تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب کتاب نگاری
پنجشنبه 28 دی 1396  08:18 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 28 دی 1396 10:41 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

یکم:
کتاب قاف سال 94 منتشر شده است و همان سال خریدم.چندبار قصد خواندن کردم ولی فرصتی نشد.بالاخره بعد حدود یکماه در دیماه 96 خواندم.همواره دوست داشته ام کتاب جامعی درباره پیامبر بخوانم.
یاسین حجازی کوشیده است از قبل تولد تا رحلت پیامبر یک نمای کلی برای مخاطب بازنمایی کند.از همان روز تولد تا رحلت شما خود را کنار پیامبر احساس می کنید.روایت ها تصویرگونه تنظیم شده است.
واقعا ما چه شناختی از پیامبر داریم؟یا چه قدر سعی کرده ایم پیامبر را بشناسیم.شناخت ما از رسول الله چه قدر است؟ من خودم جز کسانی هستم که علی رغم علاقه ام ، آن طور که باید و شاید پیامبر را نشناخته ام.
پیامبر اسوه حسنه و چراغ راه است.می توانیم کلی گویی کنیم ولی اگر از ما دلیل بخواهند نمی دانم چرا پیامبر ، پیامبر رحمت است.تصورمان این است که چون پیامبران مهربان بوده اند ، رحمت للعالمین هم هستند.آن روی پیامبر که اشدآءالکفار هستند را ندیدیم.یعنی شمشیر رسول را کمتر صحبت کرده ایم.
راجع به این که ما الان امت پیامبری هستیم که ما توفیق دیدن ظاهر او را نداریم.خیلی هم دلمان می خواهد در آن زمان بودیم.احتمالا خودمان را از علاقمندان ونزدیکان هم می دیدم! اما غافلیم از شمشیر پیامبر.غافلیم از دستورات پیامبر که با اشاره ی ایشان سر از تن کفار جدا می شد.
از زحمات پیامبر کمتر خبر داریم.چه قدر از این زحمات همان شب معراج اتفاق افتاد تا ایشان برای امتش از خدا تخفیف بگیرد.چه قدر ما متفاوت از یهودیها و مسیحی ها شدیم.چه قدر رفت و آمد کرد تا چیزهایی خدا به امت پیامبر داد که در سایر ادیان الهی نبود.
قسمت اول- ادامه دارد

   


نظرات()  
سه شنبه 21 آذر 1396  07:52 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 21 آذر 1396 09:18 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

این روزها و بعد خواندن کتاب اندیشه های مدرس ، کتاب گنجینه خواف را خواندم.دو فصل آن برای عموم مردم و فصل آخر آن برای فضلای حوزه مناسب است.حقیقتا تا کنون تصویر ناقصی از ابعاد شخصیتی مدرس در ذهن داشتم و خواندن این دو کتاب ابعاد دیگری از این شخصیت وارسته را دریافتم.والبته فکر می کنم هنوز هم نیازمند تحقیق ومطالعه بیشتری هستم.
شهید سید حسن مدرس اصالتا اصفهانی است.اما موقع حضور در تهران چندین دوره به عنوان نماینده تهران در مجلس شورای ملی انتخاب می شود.او با قدرت رضاخانی کنار نمی آید و رضاخان او را به خواف تبعید می کند.مدرس در خواف یادداشت هایی می نویسد که مجموعه آن در کتاب گنجینه خواف چاپ و منتشر شده است.
اما کتاب نگاهی به اندیشه های مدرس نیز منتخبی از نطق های ایشان در مجلس شورای ملی است که بسیار قابل تامل است.

منتخبی از یادداشت های ایشان را بخوانیم:

لیله جمعه ۲ اسفندماه ۱۳۰۸
گنجینه خواف ، ص ۷۱
آسیب شناسی زندان و حبس!
اصول مجازات هایی که در اسلام مقرر است : ضرب ، حبس، تبعید ، قطع جوارح و قتل می باشد.
ضرب و قطع و قتل واضح است و موارد آن در محل خودش مفصلا مذکور است.
اما حبس ( معامله کردن با انسان مثل حیوان) در اسلام از مجازات های سخت است و موارد آن بسیار نادر است.
چون دول غیر اسلامی در مجازات ، فلسفه تقصیر را مراعات نکرده اند ، لذا مجازاتِ اغلب تقصیرات را حبس قرار داده اند.
متاسفانه دول اسلامی هم در این مسئله از روی تقلید جهالت از آنها تبعیت نموده اند.فساد حبسِ مقصرین نوعا از فساد قتل زیادتر است.زیرا یک نفری را که حبس کردند رشته زندگانی خود او گسیخته می شود و رشته زندگانی اولاد و عیال و اشخاصی که با او ارتباطات دنیوی داشتند نیز گسیخته و بسا امور جمعیت زیادی از حبسِ یک نفر مختل خواهد شد.
... هر کس از وضعیات دنیای حالیه و قبل بصیرت داشته باشد تصدیق خواهد نمود از موقعی که مجازات اغلب تقصیرات حبس شده آن تقصیرات (خلافکاری)  کم نشده بلکه زیادتر هم شده است.

***
سوم: الناسُ علی دین مُلوکهِم.
در اینجا ذکر دین به واسطه این است که مذهب فوق هر چیز و مخفی تر از هر چیزی است.
هر گاه اشخاص در مذهب تبعیت اشخاص مقتدر را بنمایند در امورات عادی و شخصی و صنفی و نوعی به طریق اولی تبعیت خواهند کرد.
... بزرگ یک خانه و یا خانواده یا قریه ( روستا) یا بلوکی چه بزرگ دینی باشد،چه دنیوی هر چه می خواهد باشد، مشمول کلمه ملوک می باشند.
... هرگاه شخص اول یا طبقات دیگر از کارگزاران فاسد شدند، قهراً ملت کم کم فاسد شده و اقتدار آنها نیز تدریجا به کلی از میان خواهد رفت : اذا فَسَدَ العالِم فسد العالَم.
گنجینه خواف نوشته آقای صالحی

   


نظرات()  
جمعه 28 مهر 1396  11:04 ب.ظ    ویرایش: جمعه 28 مهر 1396 11:05 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،


در سال فتح مکه ، زنی مرتکب جرمی شده بود که باید مجازات می شد.اتفاقا زن که دزدی کرده بود ، وابسته به یکی از خانواده های بزرگ و جزو اشراف طراز اول قریش بود.وقتی بنا شد حد درباره اش اجرا شود و دستش را قطع کنند ، غریو ( داد و فریاد) از خاندان زن برخاست که : ای وای این ننگ را چگونه تحمل کنیم. دسته جمعی به سراغ پیامبر رفتند و از او درخواست کردند که از مجازات زن صرف نظر کند.
فرمود: هرگز صرف نظر نظر نمی کنم.هر چه که واسطه و شفیع تراشیدند پیامبر ترتیب اثر نداد.در عوض مردم را جمع کرد و به آنها گفت: می دانید چرا امت های گذشته هلاک شدند؟ دلیلش این بود که در این گونه مسائل تبعیض روا داشتند. اگر مجرمی که دستگیر شده بود وابسته به یک خانواده بزرگ نبود و شفیع و واسطه نداشت او را زود مجازات می کردند. ولی اگر مجرم شفیع و واسطه داشت، در مورد او قانون کار نمی کرد.
انقلاب اسلامی ما نیز اگر می خواهد با موفقیت به راه خود ادامه دهد راهی به جز اعمال چنین شیوه ها و بسط روش های عدالت جویانه و عدالت خواهانه در پیش ندارد.

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی