تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - نظام سازی؛ به سبک اسلامی
شنبه 8 فروردین 1394  09:31 ق.ظ    ویرایش: شنبه 8 فروردین 1394 09:33 ق.ظ
نوع مطلب: روز نگاری ،

1- نظام سازی با «خلق نظریه» اتفاق می افتد. نظریه دانش متراکم سال ها تلاش و مجاهدت علمی است. نظام غرب طی صدها سال توانسته است چند نظریه خلق کند. در نظام شرق یا بلوک شرق یک نظریه تولید شد و دلیل شکست نظام سیاسی منبعث از آن دوباره بازتولید نشده است. نظریه اساس نظام فکری است و نظام فکری است که نظام اسلامی را می سازد. البته روش انتقادی نظریه شرقی در تحولات و مستحکم سازی نظریه های غربی کارآ و موثر بوده است. غرب به زعم اهدافی که بشریت را به قهقراء انسانی و اخلاقی خواهد برد، برای نظام سیاسی خود تئوری تولید کرده است. این تئوری های تولید شده رابه مدد رسانه ها وکرسی های علمی ودانشگاهی جهان شمول کرده است. غرب هنوز از تفکرات اسلام به دلیل سوابق بسیارتاریک ودهشتناک حاکمیت کلیسا به دلیل انتساب به دین هراس دارد. گاهی اوقات و بسیار کم اندیشمندان غربی تحت تاثیر شرق شناسی تا حدودی حوزه مطالعات خود را در علوم انسانی به ایران نیز تعمیم داده اند. اسلام وایران در کتاب ها و نظریه های غربی آگاهانه سانسور می شود. حتی در ایران اساتیدی که متاثر از نظام فکری غرب هستند جرات بیان نظریه دینی در علوم انسانی را ندارند. کسانی که اعتقاد دارند به دلیل جو مسلط غرب زده تقیه می کنند و سکوت پیشه می نمایند تا متهم به بیسوادی نشوند. امثال آقای فیاض، رحیم پور، افروغ، افروز، کچوئیان و طالب زاده و ...کم هستند و تازه شبکه حمایتی منسجمی هم ندارند؛ یعنی به دغدغه های انقلابی و ایمانی توانسته اند خودشان را از یوغ نظریه‌ی مسلط نظام غرب آزاد کنند ولی هیچکدام شان نظریه ندارند. در این زمینه نیازمند صبر هستیم. افق وچراغ اول روشن شده است این را باید امتداد ببخشیم.

2- مدرسه و دانشگاه مرکز تولید نظریه است. نظام سازی با نظریه سازی شکل می گیرد. البته می شود با سخنرانی و شعار نویسی به طرز سریعی نظام سازی کرد. مثل همین دانشگاه اسلامی یا دانشگاه آزاد اسلامی یا در اهداف برخی همایش های یک روزه بنویسم برای تحقق نظام سازی اسلامی و از همین کارهایی که عده ای نان و آب خود را با همین واژه ها تنظیم کرده اند. برای تولید نظریه نمی شود زمانی معین کرد؛ مثلا بگوییم در یک فرصت مطالعاتی 3 یا 10 ساله یا 50 ساله می شود نظریه سازی و به تبع آن نظام سازی کرد. ولی حتما زمان لازم است. تولید علم زمان بر است. البته می شود کپی و ترجمه کرد و همین روش های تحقیقی، اثباتی یا تفسیری رایج در تئوری های علمی غرب را با چند آیه وحدیث معجون کنیم. ولی تجربه غرب به ما می گوید باید زحمت بکشیم. باید سختی بکشیم. باید عرق بریزیم. البته ما محدودیت هایی مثل استثمار و استعمار ملت مستضعف داریم. آنها این محمدویت را نداشتند. انسان را و جوامع انسانی را نوع بندی کردند و برای انواع جوامع انسانی دستورالعملی نوشتند و این همه غارت سرمایه های معنوی و مادی مستضعفان عالم هم توجیه علمی نوشتند. برای همین استعمار چنان نظریاتی نوشتند که در نگاه اول انسان توجیه می شود.

3- قاعدتا برای نظام سازی باید زیر ساخت های فرهنگی فراهم نمائیم؛ اما مهم تر نوع نگاه به انسان، خدا و طبیعت خیلی مهم است. این انسان کیست و چیست؟ خدا چگونه است؟ و انسان چه اختیاراتی در تصرف طبیعت دارد؟ این سوالات را اکثر نظریه پردازان مطرح کرده اند و به تفضیل پاسخ گفته اند و نوشته اند. در حد دانسته های من هم نیست که تفضیلی صحبت کنم ولی سال ها بسیاری از نظریه سازها با همین سوالات درگیری ذهنی داشته اند.

4- نظام اسلامی باید آبشخور اسلامی داشته باشد. ما گزاره های صادق اثبات شده نقلی و عقلی داریم. این گزاره ها را اگر بتوانیم به عمل تبدیل کنیم کم کم به روش مرسوم علمی می شود یک نظام جدید و نو را که نه متاثر از سرمایه داری و نه متاثر از نئومارکسیست باشد پی ریزی کرد. این ها که من می نویسم و خیلی ساده می نویسم کار بسیار پیچیده ایست. چون سرتا سر زندگی خود من متاثر از نظام های فکری دو تفکر غربی است. رها شدن از این نظام خیلی سخت است. آن هم وقتی نظام جایگزین در صحنه نیست و برنامه ای ندارد؛ اما امکان آن فراهم است. منابع دینی و ائمه‌ی هدی گزاره های قطعی و معین و بدون اختلاف و شبهه را برای ما نوشته اند؛ مثلا همین گزاره‌ی هرچه برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند. یا خدای متعال طوری طراحی کرده است که ما روزانه 5 نوبت نماز بخوانیم. یا مدل اقتصادی اداره جامعه اسلامی مبتنی بر زکات و خمس است. حالا چگونه می شود همان طور که در سیستم سرمایه داری بانک برای توزیع و نگهداری و وام تولید شده است؛ در نظام اسلامی سیستمی برای زکات طراحی شود که مردم زکات را سیستمی پرداخت کنند؛ مثلا نظام غربی مالیات را یک مدل اقتصادی کرده است. یا برای جلوگیری از انحطاط و استبداد، نظام نظارت همگانی امر به معرو و نهی از منکر طراحی کنیم. نظام غرب برای زندگی عادی مهارت های 10 گانه تولید طراحی کرده است و آن را از مجامع جهانی و سازمان های مردم نهاد علمی و اجتماعی جز سرفصل های درسی و مهارتی اکثر نقاط دنیا معرفی کرده است. حتی در شهرداری مشهد ما بابت ترویج این مهارت های زندگی 10 گانه میلیارد ها تومان هزینه می کنیم. حالا فکر کنید وقتی سازمان های بین المللی برای حاشیه شهر مشهد طرح فمیلی تهیه می کنند و ما نیز آن را با بودجه و هزینه خودمان اجرا می کنیم چه لذتی می برند! گاهی اوقات چند حدیث هم چاشنی آن می کنیم. در حالی که از نظر مسلمان، نوع زندگی برای سعادت اخروی متفاوت است. بهشت 8 باب دارد. ومهارت های 8 گانه زندگی دینی 8 گانه است و در سوره رعد هر باب آن تبیین شده است. دستورالعمل زندگی دینی در رساله های عملیه مراجع هست. زندگی ما به جهت رفتار عملی به 5 رفتار عملی تقسیم بندی شده است.

5- آنچه نوشتم می دانم شما هم می دانید و به دانسته های شما چیزی اضافه نکردم. گاهی اوقات برای آینده می نویسم. برای کسانی که بعدها در نظام اسلامی و تئوری اسلامی زندگی خواهند کرد. برای آنها نوشتم که ما این وضعیت را دوست نداشتیم. درست است که پذیرفته بودیم ولی برای اصلاح قرار است کارهایی را شروع کنیم.

·         این یادداشت با نرم افزار ویراستیار 3 ویراستاری شده است.

·         این یک یادداشت است وبیشتر تراوشات ذهنی است بنابراین به هیچ عنوان یک مطلب علمی به شمار نمی رود.

·         چنانچه مطلب را جایی استفاده کردید منبع را هم ذکر نمائید البته برای شما تعهد شرعی و قانونی ندارد.

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

وبلاگ مهدی ابراهیمی