادت به همین عاشق تر بودنشان است.چون کسی که نسبت به زن و بچه عاشق نیست ، علقه ای ندارد زودتر از دنیا کنده می شود و فرقی نمی کند. اما وقتی علی چیت سازیان به همسرش خطاب می کند: دیگه نمی توانم از تو جدا باشم بیا با هم بریم دزفول!( با همه خطرات بمباران و ...) یعنی عشق واقعی و حقیقی. در کتاب شما می توانید بیشتر از این عاشقانه ها پیدا کنید. حالا با این همه عشق که بالاتر و والاتر از شیرین و فرهاد است از همسرش تقاضا و طلب دعای شهادت دارد. این شیوه زندگی انسان را به کمال می رساند.یعنی از اول روز عقد تا شهادت که کمتر از دو سال است تکامل شروع می شود.حتی علی چیت سازیان موقعی که فرزندش متولد می شود او را نمی بیند! این زندگی ها شاخص است.چون خیلی ها دوست دارند خوشبخت بشوند. بایدخودمان را با این شاخص ها مقایسه کنیم. امیداورم این کتاب را بخوانید و لذت ببرید.

#کتاب_خوب #گلستان_یازدهم https://t.me/noughteh

   


نظرات()  
چهارشنبه 2 فروردین 1396  06:33 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 01:13 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

خسته و رنجور،از گذرحوادث واتفاقات،از کانال ها و ماهورها،ازهورالعظیم و کنار اروندصغیر و کبیر، از ماووت و بانه و دهلران، از شترگلو ، از لشگرسیدالشهدا و انصاروالحسین و ۲۷ محمدرسول الله، از کنار جنازه پدرکنارپسر،از کنار جنازه برادر کنار برادر ، از جزیره مجنون، از دشت پر از خون، از گروهان 45 شهید ، از گردان صدهااسیر، از بچه های تخریب و خرماهای مانده بر نخیل،از نور مهتاب و کنار مین ، من پیامی آورده ام.بالاخره 600 و اندی از صفحات کتاب تمام شد.و برای این که بتوانم شوق خواندن این کتاب را به دیگران نیز منتقل کنم ،قطار قطار کلمه از ذهنم سرازیر کرده ام تا موقع تایپ سرانگشتانم تاب بیاورند.
چند وقتی است دست ما را «علی خوش لفظ» گرفته از غرب تا جنوب ایران با خودش برده و هزاران کلمه پشت سر هم یک نفس خاطره گفته و آقای حسام کلمات را نعل به نعل روی کاغذ قلمی کرده تا سال نو رفیق خوش مرامی چون او را پیدا کنیم.تا اینجای مطلب را نوشتم که بتوانم یک معرفی خوب از کتاب « وقتی مهتاب گم شد» بنویسم.اما چند نکته هم حاشیه نویسی کرده ام که با ربط و بی ربط به کتاب هست و نیست.

1- یکی از ویژه گی های دفاع مقدس تکرار هزار باره عاشورا بوده است.علت جذابیت دفاع مقدس و جهاد برای رزمندگان آن دوران همین است.وقتی روضه حسین علیه السلام خوانده می شود ، فرقی نمی کند زمین و زمان کجا و کی باشد و حتی فرقی نمی کند حاج احمد متوسلیان روضه خوان باشد یا حسین همدانی یا علی خوش لفظ. هر گاه صحبت جهاد است همه زمان ها کربلاست و همه مکان ها کربلاست.مهم نیت خالصانه است.این جمله ها نیز دیگر کلمه از جنس فعل وفاعل نیست.این جکله که حسین همدانی فرمانده بچه های همدان در جمع رزمندگان می فرماید:از تاریکی شب استفاده کنند برادارن.هر کس می خواهد برود ، برود.این جمله ها در امتداد تاریخ انسان سازی کرده اند.بنابراین حسین علیه السلام نیز متعلق به همه زمان ها و مکان هاست.

2- شاید خیلی وقت ها برای کارهای فرهنگی دنبال راهکار می گردیم.خیلی راهکار هم گفته می شود ، خیلی راهکار نوشته می شود اما کانون همه راهکارها معنویت است.در لابه لای خاطرات آقای خوش لفظ و سایر خاطرات شیرین دفاع مقدس این راهکار ها از همه برجسته تر است.حتی بچه های اطلاعات عملیات دفاع مقدس که همیشه دنبال راهکار برای عبور نیروی خودی برای رسیدن به پیروزی بودند خودشان را ساختند.خودشان از حیث معنویت، به درجاتی می رسیدند تابتوانند برای سایرین راهکار پیدا کنند.مفهوم مشترک تمام این صفحات ، «معنویت» است.دوای درد بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی بشریت نیز معنویت توام با جهاد است.
3- خاطرات جزیره مجنون را از هر رزمنده ای می شنوید و می خوانید بسیار عجیب است.مبارزه در دمای 50 یا 60 درجه که باید از طرفی با دشمن می جنگیدند و از دیگر سو با طبیعت ، باحشرات و موش نیز هم .شهید حجت الاسلام میثمی فرمود: هر کس در طلائیه ایستاد ؛ اگر در کربلا بود، می ایستاد.

4- اگر جنگ گنج است باید از لاب لای آن « زندگی سعادتمندانه » استخراج کنیم.برخی ها جنگ را با خاطره بازی و اشک و آه و ناله اشتباه گرفته اند. کسانی که در دوران دفاع مقدس رفتند از همین کوچه های الان رفتند ، بنابراین آن دوران ، بازتابی از زندگی ایرانی است.در این کتاب به خوبی نشان داده می شود که در آن دوران بر خلاف برخی فیلم ها ، دعوا ، قهر ، آشتی ، حاضر جوابی ، اختلاف ، تنوع سلایق ، فرار از جبهه ، اخلاص ، نماز شب خوان ، سرباز ، بسیجی ، و ...بوده اند. حس مشترک اکثریت آنها اخلاص (مراتبی داشته است) بوده است.ممکن است سوز وگدازه ها خوب باشد اماامروز به گزاره ها نیاز داریم تا بتوانیم درسنامه والگو بنویسیم.

5- مختصری از دلاوری های حاج ستار ابراهیمی نیز هست که زندگی او را همسر ایشان در کتاب دخترشینا روایت کرده است.

6- اسناد و خاطرات کتاب نشان می دهد یک ساختار منظم بر مدیریت ، فرماندهی ، حاکم بوده است.اطلاعات ، عملیات، طرح و برنامه ، تدارکات ، تبلیغات ، امداد ، تخریب چی ، پیک ، مسوول دسته ، بیسیم چی ، گروهان ، گردان ، تیپ ، معاون نشان از یک ساختار کاملا منظم است.این بر خلاف چیزی است که القاء می شود که دفاع مقدس را بی ترمزها اداره کردند!.همه کتاب را جع به بچه های اطلاعات و عملیات است.

در جبهه فرهنگی نیز همین ساختار لازم است.اشکال برخی در این است که فکر می کنند بدون داشتن یک ساختار منظم می شود کار فرهنگی کرد.یا مثلا می گویند کار را باید هیاتی پیش ببریم.( البته هیات هم ساختار دارد) بیشتر باید کار را خالصانه انجام داد.تعبیر هیاتی و جهادی در اخلاص است نه کار هردم بیلی.رزمنده ها در ساختار اسیر نمی شدند.مسوول و معاون و فرمانده یک وسیله برای تحقق اهداف بوده ست و این مسوولیت ها برایشان اصالت نداشته است.


   


نظرات()  
سه شنبه 5 مرداد 1395  07:02 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 26 مرداد 1395 10:34 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

1- چند وقتی هست که سروکارم به زندگی « سربریده ها » افتاده است.کمی آن طرف تر ، همین محله کناری مان زندگی می کنند و اهل زندگی اند.سبک زندگی یشان هم «شوریده سری» است. نه این که سبک زندگی خاصی و عجیبی داشته باشند.یا آن قدر «قدیس» باشند که فقط از ما بهتران آنها را ببینند.سبک زندگی شان کارگری است.یکی خیاطی ، یکی کارگری ، یکی فروشنده یکی راننده و ...

2- سید حسین حسینی ،نعمت الله نجفی و رضا بخشی ، اسم هایشان مثل خودشان معمولی است.مثلا سید حسین حسینی یک بار با صاحب خانه شان دعوا می کند ، یا نعمت الله نجفی با خانمش برای انتخاب اسم بچه حرفشان می شود و بگو مگوی خانوادگی می کنند.

3- اما وقتی قرار است «سربریده» شوند ، فرق می کنند با دیگران.فرق می کنند با همه ما.وقتی دوباره احساس می کنند قصه پر غصه اسارت زینب است، سر می دهند ، سربریده می شوند ، این بار دفاع در برابرمسلمانان مدرن!

۴- وقتی فاتح دلها، آن ۲۲ نفر و چله عشق را می خوانی اول باورت نمی شود هنوز باروت فرهنگ دفاع مقدس چاشنی زندگی بعضی ها باشد. آن هم سال ۹۵، یعنی حدود ۱۷ سال بعددفاع مقدس.

۵- سربریده ها البته این بار هم ایرانی و هم افغانی و لبنانی و پاکستانی و... در سرزمینی غیر از مام وطن سر می دهند و سنگر نمی دهند.

۶- به احترام سربریده ها نمی دانم باید چند دقیقه سکوت کرد اما می دانم باید همه فریادهایمان در دفاع از آنان باشد و هست.

   


نظرات()  
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

وبلاگ مهدی ابراهیمی