تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی - گفت و گوهای انتقادی با مدیران سایت تفکر دولت بهار! (دوم)
چهارشنبه 4 تیر 1393  08:50 ب.ظ    ویرایش: جمعه 3 مرداد 1393 07:59 ب.ظ

* نام: مهدی ابراهیمی      جمعه، 30 خرداد 1393 - 10:21
پاسخاز انتشار مطالبم ؛ منصرف شدید.تشکر
 0         0 
* نام:      یکشنبه، 1 تیر 1393 - 01:08
پاسخبه ابراهیمی

1- اگر کلا ما ده نفریم یا بیشماریم برای شمایی که خودت ادعای تکلیف گرایی داری چه فرقی دارد؟ ما به تملیف ود عمل می کنیم گر چه می دانیم و یقین داریم واقعا مردم تشنه تفکر احمدی نژادند.

2- ما هم خوشحالیم که استدلال منطقی ما را کینه می دانید! اتفاقا ما به هیچ کس کینه نداریم! حتی به مردم اسراییل! امام حسین علیه السلام هم کینه ای از یزید نداشت.
مشکل ما با این آقایان بر سر حماقت و یا سوء استفاده از دین است. ما متاسفیم جلیلی با منحرف نامیدن احمدی نژاد خودش را خسر الدنیا و الاخره کرد و متاسفی که مصباح نشان داد که اعتقادش به مسموعات است حال آنکه حق یعنی آنکه بگویی دیدیم و باطل یعنی بگویی شنیدم. ما نگران این افرادیم. نه دشمنشان.
به قول احمدی نژاد : یکی گفت بزرکترین خطر برای اسلام . پیام دادم من نگران شما هستم 

3- بسمه تعالی : این نظر شخصی من است: کافیست مصادیق بیداری اسلامی را بگویید چیست؟ لابد شعار الله اکبر و بر پایی نماز! خوب اینها را سبزهای خودمان هم داشتند! هیچ کس دنبال ایجاد حکومت اسلامی نبود الان همین داعش و النصره و اخوان المسلمین! 
با عرض معذرت اگر می توانید خودتان فکر کنید و جواب دهید. هیچ کس جز ذات 14 معصوم عصمت از اشتباه ندارد. الان هم دارید می بینید اسلام را.
آری. متاسفانه جواب منطقی ندادید. اسلام یک ایسم نیست . عنوان مکتب اسلامی و دولت اسلامی از اول یک تعریف جامع و مانع نبود.

4- همین رهبری در دیدار سال 91 دولت گفتند که اما دشمنی ها با شما مخصوصا در این دو سه سال اخیر - یعنی درست در ایامی که شما دولت را منحرف نامیدید- بیشتر شده است. البته شما در سال 84 باقی مانده اید. 
ههیلاری کلینتون هم گفت دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد فاجعه بوده است.

5-تکلیف را آقای مصباح تشخیص می دهد؟ پس خود شما چه کاره اید؟ اصلا این طرز تفکر شما دقیقا نقطه مقابل آزاد اندیشی است. 
تازه آقای مصباح کیست؟ همان کسی که یکبار خواب تعریف می کند که امام زمان خواستار پیروزی احمدی نژاد است و یکبار هم او را منحرف می نامد؟ یا همان کسی که می گوید لنکرانی زیر آسمان از همه اصلح است - چون جلوی پای حاج آقا زانو می زند!- اما وقتی می بیند رایزنی هایش بی نتیجه است و لنکرانی اصلح را رد صلاحیت خواهند کرد می رود روی کول جلیلی؟ 
البته این هم خودش ماجرای جالبی است که چرا لنکرانی صبر نکرد تایید صلاحیت ها اعلام شود و آن وقت با افتخار بگوید به نفع جلیلی کنار می رود!! خوب راستش آن مهندسی کنندگان انتخابات می دانستند باید کاری کنند که جبهه پایداری روی کول جلیلی برود! چون در واقع اگر جلیلی وابسته به پایداری نمی شد قطعا رای بیشتری می آورد و نیازی نبود برای خاراندان پاچه شیخشان احمدی نژاد را منحرف بنامد! اما قرار بود کس دیگری رای بیاورد.

6- متاسفانه قضیه بر عکس است. مشایی یا حلم و وقاری عجیب در مقابل مخالفانش نهایت تحمل را داشته است و این عمارها هستند که از هر توهینی که دستشان بر آمد خودداری نکردند. 
آری. کسی مشایی را معصوم نمی داند اما قطعا مشایی مظلوم است و حمایت از مظلوم هم وظیفه کل شیعه.

7- اولا رهبری هیچ موضعی علیه شخص مشایی نگرفت و در قضیه مردم اسراییل - بعد از چند هفته سکوت- گفت: این را نباید وسیله‏ى التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور مسائل کوچک و مسائل جزئى را - حرفى که بر زبان کسى جارى میشود؛ .. اگر براستی این حرفهای مشایی انحراف بود کجایش جزیی بود؟ چیزی که شما چیراهن عثمانش کردید:
شما گمان برده اید دشمن صهیونیستی معادل یهودیانی است که از اطراف و اکناف عالم در فلسطین جمع کرده اند و باورشان شده این سرزمین موعود موسی علیه السلام برای آنها است و یا از سر احتیاج و ناچاری به آژانس یهود جواب مثبت داده اند. در صورتی که اینها دشمن واقعی نیستند. اینها تنها سپر انسانی صهیونیسم هستند. صهیونیستهای واقعی اصلا اسراییلی نیستند. کدام یک از سرمایه داران بزرگ بنیانگذار اسراییل نظیر روچایلد ها و راکفلر ها و بانیان نوکیا و نستله اسراییلی هستند و حاضرند زندگی در اروپا را با زنگی در کنار صحرای نقو عوض کنند؟ ما به ذاته به این مردم دشمن نیستیم. اتفاقا هدف ما نجات و آگاهی دادن به آنها است. نجات از دست جلادانی که گرفتارشان هستند. این ماموریت جهانی ما است. ما فی نفسه همه انسانها را دوست داریم.
لیکن گفتن این جمله حرف صحیحی نبود. چرا که اذهان شما آماده شنیدن حرف حق نیست.
ثانیا: در ماجرای معاون اولی هم احمدی نژاد و مشایی حق نداشتند کاری کنند که جاسوسهایی که نامه شخصی بالاترین مقامات کشور را لو می دهند احساس پیروزی کنند. اگر رهبری واقعا دلش می خواست مشایی را بکوبد خودش این نامه را در سایتش منتشر می کرد نه آنکه بعد از انتشار آن در کیهان ناچار به تایید وجود آن شود. پس هیچ برخوردی توسط رهبری با مشایی در آن قضیه صورت نگرفت و تازه اصل نامه هم صرفا مربوط به سرخوردگی بعضیها بود نه اینکه مشایی صلاحیت ندارد. 

ثالثا: یک جمله بیاورید که رهبری با مکتب ایران مخالفت کرده باشد! تمام صحبت رهبری زیر فشار حوزویان قم این بود که من مایل نیستم اینطور ایران ایران کنند. بعدهم گفتند که اصلا برداشتنشان این نیست که دولت در حال ترویج ملی گرایی است. - این دیدار بعد از فتنه است و آنهمه ماجرا اما تمام نگرانی اعظم قم در مورد مکتب ایران است و نه یک کلمه در مورد فتنه ! چرا؟ چون به دو قطبی ایران و اسلام اعتقاد دارند!- و بعد هم که رهبری گفتند ایران بعد از اسلام را پر رنگ کنید- چون تاریخش واضحتر است و در کتاب های اخبار حوزویان هم ذکر آن هست !!- اما دیدیم حتی با فردوسی صاحب زبان فارسی چه رفتاری داشتند...
کاملا واضح است که نگرانی رهبری نه از جانب مشایی بلکه در مورد مغزهای منجمدی بوده است که تحمل شنیدن حرف جدید را ندارند و باید رعایتشان را نمود.

8- چه فرقی دارید؟ شما عقل خود را دست کسی داده اید که او را عمار می نامید!! بنابراین حرفهای او را تکرار می کنید و بلندگوی هستید! پس خودتان هم عمارید! شکسته نفسی نفرمایید!!

9- والله اگر یک جواب منطقی داشتید می دادید. آری شما بی دلیل ما را التقاطی می دانید اما با سند محکم هم شما و هم شیوختان را معتقدیم شما دارید راه التقاط می روید. براستی اعتقاد به مباهته اگر التقاط نیست پس التقاط چیست؟

10- پس تا حالا از چه کسی داشتید هزینه می کردید برای کوبیدن مشایی؟

11- عجب! خوب اگر واقعا هم به خیالتان دو پهلو است وظیفه شرعی شما داشتن حسن ظن است به برادر مسلمانتان. 
تازه اگر واقعا مشایی را دارای چنین صفات ارزشمندی می دانید - که هست- چرا انتظار داشتید احمدی نژاد تحت تاثیر مسموعات یک آقا او را کنار بگذارد؟
البته رابطه مریدی و مرادی کلا باطل است. اما اگر قبول کنید مشایی مظلوم است دلیل این حمایت ما را از او خواهید فهمید. 

12- اشکال مردم عادی این است که نمی دانند تعارفات بین حوزویان چه معنایی دارد. حتی گاهی یک سلمکم الله در حوزه یعنی ایشالا سقط شی!
رهبری تعبیر بسیاری ظریفی به کار برد و آنها که باید می فهمیدند حرفش را فهمیدند. چون خود ایشان با شخص شهید مطهری اختلافات مهمی داشتند مخصوصا سر قضیه شریعتی و رهبری صراحتا نظرات آن شهید را مبالغه آمیز می داند و اینکه گاهی بشدت شیفته کسی می شد و گاهی بشدت متنفر و نمی توانست عادلانه قضاوت کند. این تعبیر مطهری زمان هم دقیقا همان معنی را می دهد. 
ضمنا رهبری بعد از ماجرای سخنان زشت آقای مصباح هرگز جمله نگفتند که حمایت از وی تلقی شود.
اما اینکه رهبری با کسی شوخی ندارند! شوخی ندارند اما رودبایستی و ملاحظه دارند. مثلا در مورد کسی که حوزویان او را آیت الله می نامند عمدا با واژه حجت الاسلام از وی یاد می کند. 
یا مثلا در مورد همین سخنان نوروزی در حرم امام رضا علیه السلام که که گفتند خیلی چیزها را من نگفتم آنها که می دانند به مردم بگویند. اینها یعنی ملاحظه. رهبری نمی تواند به یک عضو خبرگان رهبری - حتی دستغیب شیرازی- با حالت تهاجمی صحبت کند. در حالی که رییس جمهور زیر دست رهبری است و آنهم احمدی نژادی که مانند فرزند او است تعارف ندارد. حتما روضه مشهور علی اکبر رهبری را شنیده اید. آنجا که می گوید امام حسین علیه السلام با فرزند خود تعارف نداشت و بر خلاف بقیه که هر وقفت برای اجازه می آدند با آنها تعارف می کردند به فرزند خود بی رودربایستی اجازه دادند. وقتی این رفتار امام معصوم است ، رفتار نایب امام که دیگر مشخص است.
این را هم باید اضافه کرد که اگر براستی شما قبول دارید اظهارات مستند و محکم احمدی نژاد در مجلس به دلیل عدم حضور متهم و امکان دفاع وی در دادگاه خلاف شرع و خلاف قانون بود پس حکایت اظهارات بی سند و مسموعات آقای مصباح چیست؟ حکایت ماسون نامیدن و ناسیونابیست نامیدن و اومانیست نامیدن و جن گیری و رمالی و... چیست؟ حکایت بزرگترین خطر برای اسلام نامیدن چیست؟ آیا منتظر بودید رهبری اسم مصباح را ببرد؟ 
شنونده باید عاقل باشد.

13- اظهارات رهبری کاملا کلی بود و در مورد همه کسانی که خود را خلصین می دانند! اینهم از میزان ولایتمداری شما که برای خودتان اجتهاد مقابل نص می کنید و می گویید این حرفها مربوط به مصباح نمی شود!! 

14- بله. اما بعد به قم رفت و تایید آقای مصباح را گرفت و آن اظهارات سخیف را - که لابد بهای این حمایت بود- در مورد احمدی نژاد بر زبان آورد. واضح بود با رد صلاحیت لنکرانی جلیلی به دامن مصباح سقوط خواهد کرد. لذا لنکرانی پیش از اعلام تایید صلاحیتها روغن ریخته را نذر حضرت عباس کرد.

15- شما تا این لحظه یک استدلال منطقی برای رد حرفهای ما نه در مورد مصباح و نه جلیلی نداشته اید. ما ثایت کردیم جلیلی نادان است - البته در فرض خوشبینانه- و این لازم بود گفتنش برای مردم تا دوباره انرژی حضرات متدین با سرمایه گذاری روی او به هدر نرود. همانطور که انرژی توابین عملا بیهوده به هدر رفت. 
شما اگر می توانید ثابت کنید ایشان کیس و باهوش است تا ما هم زیر علمشان سینه بزنیم.

16- خوب تبریک می گویم. اما بدانید این سایت صرفا نوشته تعدادی بشر جایز الخطا است. در حالی که قرآنی که وحی خدا است را خدا ی گوید: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزید الظلمین الا خسارا.

17- بهاری ها همه خاکی هستند. این شناسنامه بازیها مال تشخص پرستانی است که خودشان را خیلی مهم می دانند. به قول ابوسعید ابوالخیر : بگوید هیچ کس پسر هیچ کس آمد!

 1         1 
* نام: مهران آزادپی      یکشنبه، 1 تیر 1393 - 01:51
پاسخجناب آقای مهدی ابراهیمی ! سلام 
اینجانب سوای از همه افراط و تفریط ها که از جانب هواداران علامه مصباح روا شد و هنوز هم می شود ، علی رغم تعلق خاطر خاص نسبت به دکتر احمدی نژاد و جناب مهندس رحیم مشایی ، خود را به نوعی مدیون نسبت به حضرت علامه می دانستم و صد البته تنها و تنها به دلیل همان امر معروف ولی امر مسلمین بود.
لکن باید عنایت داشته باشید که اولاً ملاک حال فعلی افراد است ! ثانیاً اگر هنوز به خاطر مبارک هست ! که مطمئنم که هست ! ، حضرت علامه با فرمایشات خود در یک جلسه سخنرانی ، مومن ترین و شریف ترین انسانهای عصر حاضر را به سحر و جادو و ..... متهم نمودند و در پایان فرمایشاتشان فرمودند که البته اینها همه مسموعات بنده بود و خودم چیزی ندیده ام !!!!!!
حال سوال اینجاست که وقتی حضرت امیر المومنین علی ع فرق میان حق و باطل را فقط چهار انگشت عنوان می نمایند و وقتی که بیشتر می پرسند ، چهار انگشت شریف را مابین گوش و چشم خود قرار می دهند و دیده را حق و شنیده را باطل می نامند ، قضاوت حضرتعالی در خصوص این عملکرد حضرت علامه چیست ؟؟؟؟
زنده باد بهار ! زنده باد بهار ! زنده باد بهار!

 1         1 

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

وبلاگ مهدی ابراهیمی