جمعه 24 خرداد 1392  01:25 ب.ظ    ویرایش: جمعه 24 خرداد 1392 01:27 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

   


نظرات()  
پنجشنبه 23 خرداد 1392  11:16 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 23 خرداد 1392 11:33 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

1- حالا وقت وداع است.وداع کی از کی؟!برای لحظاتی خودم را آدم! حساب کرده بودم.حالا هر کی هستم و هرچی هستم." سلام " و " خداحافظی " دو عبارتی هستند که هر کس با هر شان و منزلتی به زبان بیاورد ؛ جواب دارد. من با این تصور رفتم از گوشه ضریح نگاه کردم به داخل شبکه ها و گفتم ؛ آقا خداحافظ!رو بر گرداندنم به طرف درب خروجی و بروم حضرت عباس!تا نیمه راه آمدم ؛ برگشتم.روبه روی ضریح ایستادم و باز گفتم آقا ! خداحافظ! به طرف حضرت علمدار کربلا راه افتادم.دلم یاری نداد! باز برگشتم و باز دوباره ... و باز دوباره ... و آخر بدون خداحافظی رفتم به سمت حرم حضرت ساقی کربلا.این حس را هیچ گاه در حرم حضرت رضا نداشتم.شاید به دلیل که قدرش را نمی دانیم! وشاید ...از حرمین خداحافظی کردم نه خیلی عمیق که ان شاء الله دوباره به زودی برگردم با رفقا!

2- روز بعد مسافر نجف بودیم.طفلان مسلم را زیارت کردیم.وبین راه مسجد حنانه و مسجد سهله. هر کدامشان وصفی دارند و عظمتی!

3- این جمله را شنیدید و بسیار شنیدید ؛ ایوان نجف عجب صفایی دارد ...فکر می کنم هر چه بخواهید از حرم مولی الموحدین بگوییم وبشنیوم خلاصه اش همین است ؛ ایوان نجف عجب صفایی دارد ...
صفایی خاصی دارد حرم حضرت.شعف و شادابی روحی سراسر وجود آدم را در بر می گیرد.التماس دعا.

   


نظرات()  
جمعه 10 خرداد 1392  09:40 ب.ظ    ویرایش: جمعه 10 خرداد 1392 11:20 ب.ظ
نوع مطلب: سفر نگاری ،

1- زیارت عتبات عالیات؟ امنیت دارد؟ نمی ترسید؟ بمب ؟انفجار ؟ و ...واقعیت این است که ته دلم ترسیده بودم.حالا درسته است که می گیم مرک یکبار و شیون یک بارو شیون یک بار. ولی این برای دلخوشی است.

2- همایش توجیهی با سخنرانی ومداحی و توصیه های نماینده سازمان حج و زیارت تمام شد.ولی هنوز هم ته ته دلم گفتم شاید ، شاید ، شاید و ...شب آماده شدیم. کهی وسایل چی ببریم و و چی نبریم.برای اطلاع از آب و هوای عتباب سری به سایت هواشناسی زدم.خبر لغو پرواز مشهد - نجف را خواندم و ناامید شدم. گفتم این دفعه هم مثل دفعه ی قبل گویا قسمت ما نیست.!

3- روز بعد خبر آمد که مثل این که به دلیل گرد و غبار یک پرواز لغو شده ولی مجدد برقرار شده است.چهارشنبه صبح ابرهای سفید پر پرواز هواپیما بودند به سمت بغداد.

4- در فرودگاه بغداد تشریفات اولیه ورود به کشور عراق به سرعت انجام شد.سربازان وکادر دولتی عراق برخوردی شایسته داشتند و به خصوص سالخوردگان را بیش از دیگران رعایت کردند.

5- مقصد اول ما کاظمین بود.شب در یک هتل ( پایین تر از مسافر خانه به جهت اتاق ها و ...) اقامت کردیم.حرم دو امام معصوم ما در کاظمین است.امام موسی بن جعفر و امام جواد علیهما السلام در کاظمین است.اینجا یک ارتباط معنوی عجیبی است برای خراسانی ها. هم پدر شمس الشموس و هم فرزند ایشان در جوار هم هستند. روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها حال می دهد. یک جورایی کاظمین بوی غربت می دهد.شاید بوی یاس.و به احتمال بوی رضا.

6- در سرویس های بهداشتی حرمین ، آموزش تصویری وضو و غسل با یک دستگاه نمایشگر کار جالب و ابتکار قشنگی بود. برخی ها وضویشان را اصلاح می کردند.این را کار را می شود در برخی از سرویس های بهداشتی مساجد نصب و اجرا کرد.خصوصا جوان ها می ایستادند و دقیق یاد می گرفتند.

7- آقای حسینی بوشهری مدیر حوزه های علمیه هم در صف نماز مغرب وعشا بود.

8- شیخ مفید رحمت الله علیه در جوار حرمین کاظمین دفن شده است.

9- روز بعد باید خیلی سریع به سامرا برویم.سامرا خیلی امن نیست.از کاظمین تا سامرا سرسبز است و باغ های انگور به چشم می خورد.کشاورزی رونق خوبی داشت.جاده خراب است و مرتب ایست وبازرسی می شویم. به سامرا که رسیدیم برخی هامان گفتیم ای بابا اینجا که امن است و خبری نیست.برای تجدید وضو و زیارت پیاده شدیم و سراسیمه یک تعریف می کرد که جلوی اتوبوس ما بمب منفجر کردند.خبر گوش به گوش چرخید.البته بی تلفات بوده است وراننده اتوبوس توانسته اتوبوس را کنترل کند.
یک آقایی تاکید کرد که این خبر به گوش خانم ها نرسد که می ترسند.همان آقا در مسیر حرم برای خانم و بچه هاش تعریف می کرد که به کسی نگید ولی نیم ساعت پیش بمب گذاشتند و ...(تازه با پیاز داغ اضافه!)

10- سامرا از کاظمین مظلوم تر است. کاروان ها نمی توانند در سامرا توقف کنند.یعنی باید 1 ساعته زیارت کنند.امام هادی و امام عسکری علیهما السلام و نرجس خاتون حکیمه خاتون هم همین جا هستند.سرداب امام زمان عج هم هست.البته کل حرمین در حال توسعه است وساخت وساز می شود.

11- عصر راهی کربلا می شویم. تا کربلا حدود 4 ساعت راه است.ایست و بازرسی خیلی زیاد انجام می شود.ترافیک هم هست. هم شب جمعه است و هم شب زیارتی امام حسین علیه السلام و هم شب تولد حضرت امیر مومنان علی بن ابی طالب است.عراقی ها شب های جمعه را برای زیارت امام حسین خیلی گرامی می دارند و باشکوه و نذری می دهند.

12- نزدیک غروب است.خورشید رنگ خون گرفته است و آرام آرام خودش را پنهان می کند.شب به کربلا رسیدیم.کربلا خیلی خیلی خیلی شلوغ است.ابتدا به هتل می رویم.نماز مغرب و عشا را می شود به زیارت عباس بن ابی طالب اقامه کرد.

13- چشم که از گنبد عباس ام البنین اذن نگاه می گیرد، دل فرو می ریزد ، پا سنگین می شود. حرم عباس قمر بنی هاشمابهت و هیبتی دارد که نمی شود وصف کرد.چرا نمی دانم ولی حس عجیبی است. برای بیان خواسته ها حتما باید نیم نگاهی به گنبد حضرت حسین بن علی انداخت.باور کنید اگر نگاه نکنید در بیان حاجات لکنت زیان می گیرید.عباس ، عباس ادب است.به حسین نگاه نکنی آرام نمی گیری.به اذن حسین می شود عباس ادب را زیارت کرد.حالا که وارد حرم می شوی ، احساس ادب به شما دست می دهد.حرم عباس روضه خوان نمی خواهد. دست را به یاد دست های عباس به ضریح گره بزن برای عباس دست باش و گریه کن.!

14- بیاد درد دل های ام البنین با عباس تمام وجودت " آب " می شود.این جمله آتش است که مبادا به حسنین برادر بگویی!ما نوکران وکنیزان خاندان علی هستیم! و کتاب سقای آب و ادب سید مهدی شجاعی آنجا خواندنی بود!

15- اگر دست ها قطع نمی شد چه کسی می توانست از تیغ عباس به سلامت بگردد.!همه ی حرم حضرت عباس شهادت می دهد اگر عباس دست داشت همه ی اشقیا بی سرو دست می شدند اما چه می شود کرد جز تسلیم بودن در برابر مشیت الهی.

15 - حرم حضرت حسین علیه السلام حرم آرامش است.گویا مهربانی تو را در آغوش می گیرد.حرم عاشقان ولایت است.آدم عاشقانه زیارت می کند.عاشقانه گرد ضریح می چرخد.حبیب بن مظاهر  تو را همراهی می کند و به زیارت آقا می برند.آن قدری که می خواهی در حرم عباس زار بزنی و گریه کنی ، در حرم اباعبدالله دلت می خواهد بنشینی و مردم را نگاه کنی.ادامه دارد...

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی