تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب جامعه نگاری
سه شنبه 17 آذر 1394  11:31 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 آذر 1394 11:34 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

١- یکی از برون‌دادهای شهرهای بزرگ پدیده کارتن‌خواب‌های «تا‌ صبح ‌بیدار» است و مشهدمقدس نیز از آفرینش چنین پدیده‌ای مستثنا نبوده‌است. طبق برخی آمار اعلام‌شده، بیش از ۵هزارنفر در حاشیه‌ها، کال‌ها و خرابه‌ها فرششان زمین و رواندازشان آسمان خداست.
به تبع حساسیت‌های رسانه‌ای و به‌خصوص با نزدیک‌شدن هوای سرد، ممکن است این جمعیت اقداماتی همچون «جمع آوری»، «سامان‌دهی» یا «پاک‌سازی» را از طرف نهادهای مسئول تجربه‌کنند.
این پدیده بنا به اعلام نظر کارشناسان اجتماعی محدود به مشهد و ایران نیست، بلکه همه شهرهای صنعتی بزرگ با این پدیده مواجهند، حتی پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که کارتن‌خوابی محدود به مردان نیست و درباره زنانه‌شدن کارتن‌خوابی در شهرهای بزرگ و به‌تبع آن، در شهرهای کوچک‌تر هشدارهایی جدی داده می‌شود.

٢- نهادهای حمایتی و اجتماعی هرکدام برحسب قوانین و مقرراتی که برایشان تنظیم و تصویب شده‌است وظایفشان مشخص است و هرکدام نیز در بضاعت امکانات و اعتباراتی که دارند عملکردی را اعلام می‌کنند، اما واقعیت این است که این پدیده اجتماعی رشد فزاینده‌ای داشته و مبارزه، حذف یا جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها در محدوده‌ای از شهر درمانی برای این پدیده نیست. با این اقدامات صرفا کارتن‌خواب‌ها تغییرمکان می‌دهند یا از مکانی به مکانی دیگر کوچ اجباری می‌کنند. همچنین باید کاهش سن کارتن‌خوابی به ١٧سال را نیز به مسائل و مشکلاتی که فعلا گریبان‌گیر این پدیده‌است اضافه‌ کرد...

٣- راهکارهای موقت و کوتاه‌مدتی نیز برای سامان‌دهی کارتن‌خواب‌ها تدارک دیده و اجرا شده‌است. تاسیس گرم‌خانه‌ها، حضور برخی تشکل‌های مردمی در جمع آن‌ها برای ابزار همدردی، اهدای خوراک گرم و لباس، جمع‌آوری آنان و هدایت به کمپ‌های ترک اعتیاد، خراب‌کردن خانه‌های حلبی و کارتنی و حتی دستگیری آنان و هدایت به مراکز قضایی نیز نتوانسته‌است آن‌گونه که باید و شاید چاره‌ای حتی میان‌مدت برای کاهش آمار کارتن‌خوابی باشد.
به نظر برخی کارشناسان، این اقدامات صرفا برخورد با کارتن‌خوابان یا سامان‌دهی آنان است و مسئله کارتن‌خوابی به شیوه‌های دیگری در کوچه‌های حاشیه شهر به سیر پیشرفت خود ادامه می‌دهد.

۴- کارشناسان اجتماعی معتقدند کارتن‌خوابی پدیده انسانی پیچیده‌ای است. از یک طرف، معلول و از طرفی، علت آسیب‌های اجتماعی دیگری است. کارتن‌خواب‌ها را به چند دسته افراد روانی، افراد بی‌سرپناه، مهاجران به شهرهای بزرگ، طردشدگان از جامعه و دختران یا زنان فراری تقسیم‌بندی کرده‌اند. اعتیاد مسئله‌ دیگری است که کارتن‌خواب‌ها و بی‌سرپناهان خیلی‌زود گرفتار آن می‌شوند.
این مسئله مزیدبرعلت می‌شود تا آنان به سرقت روی‌آورند؛ افراد سرگشته‌ای که به‌دنبال ازهم‌گسیختگی هویت انسانی خود، برچسب جدیدی مثل بزهکار، مجرم، آسیب‌دیده اجتماعی و... را با خود یدک می‌کشند و تنها تجربه‌شان زیستن در کنار آتش و تکثیر آسیب‌های اجتماعی است.

۵- وقتی برای یک پدیده اجتماعی چند نهاد مسئولیت دارند، بسیاری از انرژی‌ها و امکاناتی که باید صرف کاهش آن آسیب اجتماعی شود صرف مکاتبات، پیگیری‌ها و بعد، رفع نقایص ایفای هرکدام از مسئولیت‌ها می‌گردد؛ اما در این روزمرگی‌ها ، جریان تکثیر آسیب‌های اجتماعی در کنار کانال‌ها و کال‌ها همچون آب درحال جاری‌شدن و روان‌شدن است.
نمی‌توان از کنار کال حاشیه بوستان بهار گذشت و خود را به ندیدن زد. آن‌ها نمی‌دانند در کدام جلسه و همایش قرار است مرهمی یا نسخه‌ای برایشان پیچیده شود، اما این جماعت بخشی از زندگی همه کسانی هستند که در شهر زندگی می‌کنند.

۶- اگرچه تشکیل یک سازمان مستقل دولتی یا عمومی می‌تواند نقش به‌سزایی در کاهش یا کنترل این مسئله ایفا نماید، آحاد مردم، خیریه‌ها، نهادهای اجتماعی و به‌خصوص نهادهای دینی و مذهبی می‌توانند چتری بر آسمان ابریِ این‌روزهای بی‌سرپناهان باشند. این شیوه که افرادی بی‌سرپناه زیر کیسه و روی کارتن زندگی کنند با سیره حکومت علوی که حتی برای حیوانات پیر سرپناهی درست می‌کند و خود برایشان غذا می‌برد ناسازگار است.

شهرآرا/یک شنبه 15 آذر

   


نظرات()  
شنبه 10 مرداد 1394  11:46 ق.ظ    ویرایش: شنبه 10 مرداد 1394 11:48 ق.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

نا‌گفته پیداست‌‌، «کتاب» یکی از کالاهای ضروری‌‌ فرهنگی در سبد خانوار است. برخی ‌صاحب‌نظران «کتاب»‌ را همپایه ‌«‌نان‌» می‌دانند و معتقدند همان‌گونه که نان، غذای جسم است، کتاب غذای روح است و فراهم‌کردن بسترهای ارزان‌شدن این دو و حتی رایگان‌شدن آن کمک بزرگی به قوام روح و جسم جامعه می‌کند. دلایل متعددی در قهر مردم با کتاب در مقالات و پژوهش‌های مختلف آورده شده و هر کدام از عوامل موثر نیز نیازمند بررسی‌های عمیق است که در این مجال از حوصله خواننده خارج است؛ اما برای ترویج کتاب‌خوانی، رسیدگی به وضعیت نشر‌، ناشران وکتاب‌فروشی‌ها خالی از لطف نخواهد بود. بر‌اساس آمارهای اعلام‌شده حدود ١٥٠کتاب‌فروشی در مشهد فعال هستند که بخش درخورتوجهی از این آمار را لوازم‌التحریر‌ها به خود اختصاص می‌دهند و از‌طرفی فعالان حوزه نشر کتاب معتقدند کتاب‌فروشی‌هایی که به معنی واقعی کلمه‌، پاتوق اهل نظر و کتاب‌خوان‌ها باشند، به عدد انگشتان دست نمی‌رسد.
در برخی کشورها، کتاب‌فروشی‌ها واسطه میان خریداران و ناشران به‌شمار می‌روند. همچنین کتاب‌فروشی‌ها در طول زمان به محلی برای گردهمایی نویسندگان، خوانندگان و روشن‌فکران تبدیل و برنامه‌های نقد، بررسی، شعرخوانی و داستان‌خوانی نیز در آن‌ها برگزار می‌شود. از این منظر هر کتاب‌فروشی به مثابه‌ یک «پاتوق فرهنگی» و «فرهنگ‌سرای محلی» است. بنابراین این صنف نیازمند حمایت‌های مادی و معنوی بیشتری است تا سهم خود را در گسترش فعالیت‌های فرهنگی در شهر ایفا و صاحبان سرمایه را به سرمایه‌گذاری در این بخش تشویق کند.
یکی از سیاست‌های تشویقی برای دست‌اندرکاران حوزه کتاب، بخشودگی‌های عوارض و مالیات است که در‌حال‌حاضر در شهر مشهد تفکیکی ‌بین مشاغل و اصناف تجاری، اقتصادی و فرهنگی‌ مانند کتاب‌فروشی‌ها و ناشران نشده است. ‌در بخش مالیات قانون آن تصویب و ابلاغ شده است؛ اما در بخش عوارض در شهر مشهد قانونی برای بخشودگی در بخش عوارض تصویب نشده است. به نظر می‌رسد در این حوزه تصویب قانونی در شورای اسلامی‌ شهر مشهد مشابه طرح «کاربری فرهنگی» شهر تهران که به تصویب شورای اسلامی‌شهر رسیده است، بتواند در کاهش مشکلات اقتصادی حوزه نشر وکتاب‌فروشی‌ها موثر واقع شود. با اجرای این طرح هم صاحبان اماکن تشویق به تبدیل اماکن تجاری به فرهنگی می‌شوند و هم انگیزه‌های کتاب‌فروشی‌های اصیل مشهد برای ادامه‌دادن در این صنف تقویت خواهد شد. بر‌اساس طرح کاربری شهر تهران، یک واحد صنفی که برای شغل کتاب‌فروشی دایر شود، مادامی‌که در این شغل فعالیت داشته باشد، از پرداخت ٩٠درصد عوارض مربوط معاف خواهد شد. درواقع عوارضی که از صاحب چنین ملکی اخذ می‌شود، ١٠درصد عوارضی است که به‌صورت متعارف از دیگر شغل‌ها اخذ می‌شود.
حمایت از کتاب‌فروشی‌ها، حمایت از مراکز فرهنگی است و نقش مهمی‌ در تغییر فضای فرهنگی و «مصرف فرهنگی» شهر ایفا می‌کند. تعداد بالای کتاب‌فروشی‌ها در شهر نشانه‌هایی از خرد شهروندان شهر است و انتظار می‌رود سیاست‌گذاران فرهنگی شهر با نگاه جانب‌دارانه‌تری این موضوع را پیگیری کنند.
شهرآرا 4 مرداد 94 مهدی ابراهیمی

   


نظرات()  
یکشنبه 21 تیر 1394  11:55 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 21 تیر 1394 11:56 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه نگاری ،

فرجام نیوز/ اگر حوالی غرب شهر لندن زندگی کنید ممکن است یک روز صبح وقتی در یکی از کافه های نزدیک منزل تان لاته سفارش می دهید به شدت شوکه شوید چون بروکلین بکام، پسر دیوید بکام ستاره فوتبال، سفارش شما را سرو خواهدکرد!

اگر حوالی غرب شهر لندن زندگی کنید ممکن است یک روز صبح وقتی در یکی از کافه های نزدیک منزل تان لاته سفارش می دهید به شدت شوکه شوید چون بروکلین بکام، پسر دیوید بکام ستاره فوتبال، سفارش شما را سرو خواهدکرد! بروکلین که متولد چهارم مارس 1999 در انگلستان است به تازگی تولد 16 سالگی اش را جشن گرفت. او علاوه بر بازی در تیم آرسنال، دو سال است که کسب درآمد را به جای سرگرمی آخر هفته های خود انتخاب کرده است.

پدر او دیوید بکام ستاره اسبق فوتبال انگلستان و مادرش ویکتوریا بکام خواننده معروف گروه «اسپایس گرلز» و طراح مد و لباس است. با وجود ثروت 165 میلیون یورویی دیوید و ویکتوریا بکام، پسر 16 ساله آنها که از طریق شرکت در فشن شوهای مادرش به عنوان مدل، به چهره معروفی برای مردم انگلستان نیز تبدیل شده است، تعطیلات آخر هفته ها را در قبال دریافت یک حقوق حداقلی در یک کافه مشغول به کار است!

ظاهرا بروکلین با تشویق والدینش تصمیم گرفته به کار و کسب درآمد مشغول شود. شاید به این دلیل که هر دوی آنها موفقیت های خود را با تلاش زیاد به دست آورده اند. او دو سال گذشته را در این کافه کار کرده، ظرف شسته و از میهمانان کافه پذیرایی کرده است. دیوید بکام نیز در ویدیویی که سی ام مارس 2015 از او منتشر شده می گوید: «این روزها بچه ها مدام کفش و توپ و وسایل مدرن می خواهند.

وقتی بروکلیل 14 ساله بود و وسایل جدید درخواست می کرد یک روز به او گفتم بهتر است خودش کار کند تا بتواند آنها را تهیه کند! بنابراین تصمیم گرفتیم برایش شغل آخر هفته تعیین کنیم. حالا او آخر هر هفته در یک کافه فرانسوی کار می کند و پول تو جیبی هفتگی خود را به دست می آورد. من یک میلیونر هستم اما ترجیح داده ام فرزندم از نوجوانی با کار آشنا شود.»

بکام دلیل این تصمیم را این طور توضیح می دهد: «من چهار فرزند بین سنین 2 تا 16 سال دارم. من و همسرم تنها می خواهیم فرزندان شادی داشته باشیم. معمولا نوجوان هایی که از طریق والدین ثروتمند خود به سادگی به پول و امکانات دسترسی دارند نوجوانان شادی نیستند! چون موجودیت آنها تنها با ثروت خانوادگی شان تعریف می شود نه شایستگی های شخصی. فرض کنید دخترم دوست دارد معلم شود.

اگر ایستادن در مقابل تعداد زیادی دانش آموز و کار تدریس، او را رضایتمندتر و شادتر می کند پس رسیدن به آن موقعیت یعنی موفقیت برای او. اما اگر من 50 میلیون یورو به او بدهم که بیزنس خود را راه بیاندازد و او تمام روز مجبور باشد در اتاق کار خود بنشیند، همه چیز در نگاهش متفاوت خواهدشد و زندگی اش شکل دیگری به خود می گیرد. شکلی که من برای او تعیین کرده ام نه آن چیزی که توانایی های او را آشکار می کند.»
سوپراستار بازنشسته فوتبال در مورد فرزند بزرگش می گوید: «پسرم بروکلین به کارهای بیرون از خانه علاقه دارد. من هیچ وقت او را با سرمایه ای که دارم اغنا نمی کنم و همیشه می گویم که دنبال تلاش و پیگیری چیزی باشد که دوست دارد، نه دنبال حساب بانکی و سرمایه. این همان روشی است که خود من با آن بزرگ شده ام. من و همسرم فقط سعی می کنیم مانند والدین خانواده های دیگر در کنار فرزندان مان باشیم و از آنها حمایت کنیم. فقط همین.»

ویکتوریا بکام می گوید با این کار قصد دارد ارزش کار و کسب درآمد از راه تلاش را به پسر بزرگش بروکلین بیاموزد. او می گوید: «برای من و دیوید همه چیز در چهار فرزندمان خلاصه می شود و برایمان مهم است که اخلاق زندگی را بیاموزند و لذت کار و کمک کردن به دیگران را درک کنند.» درواقع آنها می خواهند مطمئن باشند که فرزندان شان نه تنها از پس هر کاری بر می آیند بلکه در هر شرایطی توانایی ادامه زندگی و حتی کمک کردن به دیگران را هم خواهندداشت.
بروکلین در این باره می گوید: «شغل آخر هفته های من که کارکردن در کافه Kitchen King است برای من به عنوان پسر دیوید بکام و ویکتوریا کمی چالش برانگیز هم بود. از آنجا که مراجعین یک کافه عموم مردم هستند هر اشتباه کوچک من، از افزودن شیر زیادی به لاته تا فراموش کردن پودر شکلات روی کاپوچینو می تواند به سرعت در سطح گسترده ای پخش شود.»
محمود ابراهیمی

   


نظرات()  
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

وبلاگ مهدی ابراهیمی