تبلیغات
وبلاگ مهدی ابراهیمی
دوشنبه 8 آذر 1395  08:42 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 8 آذر 1395 08:51 ب.ظ
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

عنوان جدیدی است که انتشارات بوی شهر بهشت منتشر کرده است.برش هایی از زندگی وزمانه آیت الله ابوالقاسم خزعلی است.این کتاب اگر چه نتوانسته است به دلیل محدودیت ها در تعداد صفحات و کم حوصلگی مخاطبان ، حق مطلب را به بزرگی شخصیت فقیه انقلابی ، ابوالقاسم خزعلی قلمی کند ، اما شدیدا این کتاب را بخوانیم.
هر کدام از ما ممکن است در شرایط و امتحانات و ابتلا انقلابی قرار بگیریم و این مجاهد الگوی خوبی است.
دعای عمومی  آیت الله این بوده که ان شاالله در انقلاب پایدار بمانید.
گاهی اوقات با خودم کلنجار می روم که چرا باید فرزند آیت الله خزعلی یکی بشود ، محسن ، یکی بشود مهدی.
به خودم شاید پاسخ غلطی می دهم که هر کس از همان نقطه قوتش امتحان می شود.
کسی که حافظ قرآن و نهج البلاغه و عمری در خدمت انقلاب بوده و پایش را جلوی عکس امام خمینی دراز نمی کند ، باید به امتحان بزرگی مثل اولاد سنجیده شود.
و البته آیت الله باهمان مبانی قرآنی برائت از فرزند را اعلام می کند.
نکته مهم تر در این کتاب نامه همسر ابوالقاسم خزعلی به همسر آیت الله منتظری است.پاسخ جانانه ای که آخرش به دفاع انقلابی از ولی فقیه زمان تمام می شود.
این کتاب 6 هزار تومان قیمت دارد.

   


نظرات()  
دوشنبه 8 آذر 1395  08:38 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 8 آذر 1395 08:41 ب.ظ
نوع مطلب: فیلم نگاری ،

یتیم خانه ایران را دیدم.
یاد صحبت های مادر بزرگم افتادم.هر وقت می گفتیم فلان غذا را نمی خواهیم او برای از سال قحطی می گفت که چیزی نداشتند بخورند.تعریف می کرد کسی از گرسنگی پلوک شتر را با شیر مخلوط کرد.خورد و مرد.از روزگاری می گفت که گندم نایاب شد.نان جو هم نبود.با ارزن نان درست می کردند.از روزگاری می گفت که یکباره همه چیز کم شد.مهاجرت کردند به گرگان.پدربزرگم همان جا مریض شد و در جوانی مرد.
چند وقت پیش پدرخانمم از روزگار قحطی صحبت می کرد.گفت از بعضی خانواده ها ۶ تا بچه با هم مردند.قبرها خانوادگی بود.پدر ، بچه، زن و....
گاهی پدر خانواده سه ، چهار ، پنج بچه اش را با هم دفن می کرد.مردم داد می زدند اما فریاد رسی نبود.
کاش مادر بزرگم زنده بود و به او می گفتم ، کار ، کار انگلیس خبیث بوده است.
بنده های خدا فکر می کردند بلای طبیعی بوده است ، قحطی و...
پیشنهاد می کنم یتیم خانه ایران را ببینید و روی دیگر انگلیس خبیث را.
نسل امروز به خصوص کسانی که از دوره پهلوی اسطوره سازی می کنند ، از دوره هایی سخن می گویند که گویا بهشت برین بوده است و اگر تحت الحمایه اروپا و آمریکا باشیم خوشبخت ترین ها هستیم ، نیازمند دیدن این فیلم هاست.اگر چه فیلم است اما واقعیت هایی است که تا کنون افشا نشده است.

   


نظرات()  
سه شنبه 2 آذر 1395  09:20 ق.ظ    ویرایش: - -

نوجوان که بودیم یکی از تفریحات سالم ما رفتن به حرم سید مرتضی علیه السلام در 5 کیلومتری کاشمر بود. یکی از جاذبه های کاذب، معرکه گیرها بودند.برخی هاشان هم جعبه ای داشتند و می خواندند و می خواندند تا مردم جمع شوند.روی پرده ها شکل های زیبا و زشت بود که هر کدام داستانی داشت و داستان ها تمامی نیز نداشت.داستان سرایی بود.به قول خودمان کنتور نمی انداخت و معیار ارزیابی هم نبود.که کسی سوال کند این داستان ها راست است یا دروغ.! جمعی که دور آنها حلقه می زدند به داستان ها گوش نمی دادند و اهمیتی برایشان نداشت.فقط نشسته بودند و نشسته بودیم ببینیم از درون این جعبه، ماری با چه اندازه و چه هیبتی قرار است بیرون بیاید. معرکه گیر که نقطه ضعف ما را فهمیده بود هر چه دلش می خواست می فروخت ، از روغن مار گرفته تا زهر مار و دعای مارگیری و دعای حفظ جان و قس علیهذا. خلاصه خوب که کاسب می شد درب جعبه را تا نیمه باز می کرد ، ماری را نشان می داد و دوباره ما را می ترساند که اگر این مار نیش بزند سیاه می شویم و آخر قصه نه از وصف آن مارهایی که به بهانه آن مادورش جمع شده بودیم خبری بود و نه داستان آموزنده ای از داستان های روی پرده.فقط چند شیشه روغن مار و چند دعا و ... بود که اصل بود و مارهای دوسر و افعی و ...مساله فرعی. و جعبه ای را هم باز نمی کرد و به وعده ای دیگر موکول می کرد تا همیشه بهانه ای برای مراجعه بعدی ما باشد. حکایت امروز برجام و آمریکا و داخل جعبه برجام و داستان سرایی ها و ...حکایت همان مارگیرها و معرکه گیرهاست. بعد چند ماه و الان چند سال از وعده ها و وعیدها حتی یک شیشه روغن مار هم از استکبار جهانی کاسب نشدیم. و البته معرکه گیری های نائب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی نیز کمک خوبی می کند تا مردم هم چنان سرگرمی بیشتری داشته باشند ، هر چه به پایان داستان می رسیم ، باید حواسمان را بیشتر پرت کنند تا از اصل داستان بیشتر فراموش کنیم. https://telegram.me/joinchat/Al6WbT3JsYLpus5DJ6S1lw

   


نظرات()  

وبلاگ مهدی ابراهیمی