تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - مطالب سفر نگاری
جمعه 25 شهریور 1390  11:48 ب.ظ    ویرایش: شنبه 26 شهریور 1390 03:10 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

43- باغ بابری از باغ های بزرگ ، تاریخی و تفریحی کابل است.مردم زیادی برای بازدید و تفریح به باغ آمده بودند.این باغ در حاشیه جنوبی کابل از زمان "بابرشاه" به یادگار مانده است.قدمت این باغ حدود 500 سال است. در درون همین باغ کاروانسرایی به عمر بیش از یک قرن است.برخی از آن به عشرتکده بابر هم نام می برند.عصر جمعه که ما به باغ رفتیم خانواده های افغانی و جوانان بسیاری برای تفریح به آنجا آمده بودند.حدود دو سه هزار نفر در باغ بابر نشسته بودند.از ترافیک سنگین ورودی باغ بابر مشخص بود مردم زیاد به این باغ می آیند. خوشخبری هم نوشته بودند که روزهای چهارشنبه مخصوص "سیاه سر" (خانمها)هاست. خانم ها خیلی کم در بازارها و تفرجگاه هها دیده می شوند.
نام دیگر بابر(baber)ظهیر الدین محمد و از حکمروایان هندوستان بوده است و وقتی کابل را تصرف می کند بنای این باغ را می گذارد.قصر ملکه که قصر بسیار بزرگ و زیبایی است در همین باغ ساخته شده است."بابر" تفکرات وحدت بخش بین شیعه و سنی ترویج کرده و از آخرین پادشاهان دوران طلایی اسلامی به شمار می رود.آن زمان نام آن منطقه " خراسان بزرگ" (خراسان فعلی تا کابل امروزی)بوده است.بابر وصیت می کند در همین باغ به خاک سپرده شود.در این باغ مسجدی از سنگ مرمر ساخته شده که به مسجد مرمرین معروف شده است.یک تاریخ نویس افغانی هم مدعی است که این باغ بعد 60سال از فوت بابر ساخته شده است.








مقبره بابر شاه مغولی

44- حصار ها و دیوارهای کابل دیدنی است.دیوارهایی روی کوه اسمایی و شیر کوه بناشده که قدمت آن به 2500 سال بر می گردد.





45- کابل شهر بادبادک ها نیز هست. بچه ها عصربه عصر روی پشت بام و خیابان بادبادکهایشان را به نسیم می سپارند تا هر چه می توانند پرواز کنند.پرواز بادبادک ها جز جدایی ناپذیر بچه های کابل است.
البته نیروهای آیساف هم بادبادک هوا کرده بودند نه برای شادمانی که برای نگهبانی.در آسمان کابل بادبادک هایی شبیه موشک دیده می شود که حس خوبی به آدم دست نمی دهد. خصوصا وقتی که می گویند این بادبادک ها مجهز به دروبین است.




   


نظر نگاری()  
جمعه 25 شهریور 1390  10:21 ب.ظ    ویرایش: جمعه 25 شهریور 1390 11:47 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

37- شبکه های ماهواره ای افغانستان ؛ جدای از نمای کلی شبکه های ماهواره در سایر نقاط دنیا نیست.اما اکثر شبکه ها فیلم هندی را چاشنی برنامه های شب و روزشان کرده اند.یکی از افغانی ها می گوید کم کم زبان هندی ما از خود هندی ها بهتر خواهد شد.سی دی فروشی های کنار خیابان هم همین حکایت را دارند.
38- رستوران ها ؛ فروشگاه های بزرگ و اماکن عمومی مجهز به گیت های امنیتی یا حضور ماموران تفنگدار است.این اماکن از جانب گروه های انتخاری برای بمب گذاری تهدید می شوند. شیشه عقب ماشین دوست ما ، شکسته بود. می گوید همین دیروز جلوی یک بازار بزرگ درگیری شد و شیشه ماشین من شکست.
39- برخی از رستوران های زنجیره ای بین المللی هم در کابل شعبه دارند وغذاهای اروپایی و سنتی افغانستان را عرضه می کنند.ظهر " یوسف " در رستوران "کی اف سی" مهمانمان کرد.رستوران بزرگی بود.جوانان کروات زده افغان با موهای روغنی و فشن مشتری رستوران بودند.قیمت غذا تقریبا با ایران برابر می کند.
کوفته/کارایی/قابلی پلو/برنج بریانی/سالاد افغانی/من تو/ تکه کباب/را از منوی غذایی رستوران انتخاب کردیم.بسیار خوش طعم بود.به افغانستان سفر کردید حتما تکه کباب بخورید.هم چنین قابلی پلو. البته ذائقه ها در غذا متفاوت است.
40- به یکی از فروشگاه های بزرگ کابل هم سرکی کشیدیم.یک دست کت وشلوار حدود 700 هزار تومان اتیکت زده بودند.برای من غرفه ی عرضه ی محصولات فرهنگی جالب بود.همه طبقات را دنبال یک فیلم ایرانی گشتم ؛ پیدا نکردم. در بخش موسیقی البته از چند خواننده ی این ور و اون ور آبی یک طبقه اختصاص یافته بود.آلبوم آقای رضا صادقی و محسن چاووشی را داشتند. و همین طور هایده ، مهستی ، جواد یساری،عباس قادری،معین.این هم سهم ما از فرهنگ و هنر فارسی در یکی از فروشگاه های کابل!
41- ولسوالی پغمان تا کابل 25 کیلومتر فاصله دارد.منطقه ای طبیعی و بسیار زیباست. بند (سد غرقه)دریاچه کوچکی را پدید آورده است و مردم اطراف برای تفریح به این منطقه می آیند. وقتی به تابلوی تفرجگاه غرقه می رسید مبلغی را باید برای ورود به این منطقه پرداخت نمائید.قایق سواری کردیم.هوای بسیار مطلبوب و فضای بسیار دلنشینی دارد.از کنار انار تازه پغمان نمی شود گذشت.یک لیوان بزرگ آب انار گرفتیم وخوردیم. البته اینجا نباید خیلی به مسائل بهداشتی اهمیت قائل باشید!.مثلا دست اون جوونی که آب انار می گیرد ضد عفونی شده یانه؟! یا مثلا همه لیوان ها را در یک سطل آب آبکش می کنند و خود آب این سطل شده رنگ آب انار.به هر حال خیلی خوشمزه بود. به قول خودمان خیلی چسبید!
42- عصر جمعه ؛ از باغ بابری و قصر دارالامان بازدید کردم. بنای تاریخی درالامان به وسیله گلوله های سبک وسنگین زخمی شده است.این قصر تاریخی تقریبا جای سالمی ندارد.از نمای ساختمان می توان حدس زد که معماری اسلامی ندارد. بعد خواندم که ساختمان این قصر درسال 1304 هه ق تحت نظر مهندس والترآرتن آلمانی آغازشده و و در سال 1306 تکمیل گردیده است.در حال حاضر فقط چند عسکر از این ساختمان مواظبت می کنند و به گفته مسوولان دولتی افغانستان بودجه ای برای ترمیم آن پیش بینی نشده است. این قصر در زمان "شاه امان الله غازی" ساخته شده است.







ادامه دارد...

   


نظر نگاری()  
سه شنبه 22 شهریور 1390  09:13 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: سفر نگاری ،

پنج شنبه /10شهریور 1390/ کابل
31- هوای کابل بهاری است.نم نمک باران می بارد.گاهی هم با شدت و حدت.پایتخت تعطیل تعطیل است!به جز برخی خوارو بار فروشی ها همه جا تعطیل است.تا عصر پنج شنبه کابل مثال شاعر افغانستانی است:

خوشا کابل زمین و وصف حالش /  نیابی درجهان جایی مثالش

نیابی خشک ازخون هرچه بینی  /  جنوب و مغرب وشرق وشمالش

همای آسمایی رفته ازکوه         /  عقاب کهساری خسته بالش

به چاهی سرنگون افتاده رستم   /  به غار شاهپر، سیمرغ وزالش

فشاند بوی خون باد سحرگه      /  نوایی مرگ خیزد از تلالش

درخت پیر پست افتاده درباغ     /  خمیده برلب جو نونهالش

نه تاب جلوۀ ماه تمامی            /  نه مهری بخشد ازگردون هلالش

 خرامی در خیابانی نه بینم      /  شکسته گوئیا پای غزالش

32- هنوز آثار جنگ های داخلی روی دیوار های کابل هست.مظلوم مردمانی هستند افغانستانی ها. مردمی که در برابر دو ابر قدرت خم نشده اند ؛ چگونه اختلافات قومی و مذهبی این مردم را شلیک گلوله به جان هم وارود کرده است.

33- سرک (خیابان ها)های کابل در حال بزرگ شدن هستند.چند بولوار بزرگ اطراف کابل ساخته شده است.بناها و خانه ها وشهرک های جدیدی نیز در حال ساخت است.بافت قدیمی کابل در بسیاری از جاها هنوز آسفالت نیست.حاشیه شهر بی سامان بی سامان مردمی فقیر را در خود جای داده است.

34- طبق برنامه ریزی قبلی، عصر پنج شنبه قرار بود راهی مزار شریف شویم.اما متاسفانه این فرصت فراهم نشد.فقط توانستیم از شرکت افغان ایر یک بلیط برای روز شنبه به مقصد هرات فراهم کنیم.برای سفر به مزار شریف از راه زمینی منع شدیم.بنابراین باید پنج شنبه و جمعه را میهمان "یوسف" باشیم. و انصافا شرمنده ی مهمان نوازیش شدیم.

35- هوای بارانی و تعطیلات عید سعید فطر هم چنین برخی برنامه های دیگرمان را نیز تعطیل کرد.

36- البته این تعطیلی و خانه نشینی بدک هم نبود. کلی از شبکه های ماهواره ای افغانستان را به تماشا نشستیم. "نام خدا" عجب علاقه ای دارند همسایه های دیوار به دیوار به طرب و ترانه و موسیقی و فیلم هندی!خصوصا ایام عید هم بود که همه شبکه ها سنگ تمام گذاشته بودند در دعوت از خواننده ها وچهره های افغانستانی مقیم نیویورک و تگزاس و غرب و شرق!

البته گویا این رسم کابلستان در راه اندازی چنگ و رباب سابقه تاریخی دارد که سیاوش شاهنامه فردوسی نیز وقتی به کابلستان می رسد اشک در چشم حلقه می زند و این طور می خوانیم:

همه شـــــهر از آواز چــــــــــــنگ و ربـــــــــــــــاب
هــــــمی خفته را سر بـــــــــــــــرآمـــــــد ز خـــــواب
همه خـــــــــــاک مشکین شد از مشک تـــــــــــــــــــر
هــمه تــــــــازی اســـــــــــــــپان بــــــــــرآورد پــــــر
ســــــیاوش چــــــــــــو آمــــــــــد آب از دو چـشـــــــم
بـــــــبارید و ز انــــــدیشه آمـــــــــد بـــــــــه خشـــــــم
کــــه یــــــــــــادش آمـــــــــد مـــــــرز کــــــابلســـــتان
بیا راسته تــــــــا بـــــــــــــــــــه زابــلســــــــــــــــــتان
همه شــــــــهر ایــــــــــــرانش آمــــــــــــــــد بـــــــه یاد
هـــــــــمی بــــــــرکشید از جـــــــــــــــــــــگر سرد باد

ادامه دارد...

   


نظر نگاری()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی