تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب کتاب نگاری
دوشنبه 14 فروردین 1396  12:45 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

درود و سلام بی شمار بر خانم معصومه رامهرمزی و امدادگران زن که مردانه در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتند و هویت زن مسلمان ایرانی را به نمایش گذاشتند.

سلام خدا بر شهیدان، به خصوص شهید عزیز اسماعیل رامهرمزی که مظلومانه در اوایل دفاع مقدس به شهادت رسید.

درود خدا بر شهدای اول دفاع مقدس، درود خدا بر شهدای عملیات عصر آبادان، آزادی خرمشهر و عملیات فتح المبین.

کتاب یکشنبه آخر را خواندم و اما چند نکته:

ما در معرفی زنان و نقش آنان در دفاع مقدس بیشتر نیازمند کار کردن هستیم.

به خصوص امدادگران که داوطلبانه در کنار برادران خود در بیمارستان ها، مردانه ایستادند.

نکته دوم: تراز زن مسلمان ایرانی یعنی کسی که به قول شهیدرجایی طوری باشد که با حضور آنان امام غمی نداشته باشد.

نکته سوم:خاطرات ایشان نشان از ظرفیت بزرگ نیروهای مردمی است که اگر در یک مدیریت مخلصانه قرار بگیرد، قدرت فزاینده ای تولید می شود.

نکته سوم: مردمی بودن انقلاب اسلامی است.

نکته چهارم: ما آغاز گر جنگ نبودیم.خانواده رامهرمزی در آبادان مشغول زندگی خودشان بودند.

   


نظرات()  
پنجشنبه 3 فروردین 1396  01:15 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 01:38 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

1- به استقامت سرو / خاطرات همسران آزادگان مشهدی/ بوی شهر بهشت
2- دخیل عشق / ماجرای دختری که دوست دارد با یک جانباز ازدواج کند/ جمکران
3- دست های بی قرار / خاطرات شهید کامیاب/ بوی شهر بهشت
4- خلوت گزیده / خاطرات شهید آستانه پرست / بوی شهر بهشت
5- وقتی مهتاب گم شد/ خاطرات علی خوش لفظ / سوره مهر
6- شیخ شهید / خطرات شهید مدافع حرم محمد رضایی/ بوی شهر بهشت
7- دوستدار خمینی / زندگی آیت الله خزعلی / بوی شهر بهشت
8- خلاصه خوبی ها / خاطرات همسر شهید علیرضا عاصمی / بوی شهر بهشت
9- نیمه پنهان ماه / خاطرات همسر شید مدق / روایت فتح
10- رویای نیمه شب / داستان زندگی تشرف یک حمامی خدمت امام زمان عج/ کتابستان
11- آنان که رفتند / روایتی از دفاع مقدس/ سوره مهر
12- چله عشق / خاطرات شهید نجفی / بوی شهر بهشت
13 فاتح دلها  / خاطرات شهید بخشی / بوی شهر بهشت
14- گیرنده پدرم / نامه دختران به پدر / بوی شهر بهشت
15- پروانگی / خاطرات زائران پیاده امام رضا علیه السلام/ بوی شهر بهشت
16- خیابان بهار / زندگی شهیده خانم چراغچی / بوی شهر بهشت
17- گوهر یکدانه / زندگی شهید دهنوی / بوی شهر بهشت
18- متولد نهم دی / زندگی شهیده امیری / بوی شهر بهشت
19- بزرگ چهنو / شهید حنایی / بوی شهر بهشت
20 - انقلاب در کوچه چهنو /بوی شهر بهشت
21- باز شود دیده شود / بوی شهر بهشت
22- آن بیست ودو نفر / زندگی شهید حسینی/ بوی شهر بهشت
23- ذوالفقار فاطمیون / بوی شهر بهشت

   


نظرات()  
چهارشنبه 2 فروردین 1396  06:33 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 01:13 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

خسته و رنجور،از گذرحوادث واتفاقات،از کانال ها و ماهورها،ازهورالعظیم و کنار اروندصغیر و کبیر، از ماووت و بانه و دهلران، از شترگلو ، از لشگرسیدالشهدا و انصاروالحسین و ۲۷ محمدرسول الله، از کنار جنازه پدرکنارپسر،از کنار جنازه برادر کنار برادر ، از جزیره مجنون، از دشت پر از خون، از گروهان 45 شهید ، از گردان صدهااسیر، از بچه های تخریب و خرماهای مانده بر نخیل،از نور مهتاب و کنار مین ، من پیامی آورده ام.بالاخره 600 و اندی از صفحات کتاب تمام شد.و برای این که بتوانم شوق خواندن این کتاب را به دیگران نیز منتقل کنم ،قطار قطار کلمه از ذهنم سرازیر کرده ام تا موقع تایپ سرانگشتانم تاب بیاورند.
چند وقتی است دست ما را «علی خوش لفظ» گرفته از غرب تا جنوب ایران با خودش برده و هزاران کلمه پشت سر هم یک نفس خاطره گفته و آقای حسام کلمات را نعل به نعل روی کاغذ قلمی کرده تا سال نو رفیق خوش مرامی چون او را پیدا کنیم.تا اینجای مطلب را نوشتم که بتوانم یک معرفی خوب از کتاب « وقتی مهتاب گم شد» بنویسم.اما چند نکته هم حاشیه نویسی کرده ام که با ربط و بی ربط به کتاب هست و نیست.

1- یکی از ویژه گی های دفاع مقدس تکرار هزار باره عاشورا بوده است.علت جذابیت دفاع مقدس و جهاد برای رزمندگان آن دوران همین است.وقتی روضه حسین علیه السلام خوانده می شود ، فرقی نمی کند زمین و زمان کجا و کی باشد و حتی فرقی نمی کند حاج احمد متوسلیان روضه خوان باشد یا حسین همدانی یا علی خوش لفظ. هر گاه صحبت جهاد است همه زمان ها کربلاست و همه مکان ها کربلاست.مهم نیت خالصانه است.این جمله ها نیز دیگر کلمه از جنس فعل وفاعل نیست.این جکله که حسین همدانی فرمانده بچه های همدان در جمع رزمندگان می فرماید:از تاریکی شب استفاده کنند برادارن.هر کس می خواهد برود ، برود.این جمله ها در امتداد تاریخ انسان سازی کرده اند.بنابراین حسین علیه السلام نیز متعلق به همه زمان ها و مکان هاست.

2- شاید خیلی وقت ها برای کارهای فرهنگی دنبال راهکار می گردیم.خیلی راهکار هم گفته می شود ، خیلی راهکار نوشته می شود اما کانون همه راهکارها معنویت است.در لابه لای خاطرات آقای خوش لفظ و سایر خاطرات شیرین دفاع مقدس این راهکار ها از همه برجسته تر است.حتی بچه های اطلاعات عملیات دفاع مقدس که همیشه دنبال راهکار برای عبور نیروی خودی برای رسیدن به پیروزی بودند خودشان را ساختند.خودشان از حیث معنویت، به درجاتی می رسیدند تابتوانند برای سایرین راهکار پیدا کنند.مفهوم مشترک تمام این صفحات ، «معنویت» است.دوای درد بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی بشریت نیز معنویت توام با جهاد است.
3- خاطرات جزیره مجنون را از هر رزمنده ای می شنوید و می خوانید بسیار عجیب است.مبارزه در دمای 50 یا 60 درجه که باید از طرفی با دشمن می جنگیدند و از دیگر سو با طبیعت ، باحشرات و موش نیز هم .شهید حجت الاسلام میثمی فرمود: هر کس در طلائیه ایستاد ؛ اگر در کربلا بود، می ایستاد.

4- اگر جنگ گنج است باید از لاب لای آن « زندگی سعادتمندانه » استخراج کنیم.برخی ها جنگ را با خاطره بازی و اشک و آه و ناله اشتباه گرفته اند. کسانی که در دوران دفاع مقدس رفتند از همین کوچه های الان رفتند ، بنابراین آن دوران ، بازتابی از زندگی ایرانی است.در این کتاب به خوبی نشان داده می شود که در آن دوران بر خلاف برخی فیلم ها ، دعوا ، قهر ، آشتی ، حاضر جوابی ، اختلاف ، تنوع سلایق ، فرار از جبهه ، اخلاص ، نماز شب خوان ، سرباز ، بسیجی ، و ...بوده اند. حس مشترک اکثریت آنها اخلاص (مراتبی داشته است) بوده است.ممکن است سوز وگدازه ها خوب باشد اماامروز به گزاره ها نیاز داریم تا بتوانیم درسنامه والگو بنویسیم.

5- مختصری از دلاوری های حاج ستار ابراهیمی نیز هست که زندگی او را همسر ایشان در کتاب دخترشینا روایت کرده است.

6- اسناد و خاطرات کتاب نشان می دهد یک ساختار منظم بر مدیریت ، فرماندهی ، حاکم بوده است.اطلاعات ، عملیات، طرح و برنامه ، تدارکات ، تبلیغات ، امداد ، تخریب چی ، پیک ، مسوول دسته ، بیسیم چی ، گروهان ، گردان ، تیپ ، معاون نشان از یک ساختار کاملا منظم است.این بر خلاف چیزی است که القاء می شود که دفاع مقدس را بی ترمزها اداره کردند!.همه کتاب را جع به بچه های اطلاعات و عملیات است.

در جبهه فرهنگی نیز همین ساختار لازم است.اشکال برخی در این است که فکر می کنند بدون داشتن یک ساختار منظم می شود کار فرهنگی کرد.یا مثلا می گویند کار را باید هیاتی پیش ببریم.( البته هیات هم ساختار دارد) بیشتر باید کار را خالصانه انجام داد.تعبیر هیاتی و جهادی در اخلاص است نه کار هردم بیلی.رزمنده ها در ساختار اسیر نمی شدند.مسوول و معاون و فرمانده یک وسیله برای تحقق اهداف بوده ست و این مسوولیت ها برایشان اصالت نداشته است.


   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی