دوشنبه 8 آذر 1395  08:38 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 8 آذر 1395 08:41 ب.ظ
نوع مطلب: فیلم نگاری ،

یتیم خانه ایران را دیدم.
یاد صحبت های مادر بزرگم افتادم.هر وقت می گفتیم فلان غذا را نمی خواهیم او برای از سال قحطی می گفت که چیزی نداشتند بخورند.تعریف می کرد کسی از گرسنگی پلوک شتر را با شیر مخلوط کرد.خورد و مرد.از روزگاری می گفت که گندم نایاب شد.نان جو هم نبود.با ارزن نان درست می کردند.از روزگاری می گفت که یکباره همه چیز کم شد.مهاجرت کردند به گرگان.پدربزرگم همان جا مریض شد و در جوانی مرد.
چند وقت پیش پدرخانمم از روزگار قحطی صحبت می کرد.گفت از بعضی خانواده ها ۶ تا بچه با هم مردند.قبرها خانوادگی بود.پدر ، بچه، زن و....
گاهی پدر خانواده سه ، چهار ، پنج بچه اش را با هم دفن می کرد.مردم داد می زدند اما فریاد رسی نبود.
کاش مادر بزرگم زنده بود و به او می گفتم ، کار ، کار انگلیس خبیث بوده است.
بنده های خدا فکر می کردند بلای طبیعی بوده است ، قحطی و...
پیشنهاد می کنم یتیم خانه ایران را ببینید و روی دیگر انگلیس خبیث را.
نسل امروز به خصوص کسانی که از دوره پهلوی اسطوره سازی می کنند ، از دوره هایی سخن می گویند که گویا بهشت برین بوده است و اگر تحت الحمایه اروپا و آمریکا باشیم خوشبخت ترین ها هستیم ، نیازمند دیدن این فیلم هاست.اگر چه فیلم است اما واقعیت هایی است که تا کنون افشا نشده است.

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی