تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 3 فروردین 1396  01:15 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 01:38 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

1- به استقامت سرو / خاطرات همسران آزادگان مشهدی/ بوی شهر بهشت
2- دخیل عشق / ماجرای دختری که دوست دارد با یک جانباز ازدواج کند/ جمکران
3- دست های بی قرار / خاطرات شهید کامیاب/ بوی شهر بهشت
4- خلوت گزیده / خاطرات شهید آستانه پرست / بوی شهر بهشت
5- وقتی مهتاب گم شد/ خاطرات علی خوش لفظ / سوره مهر
6- شیخ شهید / خطرات شهید مدافع حرم محمد رضایی/ بوی شهر بهشت
7- دوستدار خمینی / زندگی آیت الله خزعلی / بوی شهر بهشت
8- خلاصه خوبی ها / خاطرات همسر شهید علیرضا عاصمی / بوی شهر بهشت
9- نیمه پنهان ماه / خاطرات همسر شید مدق / روایت فتح
10- رویای نیمه شب / داستان زندگی تشرف یک حمامی خدمت امام زمان عج/ کتابستان
11- آنان که رفتند / روایتی از دفاع مقدس/ سوره مهر
12- چله عشق / خاطرات شهید نجفی / بوی شهر بهشت
13 فاتح دلها  / خاطرات شهید بخشی / بوی شهر بهشت
14- گیرنده پدرم / نامه دختران به پدر / بوی شهر بهشت
15- پروانگی / خاطرات زائران پیاده امام رضا علیه السلام/ بوی شهر بهشت
16- خیابان بهار / زندگی شهیده خانم چراغچی / بوی شهر بهشت
17- گوهر یکدانه / زندگی شهید دهنوی / بوی شهر بهشت
18- متولد نهم دی / زندگی شهیده امیری / بوی شهر بهشت
19- بزرگ چهنو / شهید حنایی / بوی شهر بهشت
20 - انقلاب در کوچه چهنو /بوی شهر بهشت
21- باز شود دیده شود / بوی شهر بهشت
22- آن بیست ودو نفر / زندگی شهید حسینی/ بوی شهر بهشت
23- ذوالفقار فاطمیون / بوی شهر بهشت

   


نظرات()  
چهارشنبه 2 فروردین 1396  06:33 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 01:13 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

خسته و رنجور،از گذرحوادث واتفاقات،از کانال ها و ماهورها،ازهورالعظیم و کنار اروندصغیر و کبیر، از ماووت و بانه و دهلران، از شترگلو ، از لشگرسیدالشهدا و انصاروالحسین و ۲۷ محمدرسول الله، از کنار جنازه پدرکنارپسر،از کنار جنازه برادر کنار برادر ، از جزیره مجنون، از دشت پر از خون، از گروهان 45 شهید ، از گردان صدهااسیر، از بچه های تخریب و خرماهای مانده بر نخیل،از نور مهتاب و کنار مین ، من پیامی آورده ام.بالاخره 600 و اندی از صفحات کتاب تمام شد.و برای این که بتوانم شوق خواندن این کتاب را به دیگران نیز منتقل کنم ،قطار قطار کلمه از ذهنم سرازیر کرده ام تا موقع تایپ سرانگشتانم تاب بیاورند.
چند وقتی است دست ما را «علی خوش لفظ» گرفته از غرب تا جنوب ایران با خودش برده و هزاران کلمه پشت سر هم یک نفس خاطره گفته و آقای حسام کلمات را نعل به نعل روی کاغذ قلمی کرده تا سال نو رفیق خوش مرامی چون او را پیدا کنیم.تا اینجای مطلب را نوشتم که بتوانم یک معرفی خوب از کتاب « وقتی مهتاب گم شد» بنویسم.اما چند نکته هم حاشیه نویسی کرده ام که با ربط و بی ربط به کتاب هست و نیست.

1- یکی از ویژه گی های دفاع مقدس تکرار هزار باره عاشورا بوده است.علت جذابیت دفاع مقدس و جهاد برای رزمندگان آن دوران همین است.وقتی روضه حسین علیه السلام خوانده می شود ، فرقی نمی کند زمین و زمان کجا و کی باشد و حتی فرقی نمی کند حاج احمد متوسلیان روضه خوان باشد یا حسین همدانی یا علی خوش لفظ. هر گاه صحبت جهاد است همه زمان ها کربلاست و همه مکان ها کربلاست.مهم نیت خالصانه است.این جمله ها نیز دیگر کلمه از جنس فعل وفاعل نیست.این جکله که حسین همدانی فرمانده بچه های همدان در جمع رزمندگان می فرماید:از تاریکی شب استفاده کنند برادارن.هر کس می خواهد برود ، برود.این جمله ها در امتداد تاریخ انسان سازی کرده اند.بنابراین حسین علیه السلام نیز متعلق به همه زمان ها و مکان هاست.

2- شاید خیلی وقت ها برای کارهای فرهنگی دنبال راهکار می گردیم.خیلی راهکار هم گفته می شود ، خیلی راهکار نوشته می شود اما کانون همه راهکارها معنویت است.در لابه لای خاطرات آقای خوش لفظ و سایر خاطرات شیرین دفاع مقدس این راهکار ها از همه برجسته تر است.حتی بچه های اطلاعات عملیات دفاع مقدس که همیشه دنبال راهکار برای عبور نیروی خودی برای رسیدن به پیروزی بودند خودشان را ساختند.خودشان از حیث معنویت، به درجاتی می رسیدند تابتوانند برای سایرین راهکار پیدا کنند.مفهوم مشترک تمام این صفحات ، «معنویت» است.دوای درد بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی بشریت نیز معنویت توام با جهاد است.
3- خاطرات جزیره مجنون را از هر رزمنده ای می شنوید و می خوانید بسیار عجیب است.مبارزه در دمای 50 یا 60 درجه که باید از طرفی با دشمن می جنگیدند و از دیگر سو با طبیعت ، باحشرات و موش نیز هم .شهید حجت الاسلام میثمی فرمود: هر کس در طلائیه ایستاد ؛ اگر در کربلا بود، می ایستاد.

4- اگر جنگ گنج است باید از لاب لای آن « زندگی سعادتمندانه » استخراج کنیم.برخی ها جنگ را با خاطره بازی و اشک و آه و ناله اشتباه گرفته اند. کسانی که در دوران دفاع مقدس رفتند از همین کوچه های الان رفتند ، بنابراین آن دوران ، بازتابی از زندگی ایرانی است.در این کتاب به خوبی نشان داده می شود که در آن دوران بر خلاف برخی فیلم ها ، دعوا ، قهر ، آشتی ، حاضر جوابی ، اختلاف ، تنوع سلایق ، فرار از جبهه ، اخلاص ، نماز شب خوان ، سرباز ، بسیجی ، و ...بوده اند. حس مشترک اکثریت آنها اخلاص (مراتبی داشته است) بوده است.ممکن است سوز وگدازه ها خوب باشد اماامروز به گزاره ها نیاز داریم تا بتوانیم درسنامه والگو بنویسیم.

5- مختصری از دلاوری های حاج ستار ابراهیمی نیز هست که زندگی او را همسر ایشان در کتاب دخترشینا روایت کرده است.

6- اسناد و خاطرات کتاب نشان می دهد یک ساختار منظم بر مدیریت ، فرماندهی ، حاکم بوده است.اطلاعات ، عملیات، طرح و برنامه ، تدارکات ، تبلیغات ، امداد ، تخریب چی ، پیک ، مسوول دسته ، بیسیم چی ، گروهان ، گردان ، تیپ ، معاون نشان از یک ساختار کاملا منظم است.این بر خلاف چیزی است که القاء می شود که دفاع مقدس را بی ترمزها اداره کردند!.همه کتاب را جع به بچه های اطلاعات و عملیات است.

در جبهه فرهنگی نیز همین ساختار لازم است.اشکال برخی در این است که فکر می کنند بدون داشتن یک ساختار منظم می شود کار فرهنگی کرد.یا مثلا می گویند کار را باید هیاتی پیش ببریم.( البته هیات هم ساختار دارد) بیشتر باید کار را خالصانه انجام داد.تعبیر هیاتی و جهادی در اخلاص است نه کار هردم بیلی.رزمنده ها در ساختار اسیر نمی شدند.مسوول و معاون و فرمانده یک وسیله برای تحقق اهداف بوده ست و این مسوولیت ها برایشان اصالت نداشته است.


   


نظرات()  
یکشنبه 15 اسفند 1395  08:15 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1395 08:18 ب.ظ
نوع مطلب: روز نگاری ،


حضرت زهرا سلام الله علیها در شرایطی به زندگی خاتم الانبیا صلوات الله علیه و آله و سلم پا می گذارند که در فرهنگ جاهلیت دختر در برابر پسر، ارزش گذاری چندانی نمی شود.خیلی ها توقع داشتند پیامبر پسری داشته باشند و حتی برخی ها او را مقطوع النسل می دانستندکه در شان این وجود مقدس سوره کوثر نازل شد.
اولین جلوه وجودبابرکت ایشان در پاسخ به کنایه ها و زخم زبان هاست.یعنی وجود نازنین اوفقط انحصار یک «دختر» وفرزند نیست، بلکه وجود او جاری در تاریخ خواهدشد. یعنی از لحظه تولد تا شهادت و بعد آن ذریه پاک ایشان نسل در نسل «خیرکثیر» خواهند بود.و این گونه هم شد.فرزندان فاطمه هر جای کره خاکی رفتند سراسر برکت و خیر و نور شده اند.ملجا و مرجع عموم مردم هستند.بعد امامان معصوم، امامزادگان،صلحا،علما،شهدا همه و همه در عالم و جهان اسلام و غیر اسلام منشا آبادانی دنیا و آخرتند.این پاسخ کسی بود که زخم زبان زد به پیامبر که بعد وفات قاسم و عبدالله او نسلی ندارد.
این «فاطمه » بوده و هست که مادر همه خوبی هاست.
بعد در سن کودکی، آن حضرت در شعب ابی طالب یاریگر پیامبر است.شرایط شعب ابی طالب دوران تنگنای امت پیامبر است.آن جا حضرت دخترسه ساله هستند.علاوه بر حصر اقتصادی که ایشان در آن شرایط سخت که غذای کافی نداشتند و سختی ها کشیدند، بعد چند سال حضرت خدیجه سلام الله علیها آن بانوی بزرگ، پناهگاه، وحصین هم به جوار رحمت الهی رفتند.حضرت ابوطالب سلام الله علیه نیز هم.
در چنین شرایطی و بعد آن یک دختر پنج ساله در کنار پدر ، برای او «مادری» می کند.
بعد جنگ احد که پیامبر اعظم از جنگ برگشتند ، سر روی آن حضرت را با آب شستند.برخی اوقات که مشرکین که با نجاسات شتر به پیامبر جسارت می کردند، اوبود که به سرعت آب می آوردو پدر را کمک می کرد.
این اتفاقات در دوران کودکی ایشان است.عظمت و جلوه های شخصیت آن بزرگ و سید زنان عالم، در حال تکمیل تر شدن است.اودر کنار سختی ها بزرگ شد.و هم زمان که دختربود، «ام ابیها» شد.این ویژگی ها را منحصربه آن وجود نورانی است.
ازدواج ایشان هر ثانیه  و دقیقه اش باید توصیف شود.دختر پیامبر بودن یک مقام معنوی است.مانور تجمل و تفاخر نیست.او نه با یک بزرگ و مهتر مادی بلکه با جوانی که از همه متقی تر است ازدواج کرد. بنابراین انتخاب همسر هم جلوه فاطمی است.یعنی سبک زندگی هم چنان «خیر کثیر»و «شجره طیبه»است.
در دوران زندگی جلوه ها بسیار است.اما زندگی همواره با ترک لذایذ دنیوی بود.امروز باور این موضوع خیلی سخت است که دختر اول شخص جهان اسلام در منزل شوهری که یک واقف بزرگ زمین ها و املاک کشاورزی است از گرسنگی رنگ چهره اش زرد شود و فقط پیامبر در حق ایشان دعا کند.!
یک مادر و همسر فرض کنید ۹ ساله تا ۱۸ سالگی که هم وظیفه مدیریت خانه را در غیاب شوهر رزمنده و مجاهدش به عهده دارد و هم تربیت فرزند!
مادری ۱۸ ساله با دو دختر و دو پسر.
این زندگی دختر رسول خداست.در فرزند هم «خیرکثیر» است.
جلوه دیگر عظمت و شخصیت آن بزرگ زنان عالم در دنیا و بهشت، حضور ایشان بعد از مصیبت رحلت نبوت است که دوران امامت شروع شد.
خطبه فدکیه برای دفاع از حریم ولایت و اتمام حجت جلوه اجتماعی آن حضرت است.البته ایشان به همین اکتفا نفرمودند.بزرگان اسلام را خطاب قرار دادند.زنان را جمع کردند و از هر کاری برای دفاع از حقانیت ولایت دریغ نفرمودند.همه این حضورها با نهایت ادب، بانهایت حجاب و رعایت عفاف فاطمی بوده است.جز صدای آن حضرت که جلوه ای از خطابه های نبوی است چهره را کسی ندید.
البته این همان زنی است که حجاب خود را در برابر مرد نابینا نیز حفظ می کند.
بنابراین حضور اجتماعی آن بزرگوار فقط و فقط برای دفاع از اصل دین، وحدت اجتماعی، دفاع از حقانیت ولایت و امامت بود، نه مناصب و مشاغل و ...که برای خدمت به جامعه مسلمین گاهی توجیه می شود.
زندگی مجاهدانه،زاهدانه و عاشقانه او با امیرمومنان علیه السلام به جهت طول زندگی کوتاه بود، اما تمام آن نه سال ، تا ابد تولید «الگو،مدل و سبک» بوده است.برای کسانی که بخواهند از زندگی ایشان الگو برداری کنند خیلی سخت است.چرا نمی توانیم ، چون گرفتاری های دنیوی و «بت وارگی» لوازم و اقلام غیر ضروری مانع نزدیک شدن به آن خورشید عالم تاب است.برای دیدن خورشید و ستاره باید موانع را کنار زد.
اما ، شهادت او خیر کثیر است.گمنامی او یک سوال تاریخی است.هر موقع این سوال در ذهن فرزندان فاطمه مطرح شود، باید زندگی وسیره او را دوباره خواند، دوباره تحلیل کرد، دوباره تفسیر کرد.فرزندان فاطمه امروز در افغانستان، پاکستان، یمن، عربستان، عراق،سوریه و ایران ادامه دار شدند.هنوز خیر کثیر جاریست.
گمنامی او تا ظهور فرزند ایشان است و این رابطه معنادار است البته برای اهل معنا.
پنهان ماندن آرامگاه مطهر او در بقیع هم اعلام نارضایتی است هم مظهر حفظ وحدت درجامعه اسلامی که پیامبر برای آن خیلی زحمت متقبل شدند.
هر عمل ضد وحدت از طرف خاندان نبوت و امامت ممکن بود اصل اسلام در همان نخستین سالها در تاریخ دفن شود.
زندگی و جلوه های زندگی فاطمه زهرا سلام علیها منحصر به مصیبت به درسوخته و... قطعا نیست.
این که حضرت فرمودند سلام مرا به فرزندانم برسانید به تعبیر دیگری همان خیر کثیر است.یعنی هر جا دیدید اصل ولایت و امامت در خطر است و دستگاه استکباری مقابل ما بود ، باید مجاهدانه ایستاد.این را فرزندان و ذریه پاک او با شهادت پاسخ دادند و بعد آن این «سلام» هم چنان در خون فرزندان فاطمی جاری است.ان شاالله.

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی