جمعه 18 مهر 1399  ساعت 13 و 25 دقیقه و 14 ثانیه    ویرایش: جمعه 18 مهر 1399 ساعت 13 و 26 دقیقه و 41 ثانیه
نوع مطلب: روز نگاری ،

دیروز در جمع تعدادی از فعالان و مردم روستای اسماعیل آباد سوالاتی درباره حل برخی از معضلات اجتماعی مطرح شد و نکاتی عرض کردم.دوستان هم می توانند بر اساس تجربیات خودشان کمک کنند.
اول: ما راه حل سریع برای کاهش یا اصلاح یا کنترل مسائل و معضلات اجتماعی نداریم.اقدامات فرهنگی و اجتماعی باید توام با هم باشد. حتی اقدامات امنیتی بدون پیوست فرهنگی و اجتماعی در کوتاه مدت پاسخگو خواهد بود.
دوم : الگوی رفع مشکلات را حضرت امام خمینی ره در اختیار همه ما قرار داده است. این الگو هم عصرما و در دسترس است. غنی شده ، کاربردی و راهبردی است. مبانی قوی دینی دارد. امتحان پس داده است. یعنی آزمون و خطاهایش را هم پس داده است. این الگو عبارت است اتکا به مردم.تا وقتی ما بنشینیم و منتظر کمک دیگران باشیم کاری پیشرفت نخواهد داشت.
همین الگو را رهبری در سیل ایرانشهر ، در زلزله طبس و فرودس قبل انقلاب و حوزه هنری ، اجتماعی و فرهنگی بعد انقلاب تجربه کرده است. حضرت امام هم سرآمد این الگوست و نسخه ایست که برای همه ملت ها ، شهرها ، محله ها و روستاها شفابخش است.
نهضت سواد آموزی ، جهاد سازندگی ، جهاد دانشگاهی ، کمیته امداد و ... برخاسته از همین الگویی است که باید برای مشکلات به مردم همان بوم و اقلیم و روستا و محله مراجعه کنیم. البته قبول دارم فراز و نشیب خواهد داشت.این الگو درون زا و منبع قدرت اصلی آن مردم هستند که همه ظرفیت ها و فرصت ها را بسیج می کند.
این الگو را امام پیش چشم ما قرار داده است تا چشم انداز اصلی را گم نکنیم.
سوم: مبنای تشکیل شورای اجتماعی محله که از سال 89 شروع شد و الان ادامه دارد مراجعه به مردم است. این به معنای این نیست که همه نسخه ها کامل است. هر جا نقص باشد خود مردم اصلاح و تکمیل می کنند.اگر می خواستیم در ابتدای شورای اجتماعی محله بر مبنای نمی شودها و اشکالات و افق های کوچک شروع کنیم؛ نباید شروع می کردیم. هر کاری سخت است. تغییر سختی دارد. تغییر دادن دیگران سخت تر است. ولی بالاخره با همت کسانی که به این نگاه اعتقاد داشتند، شروع شد. پس در اسماعیل آباد هم می شود شروع کرد. با همه سختی هایی که الان در جلسه مطرح شد. تا الان هم اقدامات بزرگی انجام شده و این ها باید در ساختارهای مشخصی ادامه داشته باشد.البته ما به عنوان نهادها و سازمان ها وظیفه داریم کار مضاعف انجام دهیم.
چهارم: اولین اقدام بازسازی چهره رسانه ای اسماعیل آباد است. چهره رسانه ای اسماعیل آباد ممزوج با کارتن خوابان، موادفروشی،قتل ، اعتیاد و ... است. در صورتی که حقیقت اسماعیل آباد این نیست. این ذهنیت که همه بگویند اسماعیل آباد خطرناک است؛ کمک کمم نسل بعد شما، تعلقی نسبت به این روستا نخواهد داشت.حتی در ویرانی و خرابی آن هم کمک خواهد کرد.
پنجم: بازسازی چهره رسانه ای با اقدامات فرهنگی و برجسته کردن استعداهای انسانی و فرصت ها و جذابیت ها امکان پذیر است.
ششم: ثبت همین درخت های توت قدیمی چند صد ساله در میراث شهری و محلی نشان از هویت تاریخی اسماعیل آباد است. برجسته کردن مدافعان و شهدای حرم هویت انقلابی اسماعیل آباد است. چند صد نخبه و دانش آموز مستعد این روستا و تولیدات خانگی اعم از صنایع دستی و هویت علمی و هنری است.تدوین تاریخ شفاهی ، نمایشگاه عکس هنرمندان وبانوان ، حضور قومیت های مختلف در کنار هم ، وحدت سنی و شیعه ، تشکیل هیات مذهبی و ...سبک زندگی ، عروسی ها ، نحوه عزاداری و ...بازتاب حقیقی اسماعیل آباد خواهد بود.
در کنار همه این اقدامات البته مطالبه از دستگاه ها و نهادها را نباید فراموش کنیم.
متاسفانه وقتی کارشناسان شهرداری یا سایر نهادها می خواهند از نقاط ضعف محله های محروم بنویسند ؛ اول می نویسند پایین بودن سطح فرهنگ مردم! این ها را باید اصلاح کنیم. آگاهی فرق می کند با فرهنگ. اگر معیار فرهنگ اسلامی باشد بالاترین فرهنگ در همین اسماعیل آباد است.چون صفا وصمیمت ، دستگیری از حال همسایه ، روابط گرم اجتماعی ، حجاب ، شهادت ، و ...در همین محله ها و روستاهاست.
پانوشت:
اول جلسه شرکت کنندگان در جلسه هم چنان مطالبه گر بودند و خواهان این بودند که مسوولان کم کاری کردند. بیایند پاسخگو باشند. حتی یکی از آنها می گفت دیگه فقط زور جواب می دهد.
مصوبات پایان جلسه البته امیدوار کننده بود.
تشکیل هسته رسانه ای اسماعیل آباد با آموزش تعدادی از جوانان اسماعیل آباد
تشکیل کارگاه تدوین تاریخ شفاهی اسماعیل آباد
هر کدام از اعضای جلسه شروع کردند به فهرست کردن ظرفیت ها:
- بیش از 20 دانش آموز مستعد و نخبه
- خاطرات شیرین قدیمی های روستا از اسماعیل آباد
- درختان توت وقدیمی اسماعیل آباد
- مراسم شب چله ، اوصنه گویی و قصه گویی دور پدربزرگ ها و کرسی هم چنان برقرار است
- ارتباطات خوب همسایگی با هم
- و گفتند خودمان در معرفی روستای خودمان اشتباه کردیم که فکر می کنند همه فقیر هستیم ووانت غذا می آورند اینجا تو کوچه توزیع می کنند و غیر بومی ها شلوغ می کنند فکر می کنند مرم اسماعیل آباد همین ها هستند.
و خیلی از این موارد فهرست شد.
عرض آخر : خودتان را باور کنید.

   


نظرات()  
جمعه 18 مهر 1399  ساعت 13 و 23 دقیقه و 18 ثانیه    ویرایش: جمعه 18 مهر 1399 ساعت 13 و 24 دقیقه و 21 ثانیه
نوع مطلب: روز نگاری ،

نمایشگاه هفته دفاع مقدسِ ادارات با چاشنی ادوات در حال برگزاری است.
اول: خداقوت به آن سروان ارتش که سعی می کرد به جوانِ امروزی که پشت ضدهوایی واقعی نشسته بود، از سختی کار با سلاح ضدهوایی بگوید.
دوم: خداقوت به گروه سرود( آقای فلاح) و نمایش (محمد جهانپا ) که به بیان هنر برای انتقال مفاهیم دفاع مقدس تلاش می کردند.
سوم: خداقوت به دوستان بسیج سازمان فرهنگی شهرداری که نگاهی به فضای مجازی داشتند و با دعوت از فعالان دفاع مقدس برنامه سازی کردند.
چهارم: خداقوت به همه کارمندان ادارات،نهادها و سازمان ها که به عنوان نیروی خط مقدم در غرفه ها حضور داشتند.
پنجم: خداقوت به همه مسوولان دکتر،مهندس،حاج آقا و برخی درجه داران لشکری و مقامات کشوری که آمدنشان را هر چند دقیقه از طرف روابط عمومی با کمال ادب و البته با احترام گرامی می داشتند.
ششم: خداقوت به سربازهای یگان های مسلح و البته نیمه مسلح مثل شرکت های پیمانکاری تامین امنیت و حفاظت.
هفتم: و متاسفیم برای مدیران سازمان هایی که حتی یکساعت برای نحوه نیروها و کارمندان شان و غرفه شان فکر نکرده بودند!
هشتم: دست مریزاد به مردمی که آمده بودند. هر چند محتوای قابل توجهی دستگیرشان نشد

   


نظرات()  
جمعه 18 مهر 1399  ساعت 13 و 04 دقیقه و 53 ثانیه    ویرایش: جمعه 18 مهر 1399 ساعت 13 و 07 دقیقه و 55 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

اول: زندگی و خاطرات شفاهی همسر شهید توسلی با لقب جهادی ابوحامد و فرمانده فاطمیون را خانم مریم قربان زاده در کتاب «خاتون و قوماندان» قلمی و نشر قوماندان مردادماه 99 منتشر کرده است. شهید توسلی از بنیان‌گذاران لشگر فاطمیون است که پس از شکل‌گیری غده سرطانی و منحوس داعش (دولت اسلامی عراق و شام) به سرکردگی ابوبکر بغدادی و حمایت پشت پرده استکبار، برای دفاع از حرم اهل‌بیت در سوریه و عراق راهی سوریه شدند. او که البته سابقه جهاد در افغانستان علیه طالبان را در کارنامه خود دارد، پس از تعدی و توهین به آرامگاه حجربن‌عدی در سوریه نگران تعدی داعش به حرم حضرت زینب سلام‌الله علیها می‌شود و با احساس مسئولیت در برابر دفاع از حرم، با تشکیل یک گروه 22 نفره و سپس جذب مجاهدان عاشق اهل‌بیت از کشورهای مختلف فاطمیون را سازماندهی و ساماندهی می‌کند. آنچه در این کتاب روایت می‌شود بخشی از زندگی مجاهدانه او و خاطرات خانم حسینی از زندگی با این مرد بزرگ است. 

خانم قربان زاده با نویسندگی کتاب‌های «شهربانو» و «دریادل» ، این بار داستان زندگی خانم ام‌البنین حسینی را برای خوانندگان و علاقه‌مندان را در کتاب خاتون و قوماندان گردآوری و نشر ستاره‌ها آن را راهی بازار نشر کرده است.

دوم: ابتدا تصور شما بر این است که به سبکِ تاریخ شفاهی با همسر یا یک شهید آشنا می‌شوید. اما نویسنده با توانمندی، تسلط بر موضوع و ارتباط صمیمی با همسر شهید سبک زندگی مجاهدانه را روایت کرده و این روایت یک مرحله بالاتر از صرفاً گزارش مستند درباره شهید است. چارچوب اندیشه نویسنده از ابتدا تا آخر مبتنی بر روایت سبک زندگی و همین خط اصلی را تا پایان روایت حفظ می‌کند. کشش و جذابیت کتاب به حدی است که اگر کار واجبی نباشد؛ علاقه ندارید خودتان را از یک زندگی شیرین و صمیمی جدا کنید. در تاریخ شفاهی آن چیزی که ارزشمند است مستندات یا پژوهش‌های نویسنده در معرفی یک شخص است و نباید پروازهای خیال‌انگیز نویسنده در آن دخالت داشته باشد، اما نویسنده کتاب خاتون و قوماندان کلمات بسیاری را با حفظ لحن در بیان مصاحبه‌شونده کشف کرده و با کمک شخصیت روای، گویا یک داستان لطیف عاشقانه می‌خوانید نه تاریخ شفاهی یک زن قهرمان را.

روان بودن و استفاده از ساختار ساده‌گویی و ساده‌نویسی، خلاصه‌سازی و فرایند تدوین، حذف هدفمند و هوشمندانه کلمات اضافی طوری است که مخاطب از خواندن بیش از 75 هزار کلمه در گفت‌وگو با یک نفر خسته نمی‌شود.

نویسنده و روای هر دو، در ترسیم یک زندگی معمولی از زندگی مجاهدانه بسیار موفق بوده‌اند به‌خصوص آن که، نامه‌ها و یادداشت‌های شخصی خانم حسینی در لابه‌لای روایت‌ها، در بازنمایی یک زندگی پرفرازونشیب اما لطیف و ساده و صمیمی عاشقانه تأثیر به سزایی داشته است.
روایت یک زندگی معمولی به مخاطب حس همزادپنداری دست می‌دهد و خواننده با خواندن کتاب حس دوری ندارد. روایت ازدواج، دلخوری پدرخانم حسینی از شهید توسلی در بحث مهریه، لم دادن شهید توسلی در خانه و بسیاری از همین دست روایت‌های معمولی را باید از نقاط برجسته ی کتاب دانست. چرا که بسیاری از مردم فکر می‌کنند زندگی مجاهدانه یک زندگی خشک و رسمی است و بسیاری از جوانان هم فکر می‌کنند زندگی شهدا در ماورا طبیعت است و هیچ مشکل و مسئله‌ای نداشتند.

به‌کاربردن واژه‌هایی با لهجه افغانستانی برای حفظ هویت فرهنگی افغانستانی بودن شهید توسلی را باید به نقاط قوت این اثر افزود. چه آن که واژه‌ها نه آن‌قدر نامأنوس و دور از ذهن مخاطب و اتفاقاً تأکیدی برای خراسان بزرگ و فارسی اصیل ایرانی است.

توصیه و دعوت می‌کنم این اثر هنری ارزشمند را از دیدگان نازنینتان بگذرانید و بخوانید. خواندن این آثار برای نسل امروز بسیار ارزشمند خواهد بود به‌خصوص کسانی که هنوز دل در گرو چنین سبک زندگی‌هایی دارند و به سعادت و دنیا را فقط مزرعه آخرت می‌دانند.

 

 

   


نظرات()  

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات