از سال ۱۳۷۸ به راهنمایی یک دوست ” وبلاگی” شدم. البته آن زمان خودم رایانه نداشتم و اوقات تعطیلی وبیکاری در کافی نت ها برای نوشتن و به روز کردن وبلاگ پلاس می شدم. آن اول ها به دلیل آن که کمی مو در صورت ما بیشتر بود جوان ترهای اینترنتی مواظب بودند ما صفحه سراسر جستجوهای علمیشان را متوجه نشویم. آن زمان سرعت اینترنت مثل الان نبود. رایانه ها هندلی و اینترنت هم دیزلی. تا یک وبلاگ باز می شد ؛ می توانستید سفارش ساندویچ بدهید برگردید. خاصه وقتی محیط کافی نت ها مثل الان مردمی نبود که مردم برای پرداخت قبض،دریافت وام ، کارت سوخت و … رفت و آمد داشته باشند

آن زمان دغدغه ی توسعه ی کاشمر را داشتم و در پرشین بلاگ صبح کاشمر را فعال کردم. و بعد صبح ترشیز. (ترشیز نام قدیم کاشمر است) بعد ها بلاگفا آمد و صبح کاشمر را در بلاگفا ادامه دادموبلاگ اضافه کار را هم حدود سه سال پیش برای دغدغه های فرهنگی نوشتم که به حدود ۱۲ هزار بازدید کننده رسید. این سال ها سرعت اینترنت خیلی بهتر شده بود. بعد رایانه خریدم و فرصت بهتری فراهم شد تا درباره دغدغه هایم بنویسم. از وقتی اضافه کار را در بلاگفا نوشتم از به روز کردن صبح کاشمر عاجز ماندمبعدها ؛ کافه کتاب را برای دغدغه های کتابخوانی ومعرفی کتاب راه اندازی کردم.(دیماه ۱۳۸۷در این سال ها دوستان بسیاری پیدا کردم و از اظهار نظرها و قلم نگاریشان بهره ها بردم. هر وبلاگی برایم بخشی از خاطرات و شکل گیری دغدغه های من استهم زمان در عید غدیر تصمیم گرفتم همه ی وبلاگ هایم را در یک وبلاگ بنویسم. اگر چه در موضوع مشترک نیستند ؛ اما در یک چیز اشترک دارند. خودم فکر می کنم اشتراک همه ی آنها دغدغه ی نوشتن است. هم نظری است. و مهم تر دوست یابی و حفظ ارتباط با همه دوستان. کم کم همه مطالبی را که تا کنون وشته ام به همین وبلاگ منتقل خواهم کرد. بنابراین اگر این روزها مطالب متنوعی خواندید ؛ تعجب نکنید خیلی های آن برای شما تکراری است به دعای خیر شما و به نوشته های نازنین شما بیش ازهر زمان دیگری نیازمندم

 

 

 

Template Design:Dima Group