تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - زندگی در تراکم
شنبه 7 شهریور 1394  06:43 ق.ظ    ویرایش: شنبه 7 شهریور 1394 07:04 ق.ظ
نوع مطلب: روز نگاری ،


۱. براساس اعلام مسئولان مدیریت شهری، هزینه سالانه نگهداری موجود زنده‌ای مانند شهر مشهد حدود ١٠٠٠میلیارد تومان برآورد شده و اگر قرار باشد «کیفیت زندگی» در شهر از این که هست «بهتر» شود، بیش از ١۵٠٠میلیارد تومان هزینه برای بهینه‌سازی یا توسعه زیرساخت‌ها لازم است. بخشی از هزینه شهر از محل اعتبارات دولتی (درآمد حاصل از فروش نفت و احتمالاً مالیات) تخصیص داده می‌شود و البته از دهه ۶٠ تا حالا روزبه‌روز این تخصیص‌ها کمتر شده و البته سیاست درستی نیز بوده و هست تا کلان‌شهرها، «خودگردان» شوند و دستشان به جیب خودشان باشند.
۲. محقق‌شدن منابع درآمدی مدیریت شهر، به‌دلیل ناپایداری درآمدها به متغیرهای دیگری وابسته است و ازجمله مهم‌ترین منابع ناپایدار، ساخت‌وساز و صنعت ساختمان است. بنابراین مدیریت شهرداری به ادعای برنامه‌ریزان و سیاست‌گزاران، علی‌رغم میل باطنی، فاصله درآمد معین تا محقق را از این بخش جبران می‌کنند. فرض کنیم اگر قرار باشد مردم ازطریق پرداخت عوارض در نگهداری و توسعه شهر مشارکت فعال و هدفمند داشته باشند ...

...و این مشارکت به هر دلیلی محقق نشود، به‌ناچار بهترین و ساده‌ترین راه برای جبران کسری درآمد حدود ٧٠٠میلیارد تومان، موافقت با افزایش و ساختن طبقه روی طبقات ساختمان‌های فعلی یا ساختمان‌های جدید است. بنابراین ساخت زندگی در شهر از ساخت سنتی به ساخت «آپارتمانی» سوق داده می‌شود یا مشارکت‌های اقتصادی کلان در قالب «مال»سازی، «سنترسازی» و «بازارهای بزرگ» چهره شهر را به‌سرعت دگرگون می‌کنند و تبعات و آثار اقتصادی و اجتماعی آن بازارهایی خالی از کالای ایرانی و رواج مصرف‌زدگی و تجمل‌گرایی در سطح کلان و تغییرات فرهنگی، اجتماعی و هویتی شهر مشهد در درازمدت خواهد بود.
۳. کم‌توجهیِ حاصل از نپرداختن هزینه‌های جاری کلان‌شهر مشهد و شریک‌نشدن در نگهداری و توسعه پایدار شهر متاسفانه دودی است که به چشم خودمان می‌رود. کمااینکه نسل قبل از ما، با برخی توجیهات سهم خود را پرداخت نکردند و امروز میراث آن‌ها برای ما زندگی در تراکم است. به‌عنوان‌مثال در کوچه‌ای که قرار بوده ٢٠ خانوار در آن زندگی کنند، امروز به‌دلیل افزایش طبقات ساختمان‌ها، بیش از ٧٠خانوار زندگی می‌کنند و زندگی در تراکم کمترین آثار و آسیب‌های اجتماعی آن و البته مهم‌ترین آن، «نداشتن پارگینگ» است. تصور کنید در هفته چند بار همسایه دیواربه‌دیوار، وقت و بی‌وقت درباره پارک‌نکردن خودرو جلوی منزلش به شما تذکر می‌دهد یا شما از دیگران درخواست می‌کنید «لطفاً جلوی منزل پارک نفرمایید»! همسایه‌هایی که باید برای یکدیگر «هم‌سایه» باشند، هر روز باید این جمله را بخوانند: «پارک مساوی با پنچری!» و اولین ارتباط اجتماعی ما با همسایه در زندگی متراکم شهری قبل از سلام و احوال‌پرسی، واژه خشن پنچری است و نه همدردی و آشنایی.
۴. در الگوی زندگی متراکم «حیاط» حذف می‌شود. این در حالی است که در الگوی زندگی ایرانی حیاط محیطی برای بازی بچه‌ها، جایی برای پخت‌وپز و تهیه محصولات غذایی خانگی، بازی کودکان به‌ویژه دختران، معاشرت زنان همسایه و انجام فعالیت‌های مشارکت‌جویانه، تلطیف هوا به‌واسطه وجود باغچه و حوض آب و مواردی ازاین‌دست، از نقش بی‌بدیلی در معماری و زندگی انسان ایرانی برخوردار بود؛ درحالی‌که امروزه چنین کارکردهایی تا حدود زیادی به فراموشی سپرده شده‌اند.
۵. گذشته که گذشت و زمان حال هم در حال گذشتن است؛ اما به‌نظر می‌رسد شفاف‌سازی تبعات و پیامدهای زندگی متراکم که حاصل مشارکت اقتصادی ضعیف آحاد مردم و انتخاب رویکرد مدیریت شهری در تحصیل درآمدهای ناپایدار، چه به‌عنوان ضرورت یا تنها راه برون‌رفت از مشکلات کمبود درآمد در اداره شهر، برای آیندگان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در اینکه چگونه می‌شود فرایند اعتمادسازی و مشارکت‌جویی را بیش از آنچه هست، شتاب بخشید صاحب‌نظران و محققان اجتماعی و ارتباطات مردمی ویژه شهر مشهد آثاری تولید کرده‌اند که در دسترس برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران است. اینکه تا کنون نتوانسته‌اند در جلب مشارکت مردم چاره‌جویی کنند، ضعف مضاعفی است و نیازمند تدبیر؛ اما روی دیگر سکه، نقش کسانی است که به هر دلیلی، پرداخت سهم هزینه شهر را تکلیفی شرعی و قانونی برای خود نمی‌دانند.برخی از آثار اجتماعی و احتمالاً نابسامانی‌ها در زندگی شهری مانند ترافیک، آسیب‌های اجتماعی، فرهنگ همسایه‌داری و مستقیم و غیرمستقیم به رفتارهای اجتماعی و اقتصادی پیش از ما برمی‌گردد. اینکه امروز تعیین کنیم فاصله ٧٠٠ میلیارد تومان را مردم با پرداخت سهم خود پر کنند و از محل مشارکت‌های خرد اقتصادی تأمین شود یا صاحبان مشارکت‌های کلان و تحمل عوارض بلندمرتبه‌سازی‌ها، نکته‌ای است که ممکن است نظرهای موافق و مخالفی داشته باشد؛ اما ادامه این فرایند کیفیت زندگی شهری را برایمان روز‌به روز متراکم‌تر و نهاد خانواده را آسیب‌پذیرتر خواهد کرد.

یادداشت روز روزنامه شهرآرا 7 شهریور 94

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

وبلاگ مهدی ابراهیمی