۱ سال قبل در سه منطقه ی ۲ _محدوده ی بولوار شهید کریمی ، سپاد ، فرامرز عباسی ، بولوار خیام ، منطقه ی ۹ _محدوده ی بولوار هفت تیر و رضاشهر و منطقه ی ۶مشهد مقدس _ محدوده ی شهرک شهید رجایی ، باهنر ، کارمندان ، بولوار شهید رستمی و … شورای فرهنگی و اجتماعی محلات مشهد تشکیل شد.شورای فرهنگی واجتماعی محلات با هدف تقویت ایده محله محوری و افزایش مشارکت مردم در امور مدیریت شهری و هم چنین افزایش احساس تعلق مردم نسبت به محله محل سکونت تدوین ،برنامه ریزی و اجرا شده است.۲ مشهد مقدس در حال حاضر به ۱۲ منطقه شهری و منطقه ویژه ثامن (محدوده حرم حضرت رضا علیه السلام) ۴۵ ناحیه و ۱۵۷ محله تقسیم شده است.

۳ در سال ۹۰ پس از بررسی نقاط ضعف و قوت شوراهای تشکیل شده در مناطق سه گانه و هم اندیشی با اعضا شورا و مجریان در نام ، نحوه ی تشکیل ، شرح وظایف و ترکیب اعضا تغییرات عمده ای ایجاد شد.شورای فرهنگی و اجتماعی محله به شورای اجتماعی محله تغییر یافت و یک برنامه زمان بندی شده برای تعداد و نحوه تشکیل ترسیم شد. شرح وظایف شوراها از شکل اجرای برنامه های مختلف فرهنگ و اجتماعی به تصویب پیشنهادات شهرداری و پیشنهاد طرح به شهرداری منطقه تغییر کرد.البته شرح وظایف شوراها از حوزه فرهنگی و اجتماعی به سایر حوزه های حمل و نقل و خدمات شهری ، عمران و شهرسازی گسترده شده است.تعداد و ترکیب اعضا نیز از ۱۱ نفر به ۹ نفر کاهش یافت.در حال حاضر رئیس ناحیه ، کارشناس فرهنگی و اجتماعی ناحیه،امام جماعت یکی از مساجد محله،یک نفر از کسبه ، نماینده یکی از تشکل ها، نماینده بانوان،نماینده کلانتری یا بهداشت،نماینده فرهیختگان اعضای شورای اجتماعی محله می باشند.۴ مدیریت محله محور و باز پس دادن تصدی و تصمیم گیری در امور شهر به مردم در کوچکترین تقسیم بندی جغرافیایی شهری یعنی محله در شهرهای بزرگ مطرح شده و چندی است در ایران نیز پی گیری می شود.همان گونه که شوراهای شهری و روستایی بخشی از وظایف دولت و حاکمیت را اکنون به خود اختصاص داده اند و دولت مدیریت امور شهر ها را به شورا و شورا نیز به شهردار منتخب واگذار کرده است.بدون شک تصمیم گیری برای یک شهر توسط ساکنین شهر بسیار ساده تر و کاربردی تر است تا پایتخت نشین ها.۵ پیچیدگی جوامعه شهری ، تنوع اقوام ، تنوع رفتارها ، تنوع فرهنگ ها و به خصوص اولویت بندی نیازها مدیریت شهری را وادار می کند تصمیم گیری در برخی امور را به نمایندگان ساکنین همان محله وا نهد.فرض کنید زمین رها شده در بخشی از یک محله قرار است به یک مکان اجتماعی تبدیل شود. تشخیص مدیریت شهری بر این است تا برای غنی سازی اوقات فراغت جوانان زمین رها شده که محلی برای مزاحمت مردم بوده است به زمین ورزشی تبدیل شود. زمین ورزشی با صرف بودجه و هزینه راه اندازی می شود اما بعد نظر خواهی از مردم این خدمت فرهنگی تاثیری در افزایش رضایت مندی نداشته و حتی عدم رضایت را از عملکرد مدیریت شهری افزایش داده است.وقتی بررسی می شود به دلیل عدم توجه به نظر مردم و فقدان پیوست اجتماعی، این مکان برای مزاحمان جدیدی راه اندازی شده و متاسفانه به دلیل نزدیکی به منازل مسکونی و آپارتمانی ، هیجانات جوانان موقع بازی های ورزشی برای ساکنان محله ایجاد مزاحمت کرده است.

شهرما ؛ خانه ی ما ، این شعار جدید شهرداری ها برای مردم بوده و اکنون در برخی شهرها هست.شاید با این شعار انتظار داشتیم که مردم شهر را خانه خودشان بدانند.البته بی تاثیر هم نبود. سطل های آشغال همه شهرها مزین به همین شعار شد.یعنی ما موضوع مشارکت مردم را به همین مکان یعنی سطل های زباله محدود کردیم. شهر به معنای واقعی کلمه یعنی جایی که آشغالهایشان را عده ای می ریزند و عده ای هم شبانه جمع آوری می کنند.۷ به نظر می رسد مسوولان هم از مردم توقعات حداقلی داشته اند.مثلا یک شهروند خوب ؛ شهروندی است که عوارص نوسازی را به موقع پرداخت کند.البته وقتی شهروند در مسیر بهره گیری از خدمات مدیریت شهر می تواند به راحتی هزینه های واقعی را پرداخت نکند انگیزه ای هم برای مشارکت در ساختن شهر محل سکونت خود ندارد.۸ ارائه بلیط نشانه شخصیت شماست. اگر به محتوی این شعار ها دقت کنیم به خوبی می فهمیم که اگر چه این شعارها برای مردم است اما فایده آن برای پیام دهنده است.یعنی یک جا با کاهش هزینه برای شهرداری منفعت می شود و جای دیگر با افزایش درآمد. به هر حال باز این مردم هستند که باید رعایت کنند.۹ شهرداری، شهروند مدار شعار جدیدی است که شهرداری برخی از شهرها به عنوان شعار تبلیغاتی از آن استفاده می کنند. و یا شهرداری در خدمت مردم. همه ی این شعار نوعی تفکر مدیریت بالا به پائین است و سعی می کند با بغل نویسی روی درب ماشین ها و دیوارها به مردم تفهیم کند که نهاد شهرداری ها یک نهاد خدمتگزار است و رفتار آنان را به نفع شهرداری ها تغییر دهد.۱۰ کالبد شکافی شعارها به نظر مفهومی چون کپی ادبیات جامعه شناسی یا روان شناسی غرب است نوعی پوپولیست زدگی یا کاپیتالیسم را می توان از آن احصا کرد. چه آن جا که شهروند مداری شعاری بیش نیست و هیچ ساز و کاری برای بر مدار بودن مردم یافت نمی شود و اتفاقا بیشتر فعالیت ها بر مردم نداری است و چه جایی که شهروند خوب را شهروند درآمدزا تعریف می کند.شهروندی که بتواند سرمایه شهرداری را افزایش دهد شهروند مسوول به شمار می رود.۱۱ کم توجهی به مبانی و ادبیات دینی و فاصله گیری عمیق با خرده فرهنگ های بومی شهرها در مدیریت شهر و اولویت مکان بر انسان باعث رشد ناهنجاری های اجتماعی در شهرهای بزرگ شده است. والبته تقسیم بندی شهرها به شمال و جنوب را باید به این معضلات اساسی شهرهای بزرگ افزود.یعنی راهیابی ادبیات توسعه ی جهان سومی که کشورها را شمال و جنوب تقسیم می کند به ادبیات شهری نیز تعمیم می باید.مناطق جنوب نماد همه ی سرخوردگی ها و ناهنجاری (به ظاهر) و شمال نماد هم خوشبختی ها و رفاه زدگی ها (به ظاهر) در حالی که واقعیت چیز دیگری است.

۱۲ مدیریت بر مدار شورامحوری تحقق بخشی از جمهوریت نظام اسلامی است. “شهرداری” جدای از ” حکومت داری” نیست.پس همه قوانین و ضوابطی که برای حکومت داری به منش اسلام ناب است ؛ برای ” شهرداری” هم لازم است.به نظر می رسد نارضایتی گسترده مردم ایران از شهرداری ها به سبب شکاف عمیق نسبت دین با شهرداری است.۱۳ دین محوری و مردم داری فقط با شعار و بیان محقق نمی شود. حتی راه اندازی شماره سه رقمی ۱۳۷ برای شنیدن مشکلات مردم سطح اول مشارکت جویی و همراهی مردم با شهرداری است.در این بخش مردم فقط مشکلات به وجود آمده را منتقل می کنند و مدیران شهری نیز نسبت به رفع مشکل اقدام می نمایند.اما مشکلاتی که شهرداری ها برای مردم به وجود می آوردند را چه باید کرد و به چه کسی باید گفت؟!۱۴ بنابراین شاید (به دلیل پیچیدگی خاص جامعه) بتوان حضور حداکثری فرهیختگان و نخبگان ، گروه های مرجع و اقشار مختلف را در فرایندهای تصمیم گیری قبل از اجرا را در تقویت و افزایش مشارکت های اجتماعی موثر دانست.وگام بعد آن همیاری واقعی مردم در جلوگیری از بروز مشکلات در محیط زندگی آرمان مدیریت در شهرهاست که اگر تا آنجا فاصله های زیادی است اما نمی شود دست روی دست گذاشت.تمرین و ممارست را باید از همین امروز آغاز کنیم.

 

 

 

Template Design:Dima Group