۱ پنج شنبه شب؛حدود ساعت ۱۹ مثل یک شهروند خوب!وسط چهاراه (میدان سابق) تقی آباد ایستادم تا چراغ محترم سبز شود و من مانند شهروندان مسوول وآگاه به قوانین و حقوق رانندگان ماشین وموتور سیکلت احترام گذاشتم. گوشی تلفن را از جیبم در آوردم تا فقط یک کلیک ارسال پیامک بزنم که آقای امیریان خبرگزاری ایرنا منظر نماند.شاید فاصله ی بیرون آمدن گوشی از جیبم به ثانیه نکشید که احساس کردم دست خشک شد.وگوشی در میان دستانم نیست.هاج و واج به موتور هندای محترمی نگاه می کردم که گوشی حقیر را از دستم قاپیده بود ودر حال رفتن به سمت چهارراه دکتری بود.چهره ام در آن لحظه ی عجیب دیدنی بود.برای چند لحظه ای برای در کمال ناباوری همان جا ماندن تا شاید یک شوخی بیشتر نبوده باشد ؛

اما قضیه جدی بود. حتی فرصت نکردم داد بزنم دزد!

۲ در آن لحظه حرف های مهرداد موسس برایم ملموس شد که به چه آسانی ساعت ۲ بد ازظهر در خیابان راهنمایی یک سارقی به تهدید چاقو گوشی او را گرفته بود و باورم شد چطور گوشی و ۱۸۰ هزارتومان پول رضا کاظم زاده را صبح ساعت ۹ صبح در حاشیه بولوار سجاد سرقت کرده اند. باورم شد به چه آسانی کیف رضا اسدی را چند وقت پیش ساعت ۱۱ صبح داخل پیاده رو قاپیدند و برای تلخ بود سرقت چند سکه بهار آزادی از علیرضا رجایی حدود چند ماه پیش و برایم عینی شد که چطور یک موتوری جلوی داروخانه از یک زن روز روشن پول زورگیری کردند و باورم شد که جیب آقای مصباحی را ساعت ۱۰ صبحبه همراه بچه کوچکش جلوی دانشگاه چطور خالی می کنند و….۲ الهی هیچ وقت اسم شما به این لیست اضافه نشود. انشاءالله…۳ نوشتم که مواظب خودتان و وسایل قیمتی تان باشید. روزها از شب ها ناامن تر است!بعد تحریر:یکی از همکاران هم گفتند ما را به لیست اضافه کنید.کیف ایشان را پشت چراغ قرمز در ماشین را باز کردند و بردند.

 

 

 

Template Design:Dima Group