شنبه 26 شهریور 1390  04:10 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 27 شهریور 1390 02:54 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

شنبه / 12 شهریورماه 90/ هرات
46- هواپیمای کابل به هرات با دو ساعت و نیم تاخیر پرواز کرد.ساعت حدود 13 و سی دقیقه هواپیمای بوئینگ شرکت افغان ایر  بعد از چند تکان اساسی چرخ هایش را روی زمین انداخت.وقتی ما نشستیم دو هواپیمایی نظامی و سه هلی کوپتر پرواز کردند.هوا نسبتا گرم است.فرودگاه هرات بسیار کوچک و محلی است.فقط در همین حد است که هواپیمایی بتواند فرود بیاید و پرواز کند.محوطه فرود قیرریزی (آسفالت)شده بود و مابقی خاکی و قلوه سنگ.چند قدمی که فاصله گرفتیم به یک خانه کاه گلی رسیدیم.کنار خانه کاه گلی برخی از هراتی ها به استقبال مسافرانشان آمده بودند.چند جوان و نوجوان هم فرغون به دست منتظر بودند تا بار و اثاثیه مسافران به تاکسی ها برسانند.بچه ها برای گرفتن بار مسافران رقابت شدیدی داشتند.چند پیرمرد هم بودند که مثل نوجوان ها جسور نبودند. اگر کسی بار می سپرد قبول می کردند و گرنه در آفتاب گرم ایستاده بودند تا پرواز بعد برسد.ساختمان میدان هوایی هرات در دست ساخت است.
وسیله ای شبیه تراکتور و تریلی پشت سرش اموال مردم را از کنار هواپیما می آورد.هر کسی باید خوش وسایلش را پیدا کند.
وسایلمان را گرفتیم.تنها تاکسی میدان هوایی را کرایه کردیم و به سمت شهر هرات حرکت کردیم.هرات سرسبز است.فاصله میدا هوایی تا هرات حدود 17 کیومتر است.وقتی به راننده می گوییم ایرانی هستیم؛می گوید 15 سال در تهران قصابی داشته ام.برای 17 کیلومتر معادل 10 هزار تومان ایران پرداخت کردیم.
47- هرات ؛ بهتر از کابل به چشم می آید.خیابان هایش تمیز تر است.ما حدود 2 ساعت وقت داریم تا از چند جای دیدنی هرات بازدید کنیم.تاکسی دربست گرفتیم.12 هزار تومان قرار گذاشتیم پرداخت کنیم. راننده تاجیک است و می گوید اکثر مردم هرات تاجیک هستند.می گوید 20 سال در بازار روسها (مشهد مقدس)مغازه داشته ام. خانه ام در طلاب بوده است.از نیروهای جهادی است.می گوید بعد صلح دوباره به هرات برگشتم و روزی ام را فرمان ماشین تامین می کنم.ابتدا به مسجد بزرگ هرات می رویم.مهربان مردی است.خودش از ماشین پیاده می شود و می گوید می آیم تا برایتان توضیح دهم.
48- هرات یکی از مراکز تمدن در تاریخ کهن خراسان بزرگ به شمار می رود. تیموریان هرات را به عنوان پایتخت انتخاب کردند.مسجد جامع هرات در ردیف پنجم از مساجد بزرگ دنیا قرار گرفته است.اگر بخواهم بگویم مسجد هرات چگونه مسجدی است باید بنویسم : مسجد جامع گوهرشاد در صحن حرم رضوی.هر دو مسجد به مدیریت خانم گوهر شاد خاتون بنا و تجدید بنا شده است.
49- نام گوهرشاد خاتون در ردیف زنان نام آوازه ثبت شده و در عصر تیموریان زندگی کرده است.وقتی وارد صحن مسجد شدم گویا آدم طی الارض کرده است به مشهد ؛ به حرم حضرت رضا علیه السلام.باید کفش هایمان را در بیاوریم.این تذکر روی تابلویی در بالاسر درهای ورودی نصب شده است.هوا بس ناجوانمردانه گرم وداغ بود. جوان افغانی که در سایه نشسته بود ؛گفت از روی سنگ سفید برو!
با خودم گفتم احتمالا به مقدسات توهین کردم! از روی سنگ های سفید رفتم و بعد فهمیدم سنگ های سیاه داغ هستند و پایم می سوزد ولی سنگ های سفید سرد هستند.حکمت آفرینش الهی است!سنگ های مرمر سفید کف حیاط مسجد در داغ ترین هوا هم سرد می مانند.
50-نماز خواندیم و به یادگار از بزرگترین کاسه ی مسی مسجد بزرگ هرات عکس گرفتیم.قدمت مسجد به 1400سال پیش بر می گردد.
51- بنای اصلی مسجد هرات که بسیار کوچکتر بوده است به قبل اسلام بر می گردد.این مکان عبادگاه مردم آن زمان بوده ولی بعد اسلام به مسجد تبدیل می شود.کاش بیشتر وقت داشتیم و همین!هرات حرف برای گفتن  بسیار دارد.


صحن مسجد جامع هرات

برای معرفی هرات به نظرم شعر "عبدالکریم تمنا" را هم می شود خواند که هرات به درستی در خراسان بزرگ نقش وجایگاه بی بدیلی داشته است.

ای هرات ای منبـع علم و فضیلت گستری ***       ای شده نام تــو نامـــــی در نـــوابغ پــــــروری
شرق را بر غرب اگر باشد کمال و امتیاز ***  *     برتــو می‌نــــازد کــه دارد افتخــــار مـــــــادری
گر عـــروس غــزنه را زیـــور بیاراید جمـــال ***      صد جهــان زیــور، جمالت را بــود بـی زیوری
در کمال و دانـــــش و اخــــــلاق و آییـــــن ادب ** شهـــرتت باشــد فروزان تر ز مهــــر خـــــاوری
کس نبـــود آگــاه از لفظ دری در رشـــت و ری *** بــــود بـــازار تـــــو گـــــرم آنگـــــــاه از دُرّ دری
در خط وتذهیب ومعماری و موسیقی و شعــر *** در خراسان کهن صدسال بودت ســــروری
شاد بادا روح انصـــاری کـــه در کازرگهــــــت ***   کرد عمری جامـــــه‌ی پرهیزگــــاری گـازری
یاد آن روزی که رازی داشت در دانشگـــهت ***    تکیه بر اوج معارف ، راز دانش گستـــری
قهرمانی چون نوایی را تو پروردی ز مهـــــــــر ***  قهرمان جنگ نه ، ســــالار دانش پــــــــروری
مادر گیتــــــی نـــــزاده و نــــزایــد بعـد از این ***  همچو بهزادت مهین استاد در صورتگــــــــری
افتخار شرق جامی تا چشید از جام تــــــــــو *** باشدش در هفت اورنگ و معـارف ســـــــروری
خفته در آغوش و دامانت هزاران نامــــــــــور ***  نام هریک زینت و سرلوحـه‌ی دانشـــــــوری
می سزد گفتن ترا گنجینه‌ی تاریخ دهـــــــــر ***  با چنین تاریخ و فرهنگ و دیانت گستـــــــری
گر کسی پرسند ازتو کزشهرها خوشتر کدام *** گرجواب راست خواهی گفتن او را گو‌«هری»
این جهان را همچو دریادان ، خراسان را صدف *** در میان این صدف شهر( هری) چون گوهــــری





اگر این کاسه مسی برای شما آشناست چون عین همین در موزه امام رضا عیه السلام هست.

   


نظر نگاری()  
جمعه 25 شهریور 1390  10:48 ب.ظ    ویرایش: شنبه 26 شهریور 1390 02:10 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

43- باغ بابری از باغ های بزرگ ، تاریخی و تفریحی کابل است.مردم زیادی برای بازدید و تفریح به باغ آمده بودند.این باغ در حاشیه جنوبی کابل از زمان "بابرشاه" به یادگار مانده است.قدمت این باغ حدود 500 سال است. در درون همین باغ کاروانسرایی به عمر بیش از یک قرن است.برخی از آن به عشرتکده بابر هم نام می برند.عصر جمعه که ما به باغ رفتیم خانواده های افغانی و جوانان بسیاری برای تفریح به آنجا آمده بودند.حدود دو سه هزار نفر در باغ بابر نشسته بودند.از ترافیک سنگین ورودی باغ بابر مشخص بود مردم زیاد به این باغ می آیند. خوشخبری هم نوشته بودند که روزهای چهارشنبه مخصوص "سیاه سر" (خانمها)هاست. خانم ها خیلی کم در بازارها و تفرجگاه هها دیده می شوند.
نام دیگر بابر(baber)ظهیر الدین محمد و از حکمروایان هندوستان بوده است و وقتی کابل را تصرف می کند بنای این باغ را می گذارد.قصر ملکه که قصر بسیار بزرگ و زیبایی است در همین باغ ساخته شده است."بابر" تفکرات وحدت بخش بین شیعه و سنی ترویج کرده و از آخرین پادشاهان دوران طلایی اسلامی به شمار می رود.آن زمان نام آن منطقه " خراسان بزرگ" (خراسان فعلی تا کابل امروزی)بوده است.بابر وصیت می کند در همین باغ به خاک سپرده شود.در این باغ مسجدی از سنگ مرمر ساخته شده که به مسجد مرمرین معروف شده است.یک تاریخ نویس افغانی هم مدعی است که این باغ بعد 60سال از فوت بابر ساخته شده است.








مقبره بابر شاه مغولی

44- حصار ها و دیوارهای کابل دیدنی است.دیوارهایی روی کوه اسمایی و شیر کوه بناشده که قدمت آن به 2500 سال بر می گردد.





45- کابل شهر بادبادک ها نیز هست. بچه ها عصربه عصر روی پشت بام و خیابان بادبادکهایشان را به نسیم می سپارند تا هر چه می توانند پرواز کنند.پرواز بادبادک ها جز جدایی ناپذیر بچه های کابل است.
البته نیروهای آیساف هم بادبادک هوا کرده بودند نه برای شادمانی که برای نگهبانی.در آسمان کابل بادبادک هایی شبیه موشک دیده می شود که حس خوبی به آدم دست نمی دهد. خصوصا وقتی که می گویند این بادبادک ها مجهز به دروبین است.




   


نظر نگاری()  
جمعه 25 شهریور 1390  09:21 ب.ظ    ویرایش: جمعه 25 شهریور 1390 10:47 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

37- شبکه های ماهواره ای افغانستان ؛ جدای از نمای کلی شبکه های ماهواره در سایر نقاط دنیا نیست.اما اکثر شبکه ها فیلم هندی را چاشنی برنامه های شب و روزشان کرده اند.یکی از افغانی ها می گوید کم کم زبان هندی ما از خود هندی ها بهتر خواهد شد.سی دی فروشی های کنار خیابان هم همین حکایت را دارند.
38- رستوران ها ؛ فروشگاه های بزرگ و اماکن عمومی مجهز به گیت های امنیتی یا حضور ماموران تفنگدار است.این اماکن از جانب گروه های انتخاری برای بمب گذاری تهدید می شوند. شیشه عقب ماشین دوست ما ، شکسته بود. می گوید همین دیروز جلوی یک بازار بزرگ درگیری شد و شیشه ماشین من شکست.
39- برخی از رستوران های زنجیره ای بین المللی هم در کابل شعبه دارند وغذاهای اروپایی و سنتی افغانستان را عرضه می کنند.ظهر " یوسف " در رستوران "کی اف سی" مهمانمان کرد.رستوران بزرگی بود.جوانان کروات زده افغان با موهای روغنی و فشن مشتری رستوران بودند.قیمت غذا تقریبا با ایران برابر می کند.
کوفته/کارایی/قابلی پلو/برنج بریانی/سالاد افغانی/من تو/ تکه کباب/را از منوی غذایی رستوران انتخاب کردیم.بسیار خوش طعم بود.به افغانستان سفر کردید حتما تکه کباب بخورید.هم چنین قابلی پلو. البته ذائقه ها در غذا متفاوت است.
40- به یکی از فروشگاه های بزرگ کابل هم سرکی کشیدیم.یک دست کت وشلوار حدود 700 هزار تومان اتیکت زده بودند.برای من غرفه ی عرضه ی محصولات فرهنگی جالب بود.همه طبقات را دنبال یک فیلم ایرانی گشتم ؛ پیدا نکردم. در بخش موسیقی البته از چند خواننده ی این ور و اون ور آبی یک طبقه اختصاص یافته بود.آلبوم آقای رضا صادقی و محسن چاووشی را داشتند. و همین طور هایده ، مهستی ، جواد یساری،عباس قادری،معین.این هم سهم ما از فرهنگ و هنر فارسی در یکی از فروشگاه های کابل!
41- ولسوالی پغمان تا کابل 25 کیلومتر فاصله دارد.منطقه ای طبیعی و بسیار زیباست. بند (سد غرقه)دریاچه کوچکی را پدید آورده است و مردم اطراف برای تفریح به این منطقه می آیند. وقتی به تابلوی تفرجگاه غرقه می رسید مبلغی را باید برای ورود به این منطقه پرداخت نمائید.قایق سواری کردیم.هوای بسیار مطلبوب و فضای بسیار دلنشینی دارد.از کنار انار تازه پغمان نمی شود گذشت.یک لیوان بزرگ آب انار گرفتیم وخوردیم. البته اینجا نباید خیلی به مسائل بهداشتی اهمیت قائل باشید!.مثلا دست اون جوونی که آب انار می گیرد ضد عفونی شده یانه؟! یا مثلا همه لیوان ها را در یک سطل آب آبکش می کنند و خود آب این سطل شده رنگ آب انار.به هر حال خیلی خوشمزه بود. به قول خودمان خیلی چسبید!
42- عصر جمعه ؛ از باغ بابری و قصر دارالامان بازدید کردم. بنای تاریخی درالامان به وسیله گلوله های سبک وسنگین زخمی شده است.این قصر تاریخی تقریبا جای سالمی ندارد.از نمای ساختمان می توان حدس زد که معماری اسلامی ندارد. بعد خواندم که ساختمان این قصر درسال 1304 هه ق تحت نظر مهندس والترآرتن آلمانی آغازشده و و در سال 1306 تکمیل گردیده است.در حال حاضر فقط چند عسکر از این ساختمان مواظبت می کنند و به گفته مسوولان دولتی افغانستان بودجه ای برای ترمیم آن پیش بینی نشده است. این قصر در زمان "شاه امان الله غازی" ساخته شده است.







ادامه دارد...

   


نظر نگاری()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی