تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب ابر ارمیا
چهارشنبه 9 خرداد 1397  10:33 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 9 خرداد 1397 11:40 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

تازه ترین اثر رضا امیرخانی به نام رهش منتشر شد.رضا امیرخانی از معدود نویسنده هایی است که به جامعه شناسی مسلط است.این کتاب بیش از هر کتاب دیگری پایبند به مبانی جامعه شناسی است.مدیریت شهری را از نگاه جامعه شناسی واکاوی می کند.توسعه شهری، هویت شهری ، معماری ، زیبایی ، روابط همسایگی ، نحوه مدیریت شهر ،مسجد ،ترافیک ، بنیاد خانواده ،بسیج، سیاست،مدیریت فرهنگی ، فرهنگ شهرنشینی و همه موضوعاتی که به نوعی مساله روزمره و جاری شهر و اتفاقا از امور مهم شهری است مورد نقد وی قرار می گیرد.

ارمیا همان آرمان انسانی آقای امیرخانی در این کتاب نیز حضور دارد. و این بار او را در کوه باید با گله ای از گوسفندان شناخت. آرمان مکانی ایشان طبیعت است.از این جهت آقای امیرخانی همواره به طبیعت وفادار بوده است.چه وقتی ارمیا در جنگل و چه زمانی که در یکی از کوه های نزدیک تهران زندگی می کند.

ارمیای کوه نشین آقای امیرخانی بدون خانواده است.و در آخر داستان قهرمان رمان می شود و خانواده ای را از آرمانشهر دوباره به پایین یعنی همان شهرزمینی می آورد.

در نهایت نتیجه گیری ایشان مهم است.وقتی همه مدیران و مدیریت شهری را نقد می کند کار را باز کردن کمربند پسر مدیر شهری تمام می کند.بچه به مادرش می گوید دو دارم ! قطراتی از دوی او به جای آن که روی میز مدیر یا دفتر مسوولی بریزد،اتفاقا روی کسی می ریزد که مشغول خواندن روزنامه و صفحه کاریابی است.خواندن این کتاب برای کسانی که درباره مدیریت فرهنگی در شهرها و مسائل اجتماعی فکر می کنند توصیه می کنم.

رهش را نشر افق چاپ کرده است. بیش از 180 صفحه دارد. بیشتر نمی توانم از داستان بنویسم تا جذابیت خواندن آن برای شما محفوظ باشد.

   


نظرات()  
جمعه 28 آبان 1389  08:43 ب.ظ    ویرایش: جمعه 28 آبان 1389 09:33 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

1- بالاخره بعد از دو ماه " بی وتن " نوشته ی رضا امیرخانی را به پایان رساندم. دو ماه طول کشید چون واقعا چندبار کتاب را گذاشتم کنار که کتاب را نخوانم. تا صفحه 80 واقعا یک ماه طول کشید چئن تا حال رمان مدرن نخوانده بودم. ولی بعد آن تازه داستان را متوجه شدم. وقتی موضوع را با عابس قدسی درمیان گذاشتم می گوید امیر خانی معتقد است این داستان را باید دوبار بخوانید.
2- ارمیا که در " کتاب ارمیا" آخرین بار در ایام رحلت امام ره زیر دست و پا له شده بود... بعد آن " ارمیا معمر " در یک آشنایی با "آرمیتا" سر از " آمریکا " در می آورد.
3- این آشنایی در قطعه 48 گلزار شهدا وقتی که قرار است ، گلزار شهدا را سامان دهی کنند؛ اتفاق می افتد. آرمیتا که یک طراح است ، از آمریکا به ایران آمده و دیزاین او تایید شده است. آرمیتا با مانتوی گل بهی "ارمیا" را تا نیویورک می کشاند. ارمیا در شهر نیویورک در محل آپارتمان آرمیتا با شخصیت های جدید آشنا می شود.
4- ارمیای رزمنده ، ارمیای عاشق خدا ، عاشق امام ره ، عاشق نماز اول وقت، به کازینو راه پیدا می کند. "سوزی" از ساکنین آپارتمان آرمیتا، دنسر آنجاست.آن هم شب ولادت امام زمان عج .ارمیا به همه جای نیویورک سرک می کشد تا با رازهای سرزمین فرصت ها آشنا شود.
5- تلاش ارمیا در سفر به نیویورک آن است که " ما را با همه ی زاویای" واقعیت های آمریکا آشنا کند.
6- سوزی (سوسن) شب ازدواج آرمیتا نامه ای برای ارمیا می نویسد ؛ و ناپیدا می شود. تا وقتی خبر خودکشی اش را می شنوند. ارمیا برای پیدا کردن سوزی تا جنگل های جنوب آمریکا سفر می کند؛ اما خبری نمی شود.
7- ارمیا به جرم قتل سوزی دستگیر می شود.
8- حاج مهدی فرمانده گردانی که ارمیا عضو آن بوده است،پیدا می شود.او در نیویورک راننده تاکسی است.
9- ارمیا به حاج مهدی می گوید دلم می خواست جایی بمیرم که دور برم حرام زاده و ... بود.
10- یک پیامک برای آرمیتا می آید که نامفهوم است. فرصت دفاع برای ارمیا نیست. ارمیا ... می میرد ....نه شهید می شود .... نه هنوز زنده ....؟!

   


نظر نگاری()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی