تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی
یکشنبه 1 بهمن 1396  07:34 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 1 بهمن 1396 07:36 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،


«فضاله» از کافران بود.بعد فتح مکه چون پیغمبر به طواف رفت ، قصد کرد او را در هنگام طواف نزدیک شود وبکشد.
وقتی نزدیک پیغمبر شد، پیغمبر گفت: تو فضاله ای؟
گفت:بله
پیغمبر گفت :برای من چه فکر کرده ای؟
فضاله گفت: هیچ چیز!
پیغمبر تبسمی کرد و گفت: بگو استغفرالله.
وبعد آهسته دستش را روی سینه او نهاد.آرام شد.پیغمبر دستش را برداشت.
فضاله مسلمان شد وشهادتین بر زبان آورد.
او می گفت: تا قبل از این که پیغمبر دست روی سینه ام بگذارد مرا دشمن تر از رسول نبود. حالا هیچ کس مرا دوست تر از ایشان نیست.
فضاله عاشق بود ، در مکه هم عاشقی او معروف بود.
اتفاقا بر زنی که عاشق او بود گذشت و توجهی نکرد.
زن گفت چرا امروز به من توجه نمی کنی.
گفت : امروز دوستی دین محمد مرا چندان فرا گرفته است که پروای گفت و شنید ندارم.
و بعد از چندی زن هم مسلمان شد.
#قاف
برداشت آزاد ص ۸۹۰ ، ۸۹۲
پ .ن :
#انقلاب_درونی

   


نظرات()  
پنجشنبه 28 دی 1396  08:18 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 28 دی 1396 10:41 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

یکم:
کتاب قاف سال 94 منتشر شده است و همان سال خریدم.چندبار قصد خواندن کردم ولی فرصتی نشد.بالاخره بعد حدود یکماه در دیماه 96 خواندم.همواره دوست داشته ام کتاب جامعی درباره پیامبر بخوانم.
یاسین حجازی کوشیده است از قبل تولد تا رحلت پیامبر یک نمای کلی برای مخاطب بازنمایی کند.از همان روز تولد تا رحلت شما خود را کنار پیامبر احساس می کنید.روایت ها تصویرگونه تنظیم شده است.
واقعا ما چه شناختی از پیامبر داریم؟یا چه قدر سعی کرده ایم پیامبر را بشناسیم.شناخت ما از رسول الله چه قدر است؟ من خودم جز کسانی هستم که علی رغم علاقه ام ، آن طور که باید و شاید پیامبر را نشناخته ام.
پیامبر اسوه حسنه و چراغ راه است.می توانیم کلی گویی کنیم ولی اگر از ما دلیل بخواهند نمی دانم چرا پیامبر ، پیامبر رحمت است.تصورمان این است که چون پیامبران مهربان بوده اند ، رحمت للعالمین هم هستند.آن روی پیامبر که اشدآءالکفار هستند را ندیدیم.یعنی شمشیر رسول را کمتر صحبت کرده ایم.
راجع به این که ما الان امت پیامبری هستیم که ما توفیق دیدن ظاهر او را نداریم.خیلی هم دلمان می خواهد در آن زمان بودیم.احتمالا خودمان را از علاقمندان ونزدیکان هم می دیدم! اما غافلیم از شمشیر پیامبر.غافلیم از دستورات پیامبر که با اشاره ی ایشان سر از تن کفار جدا می شد.
از زحمات پیامبر کمتر خبر داریم.چه قدر از این زحمات همان شب معراج اتفاق افتاد تا ایشان برای امتش از خدا تخفیف بگیرد.چه قدر ما متفاوت از یهودیها و مسیحی ها شدیم.چه قدر رفت و آمد کرد تا چیزهایی خدا به امت پیامبر داد که در سایر ادیان الهی نبود.
قسمت اول- ادامه دارد

   


نظرات()  
سه شنبه 21 آذر 1396  07:52 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 21 آذر 1396 09:18 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

این روزها و بعد خواندن کتاب اندیشه های مدرس ، کتاب گنجینه خواف را خواندم.دو فصل آن برای عموم مردم و فصل آخر آن برای فضلای حوزه مناسب است.حقیقتا تا کنون تصویر ناقصی از ابعاد شخصیتی مدرس در ذهن داشتم و خواندن این دو کتاب ابعاد دیگری از این شخصیت وارسته را دریافتم.والبته فکر می کنم هنوز هم نیازمند تحقیق ومطالعه بیشتری هستم.
شهید سید حسن مدرس اصالتا اصفهانی است.اما موقع حضور در تهران چندین دوره به عنوان نماینده تهران در مجلس شورای ملی انتخاب می شود.او با قدرت رضاخانی کنار نمی آید و رضاخان او را به خواف تبعید می کند.مدرس در خواف یادداشت هایی می نویسد که مجموعه آن در کتاب گنجینه خواف چاپ و منتشر شده است.
اما کتاب نگاهی به اندیشه های مدرس نیز منتخبی از نطق های ایشان در مجلس شورای ملی است که بسیار قابل تامل است.

منتخبی از یادداشت های ایشان را بخوانیم:

لیله جمعه ۲ اسفندماه ۱۳۰۸
گنجینه خواف ، ص ۷۱
آسیب شناسی زندان و حبس!
اصول مجازات هایی که در اسلام مقرر است : ضرب ، حبس، تبعید ، قطع جوارح و قتل می باشد.
ضرب و قطع و قتل واضح است و موارد آن در محل خودش مفصلا مذکور است.
اما حبس ( معامله کردن با انسان مثل حیوان) در اسلام از مجازات های سخت است و موارد آن بسیار نادر است.
چون دول غیر اسلامی در مجازات ، فلسفه تقصیر را مراعات نکرده اند ، لذا مجازاتِ اغلب تقصیرات را حبس قرار داده اند.
متاسفانه دول اسلامی هم در این مسئله از روی تقلید جهالت از آنها تبعیت نموده اند.فساد حبسِ مقصرین نوعا از فساد قتل زیادتر است.زیرا یک نفری را که حبس کردند رشته زندگانی خود او گسیخته می شود و رشته زندگانی اولاد و عیال و اشخاصی که با او ارتباطات دنیوی داشتند نیز گسیخته و بسا امور جمعیت زیادی از حبسِ یک نفر مختل خواهد شد.
... هر کس از وضعیات دنیای حالیه و قبل بصیرت داشته باشد تصدیق خواهد نمود از موقعی که مجازات اغلب تقصیرات حبس شده آن تقصیرات (خلافکاری)  کم نشده بلکه زیادتر هم شده است.

***
سوم: الناسُ علی دین مُلوکهِم.
در اینجا ذکر دین به واسطه این است که مذهب فوق هر چیز و مخفی تر از هر چیزی است.
هر گاه اشخاص در مذهب تبعیت اشخاص مقتدر را بنمایند در امورات عادی و شخصی و صنفی و نوعی به طریق اولی تبعیت خواهند کرد.
... بزرگ یک خانه و یا خانواده یا قریه ( روستا) یا بلوکی چه بزرگ دینی باشد،چه دنیوی هر چه می خواهد باشد، مشمول کلمه ملوک می باشند.
... هرگاه شخص اول یا طبقات دیگر از کارگزاران فاسد شدند، قهراً ملت کم کم فاسد شده و اقتدار آنها نیز تدریجا به کلی از میان خواهد رفت : اذا فَسَدَ العالِم فسد العالَم.
گنجینه خواف نوشته آقای صالحی

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی